شمارهٔ ۱۰۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و جذابیت ساقی و جام شراب است. شاعر به زیبایی و دلربایی ساقی اشاره میکند و میگوید که جهان تنها تجلی جام اوست. او از ساقی میخواهد که جرعهای به او بدهد تا زمین را بچشد. به عشق و حالتی که در آن به سر میبرد، اشاره میکند و میگوید که حتی اگر در این راه عامی باشیم، لطف و محبت ساقی شامل حال همه است. واعظان و پند دهندگان، به دلیل نداشتن درک واقعی، نمیتوانند به کسی کمکی کنند. شاعر میگوید که در این دنیا کسی که هشیار باشد و نسبت به عشق بیتوجه، درست نیست. همچنین به قدرت عشق و تاثیر یک نگاه معشوق اشاره میکند و در نهایت سلامی به قاسم میفرستد.
تو ساقی جان بخشی و عالم همه جامستوز باده نوشین تو عالم همه جامست
هوش مصنوعی: تو به مردم زندگی و انرژی میدهی و تمام جهان در واقع به مانند ظرفی است که به دست تو پر شده است. با نوشیدنی شیرین تو، جهان به شکلی دیگر و زیباتر نمایان میشود.
از جام تو یک جرعه بما ده، که زمین راگر زانکه نصیبست، هم از کأس کرامست
هوش مصنوعی: از جام تو یک جرعه به ما بده، زیرا اگر زمین هم به نوشیدن آن نصیب پیدا کند، از کرامت و بزرگی میباشد.
هرچند که ما عامی عشقیم درین راهبر جمله ذرات جهان لطف تو عامست
هوش مصنوعی: هرچند که ما در عشق مبتدی و ناآگاه هستیم، اما در این مسیر، محبت و مهربانی تو به تمامی ذرات جهان گسترده است.
واعظ، که برقصست پس پرده پندارسودش نکند پند، که در بند عمامست
هوش مصنوعی: واعظی که تنها از پشت پردهی خیال و اندیشه برخاسته، درس و پندش فایدهای ندارد؛ زیرا او خود در قید و بند ظواهر و شوکتهای دنیا گرفتار است.
در دور رخش یک دل هشیار ندیدیمآنکس که نه مستست درین دور، کدامست؟
هوش مصنوعی: در اطراف زیبایی چهرهات کسی را نیافتیم که دلش هوشیار باشد. حالا آن کسی که در این فضا هشیار نیست و مست نشده، کیست؟
در کشتن عشاق بشمشیر چه حاجت؟یک غمزه از آن نرگس مخمور تمامست
هوش مصنوعی: برای کشتن عاشقان نیازی به شمشیر نیست. یک نگاهی ساده از آن نرگس مست کافی است تا آنها را از پای درآورد.
گفتی که: سلامی بفرستیم بقاسماز ذوق سلامت دل من دار سلامست
هوش مصنوعی: گفتی که پیامی برای قاسم بفرستیم، چون دل من از خوشحالی سالم است.