شمارهٔ ۱۷۶
هوش مصنوعی: این شعر به طور کلی به موضوع عدم انتظار و نیاز به چیزهایی که در دسترس نیستند، میپردازد. شاعر به کسی توصیه میکند که به در نزن چرا که آن شخص در اینجا جایی ندارد. او بیان میکند که اگرچه ممکن است دلتنگیهایی وجود داشته باشد، اما یاد خود را فراموش نکن و به یاد کسی نباش که برایت مهم نیست. همچنین شاعر به این نکته اشاره میکند که دوست داشتنیها باید به دل نزدیک باشند و قابل دسترس، و درنهایت میگوید که در زندگی به ویژگیهای خود اتکا کن و به دنبال آنچه که به درد بخور نیست نرو. شعر به فلسفهای از پذیرش و ارزیابی واقعیات زندگی میانجامد.
حلقه بر در مزن، که بارت نیستخانه کمتر طلب، که جارت نیست
هوش مصنوعی: به در نزن، زیرا که برای تو جایی نیست. کمتر از آنچه که میخواهی را طلب کن، چون جای بیشتری برای تو وجود ندارد.
گفتمت ناروا مدار چنانهوس دار و این دیارت نیست
هوش مصنوعی: به تو گفتم که هوسهای نادرست را دنبال نکن و این مکان متعلق به تو نیست.
هرچه با یاد خویشتن باشیفکر خود کن، که فکر یارت نیست
هوش مصنوعی: هر اندازه که به خودت فکر کنی و به خاطر داشته باشی که به یاد خودت هستی، باید بدان که این افکار و اندیشهها، شاید فقط به خودت مربوط باشد و از طرف کسی دیگر حمایتی ندارند.
نان خورش یاد یار می باشدگر همه شام و گر نهارت نیست
هوش مصنوعی: اگر چه ممکن است در شام و نهار، غذایی نباشد، اما یاد یار همواره در دل و در سفرهی نان حاضر است.
نوش بادت نصیحت مستانباده می نوش، چون خمارت نیست
هوش مصنوعی: نوشی بر تو باد! از نصیحت کسانی که مست مینوشند، گوش مگیر، زیرا تو در حال حاضر مست نیستی و احساس نیازی به آن نداری.
آدمی چون ترا بدست آرداشتر مستی و مهارت نیست
هوش مصنوعی: انسانی که به او اعتماد کنی و از او بهرهبرداری کنی، اگر مست و ناپخته باشد، نمیتوان به او تکیه کرد و مهارتش را معتبر دانست.
قاسمی شد مقیم خاک درتبعد از این حاجت تجارت نیست
هوش مصنوعی: بعد از این، قاسمی در خاک در تو جاودانه میشود و نیازی به تجارت و داد و ستد ندارد.