شمارهٔ ۲۴۸
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حالتی از آشفتگی و رندی است که شاعر در آن به زندگی و عشق مینگرد. او از وضعیت خودش ناراضی است و میگوید که هرچه در این جهان میگذرد، او نمیتواند تغییر کند. عشق و دلباختگیاش او را در حلقهای از ناامیدی و پریشانی نگه داشتهاند. شاعر به مستی خود و تاثیری که عشق بر او گذاشته اشاره میکند و به این نکته میرسد که وعدههای وعاظ و نصیحتها در برابر تجربه عمیق عشق برایش بیفایدهاند. در نهایت، او بر این عقیده است که هیچ راهی جز پذیرش حال خود ندارد و از این وضعیت آگاه است.
من رند خرابات مغانم چه توان کرد؟آشفته و رسوای جهانم چه توان کرد؟
هوش مصنوعی: من شخصی هستم بیقید و بند، زندگیام پر از آشفتگی و رسوایی است. چه انتظاری میتوان از من داشت در این وضعیت؟
با یاد سر زلف چو زنجیر تو دایمدر حلقه سودازدگانم چه توان کرد؟
هوش مصنوعی: با یاد موی زیبای تو، همیشه در چنگ و آسیب عاشقان هستم. چه کاری از دستم برمیآید؟
پیوسته مرا پیشه همینست که در عشقنعره زنم و جامه درانم چه توان کرد؟
هوش مصنوعی: همیشه همین کار را میکنم که در عشق با صدای بلند ناله کنم و از خودم بیرون بیفتم، حالا چه کار میتوانم انجام دهم؟
ناصح خبری گوید و پیغام و نشانیمن بی خبر از نام و نشانم چه توان کرد؟
هوش مصنوعی: ناصح (پند دهنده) اطلاعاتی را میدهد و پیامی را منتقل میکند، اما من از هویت و ویژگیهای خود بیخبر هستم. در این شرایط، چه کاری از دست من برمیآید؟
من مست شرابم، چو چنینم چه توان گفت؟من رند خرابم، چو چنانم چه توان کرد؟
هوش مصنوعی: من تحت تأثیر شراب هستم و در این حالت نمیتوانم چیزی بگویم. من انسانی سرکش و شاداب هستم و در این وضعیت نمیتوانم کار خاصی انجام دهم.
واعظ دهدم وعده دیدار بفردااین قصه شنیدن نتوانم، چه توان کرد؟
هوش مصنوعی: واعظ به من وعده دیدار را در فردا میدهد، اما من نمیتوانم این داستان را بشنوم. چه باید کرد؟
بر مذهب عشقست دل قاسم مسکینچون خوشتر ازین راه ندانم چه توان کرد؟
هوش مصنوعی: دل قاسم مسکین بر اساس عشق میتپد و چون نمیدانم راهی بهتر از این وجود دارد، نمیتوانم کاری غیر از این انجام دهم.