شمارهٔ ۲۲۷
هوش مصنوعی: این متن شعری است درباره شیدایی و عشق. شاعر در حال بیان عشق و سرمستی است و از زیبایی معشوق خود سخن میگوید. او به باد و بوی زلف محبوب اشاره میکند که جانش را شاد کرده است. شاعر میگوید که تنها کسی که در دلش جای دارد، معشوقش است و دیگران در این مسیر جایی ندارند. همچنین به دو راه اصلی در عشق اشاره میکند: یکی راه جدی و دیگری راه تلاش و کوشش. در نهایت به نام قاسمی اشاره میکند که نشاندهنده عشق و جستجوی علم و معرفت است.
ما همه شیداییان بودیم و مستان وداد«زاد فی الطنبور نغما» حسن او چون جلوه داد
هوش مصنوعی: ما همه دیوانه و شیدا بودیم و در مستی عشق او سر دادیم، هنگامی که زیباییاش را به نمایش گذاشت، آهنگ طنبور در افشاگری او سر داد.
گفت دلبر: عاشقا، برگو، چه خواهی منیزید؟گفتم: ای جان و جهان، آخر چه گویم منیراد؟
هوش مصنوعی: دلبر گفت: ای عاشق، بگو چه چیزی میخواهی از من؟ من هم در جواب گفتم: ای جان و جهان، در واقع نمیدانم چه بگویم.
باد بوی زلف مشکین تو میآرد به منشاد شد جانم ز بوی باد، جانش شاد باد!
هوش مصنوعی: باد بوی خوش زلف مشکی تو را به من میآورد و جانم از عطر این باد شاد میشود. امیدوارم جان تو هم شاد باشد!
گر مرادی بایدت، در نامرادی زن قدمیافتند از نامرادی عاشقان گنج مراد
هوش مصنوعی: اگر خواستهای داری، باید به سمت آن بروی؛ زیرا عاشقانی که در نامرادی به سر میبرند، نمیتوانند به آرزوهای خود دست یابند.
گفتمش: اندر نهادم هیچ کس غیر تو نیستگفت: نوشت باد، نوش، ای عاشق نیکونهاد!
هوش مصنوعی: گفتم که هیچ کس جز تو در دل من وجود ندارد. او پاسخ داد: باد را بنویس و بنوش، ای عاشق خوب سیرت!
از دو بیرون نیست ره، گر مرد این راهی بدان:یا طریق جد بباید، یا سبیل اجتهاد
هوش مصنوعی: در این دنیا فقط دو راه وجود دارد. اگر کسی در این مسیر است، باید یا به روش کسی که پیش از او بوده عمل کند، یا خود به اجتهاد و پژوهش بپردازد.
قاسمی نام ترا جان و جهان گفت، ای عزیزسیر او چون بر سبیل «علم الاسما» فتاد
هوش مصنوعی: قاسمی نام تو را جان و جهان معرفی کرد، ای عزیز! زمانی که او در مسیر «علم الاسماء» قدم گذاشت.