شمارهٔ ۱۰۷
هوش مصنوعی: این شعر، بیانگر آشفتهحالی و عشق عمیق شاعر به معشوق است. شاعر از معشوق درخواست لطف و کرم دارد، و خود را به عنوان انسانی خطاکار و آشفته معرفی میکند. او از ساقی میخواهد که باده عشق را به همه برساند و به ظلم و ستم اعتنایی نداشته باشد. شاعر با اشاره به خطر و ریسک در عشق، بیان میکند که هر که به عشق ورزد، جانش محترم است. این شعر نشاندهنده شور و عاشقانهگی عمیق شاعر و تمایل او به نزدیکی با محبوب است. در انتها، شاعر به این حقیقت اشاره میکند که عشق به معشوق، انسان را از عدم به وجودی جاودان میرساند.
جگرم گرم و دل خسته ندیم ندمستلطف فرما و کرم کن، که مقام کرمست
هوش مصنوعی: دل من از درد و رنج به شدت در آتش است، از تو خواهش میکنم که با لطف و مهربانیات به من کمک کنی، زیرا جایی که هستی، محل کرم و بخشش است.
ما که آشفته و رندان و گنه کارانیمعفوک لله، که لطف تو بعالم علمست
هوش مصنوعی: ما افرادی آشفته و گناهکار هستیم، اما امیدواریم که خداوند ما را ببخشد، زیرا لطف تو برای همه عالم روشن است.
ساقیا، لطف کن و باده بهرکس برساندأب رندانه نگه دار، چه جای ستمست؟
هوش مصنوعی: ای ساقی، لطف کن و باده را به همه برسان. با دقت و هوشیاری رفتار کن، زیرا در فضاهای ظلم و ستم جایی برای این کار نیست.
پیش تیغ تو روان جان و سراندر بازیمهرکه شد کشته شمشیر غمت محترمست
هوش مصنوعی: به خاطر تیغ تو، جان و سر ما در خطر است و ما در بازی تو هستیم. هر کسی که به خاطر شمشیر غم تو کشته شود، مورد احترام است.
لطف کن، یکقدم از هستی خود بیرون نهاز تو تا حضرت محبوب قدم یک قدمست
هوش مصنوعی: لطفاً یک قدم از وجود خود فراتر برو و خود را فراموش کن، چون حرکت به سوی محبوب فقط به یک گام نیاز دارد.
دم آن دوست مرا زنده جاویدان کرددل و جانها همه حیران شده کین دم چه دمست؟
هوش مصنوعی: نفس آن دوست زندگی جاودانی به من بخشید و همه دلها و جانها در حیرتند که این نفس چه قدرتی دارد؟
قاسم ار شیوه تحقیق عیان میگویدهرکه او عشق نورزید بعالم عدمست
هوش مصنوعی: اگر قاسم شیوه تحقیق را به وضوح بیان کند، هر کسی که به عشق ورزیدن نپردازد، در واقع در دنیای عدم و نیستی به سر میبرد.