شمارهٔ ۲۰۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر عشق و اشتیاق عمیق خود را نسبت به محبوبش بیان میکند. او به زیبایی و جذبهی محبوب اشاره میکند و ابراز میکند که چه زیانی ندارد که در محبت او بمیرد. شاعر از شوق و خرابی ناشی از عشق سخن میگوید و اظهار میکند که احساسات عاشقانه در وجود او جاریست. همچنین، او به تأثیرات عشق بر روی دل خستگان و شوقی که در دل عاشقان ایجاد میکند اشاره میکند. در نهایت، شاعر به بیم و ترس از جدایی و هجران اشاره میکند و از زیبایی و کلام محبوب میگوید که در هر گوشه از شهر شنیده میشود.
مرا با روی تو پیوسته روییستزیانی نی، که از وجه نکوییست
هوش مصنوعی: هرگاه به چهره تو نگاه میکنم، هیچ زیانی احساس نمیکنم، زیرا که از زیبایی توست.
هوس دارم که: در پایت بمیرمبعالم هر کسی را آرزوییست
هوش مصنوعی: من آرزومندم که در کنار تو جان بسپارم، زیرا هر فردی در زندگی آرزویی دارد.
ز شوق چشم میگونش خرابیمشراب ما نه از جام و سبوییست
هوش مصنوعی: از شوق دیدن چشمان میگون او، به حال خراب افتادهام. نوشیدنی من از شراب و ظرف نیست، بلکه از عشق او سرچشمه میگیرد.
بجست و جوی او دل خستگان راز آب دیده هر دم شست و شوییست
هوش مصنوعی: در پی یافتن او، دلهای خسته را هر لحظه با آب چشم شستشو میکند.
ز جامش جرعه ای تا بر زمین ریختبعالم عاشقان راهای و هوییست
هوش مصنوعی: از جام او یک جرعه که بر زمین بریزد، برای عاشقان نشانهای از عشق و شور و هیجان است.
جرسها را فغان الرحیلستتنم از بیم هجران همچو موییست
هوش مصنوعی: صدای زنگها به گوش میرسد که خبر از حرکت میدهد. من از ترس جدایی به حالت افسردگی و نگرانی مانند مویی شلخته و پریشان هستم.
ز حسن یار و شوق جان قاسممیان شهر هر جا گفت و گوییست
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی معشوق و اشتیاقی که دارم، در هر نقطه از این شهر که بحث و گفت وگویی برپا باشد، نام قاسم به میان میآید.