شمارهٔ ۱۳۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و عظمت معشوق است. شاعر از نور و درخشش جمال معشوق صحبت میکند و اظهار میکند که زیبایی او باعث خوشحالی و شادی او شده است. او از دیدار معشوق به حس خوبی دست یافته و از درد و رنجی که از فراق معشوق دارد، میگوید. شاعر به اهمیت وجود معشوق به عنوان منبع همه چیز اشاره میکند و از آن میخواهد که بادهای در میخانه بیاورد تا درد و اندوهش را تخفیف دهد. در نهایت، او بر اهمیت دشمنیها و جداییها تأکید میکند و به خداوند امیدوار است که به او و دوستانش نزدیکتر شود.
آفتابیست جمالت که جهان پرتو اوستهمه را از همه رو روی بدان روی نکوست
هوش مصنوعی: زیبایی تو مانند آفتابی است که نورش همه جا را فرا گرفته و همه چیز را روشن و زیبا کرده است. هر کسی به نوعی تحت تأثیر چهره ی زیبا و نیکوی تو قرار دارد.
تا جمال تو بدیدم خوش و خندان گشتمهمه شب ذکر دلم تا بسحر یا من هوست
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی تو را دیدم، خوشحال و شادمان شدم. تمام شب دلم به یاد تو و ذکر تو مشغول بود تا سپیدهدم.
بنده از دیدن دیدار تو گشتم فربههر که دیدار ترا دید نگنجد در پوست
هوش مصنوعی: من از لذت دیدار تو به طرز عجیبی شاداب و سرزنده شدم. هر کسی که تو را ببیند، آنقدر تحت تأثیر قرار میگیرد که نمیتواند خودش را در محدودیتهای دنیایی حفظ کند.
تنم از درد بجان آمد و دل حیران شدساقیا باده بپیما که همه جا همه اوست
هوش مصنوعی: بدن من از درد رنج میبرد و دلم در حیرت مانده است. ای ساقی، باده را بیاور، زیرا در هر جا، او تنها وجود دارد.
گر ترا دیده تحقیق خدا بین باشدگل و گلزار همو، دیده و دیدار هموست
هوش مصنوعی: اگر چشمانت توانایی دیدن حقیقت خدا را داشته باشد، همه چیز مانند گل و باغ گل برایت یکی خواهد بود؛ یعنی آنچه میبینی و آنچه را که میشناسی، همه از یک منبع و یک حقیقت هستند.
هرکجا عربده دایم و قایم بینیبیقین دان که همو عربده و عربده جوست
هوش مصنوعی: هرجا که صدا و هیاهو و جنجال را میشنوی، مطمئن باش که همان جا کسی به دنبال جنجال و درگیری است.
قاسمی، رو بخدا آر و رقیبان بگذاردشمنانند بهم تا نرسد دوست بدوست
هوش مصنوعی: ای قاسمی، به خداوند توکل کن و رقبائی که داری را نادیده بگیر، زیرا دشمنان میان آنها هستند که نمیگذارند دوستان به یکدیگر برسند.