شمارهٔ ۱۱۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف مقام والای عاشقان و زاهدان میپردازد. او توضیح میدهد که برخی از زاهدان تنها به نام و ظواهر میپردازند و از حقیقت عشق و مستی واقعی بیخبرند. زیبایی معشوق و جاذبههای او باعث میشود که انسانها از درد و رنجهای خود مست شوند. شاعر بر این نکته تأکید میکند که راه هدایت و روشنایی از ذکر و یاد معشوق گذر میکند. در نهایت، او از عشق و قربت به معشوق سخن میگوید و میطلبد که او از محبت و انعام خود به دیگران دریغ نکند.
موسی صفتان را، که درین طور مقامستاز درد تو مستند گروهی ز دوا مست
هوش مصنوعی: موسیصفتان، کسانی که مانند موسی هستند و مقام بلندی دارند، از درد تو تحت تأثیر قرار گرفتهاند و گروهی از آنها در جستجوی دارو یا درمان هستند.
آن خال سیه جانب آن زلف دلاویزوصفش نتوان گفت: چه دانه است و چه دامست
هوش مصنوعی: خال سیاه کنار آن موهای جذاب، به قدری زیباست که نمیتوان دربارهاش توضیح داد؛ نه میتوان گفت چه زیبایی دارد و نه میتوان فهمید چه دام و فریبی در خود نهفته است.
هرجا که تو باشی سخن از شاهد و می گویچون راه هدایت همه از ذکر دوامست
هوش مصنوعی: هرجا که تو حضور داری، صحبت از زیبایی و شادابی است، زیرا همه مسیرهای درست و هدایتگر به یاد تو و ذکر نام تو وابسته است.
از چهره زیبا تتق زلف براندازچون نور هدایت همه از رفع ظلامست
هوش مصنوعی: از چهره زیبا و زلفی که برانداز میکنی، مانند نوری که راه را روشن میکند، همه چیز از تاریکی دور میشود.
زاهد ز می ناب همین نام شنیدستاو مست خیالست، نه سرمست مدامست
هوش مصنوعی: زاهد از نام شراب ناب باخبر است، اما او در واقع مست خیالهایش است، نه اینکه همیشه در حالت مستی باشد.
از مطبخ جان بوی طعامی نشنیدستزعمش همه اینست که بر خوان کرامست
هوش مصنوعی: از آشپزخانه جان هیچ بویی از غذا به مشامش نرسیده، و درک او تنها همین است که بر سر سفرهی نعمتها نشسته است.
یک نام شنیدست از آن یار گرامیزان نام گمان برده که سلطان انامست
هوش مصنوعی: یک نام از آن عزیز شنیدهام و به خاطر آن نام، گمان میکنم که او بزرگترین و ارجمندترین فرد است.
یک بوسه، نگوییم، که یک غمزه از آن چشمانعام کن، ای دوست، که انعام تو عامست
هوش مصنوعی: یک بوسه کافی نیست، بلکه یک نگاه جذاب از آن چشمان تو را میخواهم، ای دوست، زیرا لطف تو شامل حال همه است.
قاسم، سخن از ساقی و می خانه و می گویزیرا که ترقی همه از ذکر مدامست
هوش مصنوعی: قاسم، در مورد ساقی و شراب و میخانه صحبت کن، زیرا که رشد و پیشرفت همه چیز از یادآوری مداوم این موضوعات ناشی میشود.