شمارهٔ ۱۹۳
هوش مصنوعی: این شعر در مورد عشق و زیبایی است و بیانگر این موضوع است که در جهان، هیچ چیزی به جز محبوب و دلبر وجود ندارد. شاعر به انتقاد از فقیهان و خودباختگان میپردازد که درک صحیحی از عشق ندارند و تنها به خیال باطل مشغولند. او به عاشقانی اشاره میکند که در عشق دیوانهاند و تنها کسانی ارزش عشق را میدانند که کشتهی لیلی، یعنی معشوق خود، شدهاند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که غیر از محبوب، هیچ چیز دیگر در جهان ارزش ندارد و زهد و بیاعتنایی در عشق نمیتواند واقعی باشد.
بپیش مردم نادیده این سخن شینیستکه غیر دلبر ما در جهان دگر شی نیست
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در میان مردم، هیچ چیز دیگر وجود ندارد که ارزش بحث یا توجه داشته باشد، جز عشق و زیبایی دلبر ما. در واقع، تنها عشق به دلبر در این دنیا دارای اهمیت است و هر چیز دیگری بیمعنا به نظر میرسد.
خیال باطل از آنست در دماغ فقیهکه در مزاج دلش بوی نشأئه می نیست
هوش مصنوعی: اندیشهی نادرست ناشی از این است که فقیه در دل خود عطر و طعمی از معنویت و نشأهی حقیقی را حس نمیکند.
هزار مجنون در حی عشق نعره زنانکه هرکه کشته لیلی ما نشد حی نیست
هوش مصنوعی: هزاران مجنون در عشق لیلی فریاد میزنند که هر کسی که در این عشق دچار نشود، نمیتواند به زندگی ادامه دهد.
بدور حسن رخش جمله جهان مستندولی چو ما قدح هیچ کس پیاپی نیست
هوش مصنوعی: تمام جهان تحت تاثیر زیبایی چهرهات است، اما هیچ کسی مانند ما، اینقدر به عشق و شوق در حال نوشیدن نیست.
تو دیده باز گشا، تاجمال جان بینیمگو که: کیست وصالش؟ ولی بگو: کی نیست؟
هوش مصنوعی: چشمهایت را باز کن و زیبایی روح را ببین. نگو که وصال او کیست، بلکه بگو که چه کسی نیست.
جهان پرست ازین آفتاب عالم تاببجز وجود تو دیگر درین میان فی نیست
هوش مصنوعی: این جهان به خاطر وجود پرنور و درخشان توست که ارزشمند است و بدون وجود تو هیچ چیز دیگر در اینجا معنی ندارد.
ز زهد لاف نزد جان قاسمی هرگزکه مرد ره نزند لاف آنچه در وی نیست
هوش مصنوعی: از درویی و ادعای زهد و پارسایی بپرهیز، چرا که انسانهای واقعی هرگز بر ادعاهای بیاساس تکیه نمیکنند و به آنچه ندارند، نمیبالند.