شمارهٔ ۱۰۶
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و ویژگیهای آن است. شاعر بیان میکند که عشق، شاه و محترم است و توضیح دربارهی آن نشانهی بزرگواری است. او به دوری از عشق هشدار میدهد و میگوید که کسی که در پی آزار اوست، باید بداند که عشق حقیقی همواره حامیاش است. همچنین، اشاره میکند که ندا و صدای معشوق هرگز به همه نمیرسد و این نشانهای از عدم درک آن است. در نهایت، شاعر به عشق به عنوان شرابی در مجلس اهل دل اشاره میکند و میگوید که رقیب درک درستی از عشق ندارد و در برابر عارفان هیچ است. در انتها، قلم ازلی سرنوشت دل را رقم زده است.
بهر کجا که رسد عشق شاه محترمستصفات عشق تو گفتن نشانه کرمست
هوش مصنوعی: عشق در هر جایی که حضور داشته باشد، مثل یک پادشاه محترم است و ویژگیهای عشق تو، نشانهای از بزرگواری و مهربانی است.
مرو بپیش، که ترسم که باز گردانندکه علت حدثان نفی معنی قدمست
هوش مصنوعی: نرو جلو، چون میترسم که برگردی، زیرا دلیل وقوع حوادث، نفی اصل و معنای جاودانگی است.
بدان که: جان تهی همچو جسم بی جانستنخواهمش بکف آرم، اگرچه جام جمست
هوش مصنوعی: بدان که روح خالی مانند جسمی بیروح است. من آن را در دست نخواهم گرفت، حتی اگر به اندازهی جام جم باارزش باشد.
رقیب خواست که آزار من کند ز حسدحبیب گفت: مرنجان، که آهوی حرمست
هوش مصنوعی: رقیب تلاش کرد که به من آسیب برساند چون نسبت به عشق محبوب حسادت میورزد، اما او را نهی کرد و گفت: نگران نباش، چرا که او مانند آهویی در حرم است.
ندای دوست بجانها نمیرسد دایمندای او نشنیدن نشانه صممست
هوش مصنوعی: صدای دوست به دلها نمیرسد، چرا که اگر کسی همیشه صدای او را نشنود، نشاندهندهی عدم توجه و ارادهاش است.
میان صومعه دیدیم طاعتست و نمازبکوی عشق رسیدیم عاشقان همه مست
هوش مصنوعی: در میان صومعه، میتوان عبادت و نماز را دید، اما زمانی که به کوی عشق رسیدیم، همه عاشقان در حال مستی به سر میبردند.
شراب عشق بمی خوارگان مجلس دهحدیث زاهد خودبین مگو، که کم ز کمست
هوش مصنوعی: شراب عشق را به میخواران مجلس بچشان و از داستان زاهد خودپسند چیزی نگو، چرا که سخن او در حد و اندازهای کمتر از آنچه باید باشد، است.
رقیب واقعه عشق را نمی داندبپیش مردم عارف رقیب کالعدمست
هوش مصنوعی: رقیب به حقیقت عشق آگاهی ندارد و در نزد مردم، عارف و صاحبنظر هم او را بیاهمیت و بیارزش میدانند.
قلم برندی قاسم زدند روز ازلهمه حکایت دل مقتضای آن رقمست
هوش مصنوعی: قلمی که قاسم به کار برد، در آغاز روز ازل همه چیز را نوشت. این نوشتهها داستان دل را بازگو میکند و وضعیت آن مطابق با چیزی است که در آن ثبت شده است.