شمارهٔ ۱۳۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و نور خداوندی که به دوست تشبیه شده، اشاره میکند و تأکید میکند که همه چیز در جهان به سوی اوست. او از عشق و شور عاشقی سخن میگوید و به اهمیت وجود عشق در زندگی صوفی و ملا اشاره میکند. شاعر همچنین از کوی عاشقی یاد میکند که همیشه پر از فتنه و جذابیت است. در انتها، شاعر دعوت میکند که از شراب ناب بنوشند و در حضور دوست سجده کنند، به معنای نزدیکی به خداوند و عشق به او.
برآمد آفتاب طلعت دوستکه ذرات جهان را رو به آن روست
هوش مصنوعی: طلوع خورشید صورت دوست باعث شده که همه ذرات جهان به سوی او روی آورند.
اگر نفست ازین جا رخنه جویدازو مشنو، که آن وارونه هندوست
هوش مصنوعی: اگر نفس تو از اینجا خود را به چیزی برساند و تو به آن گوش بسپاری، بدان که آن چیزی که میشنوی، در واقع نادرست و معکوس است.
غلام روی آن خورشید حسنمکه عالم لمعه ای زان روی نیکوست
هوش مصنوعی: من بنده آن چهره زیبا هستم که همه دنیا به روشنایی و زیبایی آن چهره وابسته است.
چه خوش می نالد آن چنگ معربد!که شور عاشقان از ناله اوست
هوش مصنوعی: چقدر زیبا مینالد آن چنگ که نغمهاش باعث بروز شور و هیجان عاشقان میشود!
اگر صوفی ندارد عشق، قاقاستوگر ملا نباشد مست، قوقوست
هوش مصنوعی: اگر عارف از عشق بیبهره باشد، در حقیقت بیمعناست و اگر عالم مذهبی به حال مستی و عشق نرسیده باشد، ارزش ندارد.
بکوی عاشقی کمتر گذر کنکه هرجا فتنه ای بینی در آن کوست
هوش مصنوعی: به جایی که عاشقانه و با احساسات قوی در آنجا حضور داری، کمتر برو، زیرا هر جا که نشانهای از مشکل یا آزردگی ببینی، آنجا جایی است که احساسات تو را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
تو هر جوری که خواهی کرد بر منمرا جور تو بردن عادت و خوست
هوش مصنوعی: هر طور که دوست داری با من رفتار کنی، من به این عادت و رفتار تو عادت کردهام.
ز حسنت قصه ای در باغ گفتندهمیشه فاخته در بانگ کوکوست
هوش مصنوعی: زیبایی تو به قدری ستودنی است که در باغ داستانی دربارهاش میگویند، همچنان که فاخته همیشه در فریاد خود از کوکو میگوید.
بیا، قاسم، شراب ناب بستانبنوش و سجده کن در حضرت دوست
هوش مصنوعی: بیایید، قاسم، شراب خوش طعم را بنوش و در مقابل پروردگار سجده کن.