شمارهٔ ۲۸۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره آمدن یاری محبوب و بینظیر است که دلها را شاد کرده و افراد را به عشق و محبت در میآورد. شاعر با اشاره به زیبایی چهره و گیسوان محبوب، تاثیر آن بر دلها را بیان میکند و میگوید که همگان، حتی کسانی که منکر عشق بودند، به سوی او میآیند. هر کس که جمال محبوب را میبیند، دل به او میسپارد و از دنیا دست میکشد. در نهایت، شاعر از دل و حالت شادابی که بر اثر حضور محبوب در او ایجاد شده، سخن میگوید و دعوت به رقص و شادی میکند.
شاد باش،ای دل من،نوبت دیدار آمدسرنگهدار،که آن مونس دلدار آمد
هوش مصنوعی: خوشحال باش، ای قلب من، زمان دیدن فرا رسید و شخصی که همیشه در کنار تو بوده، اکنون آمده است.
یار از خلوت جان جانب بازار رسیدگل بقنطار شد و مشک بخروار آمد
هوش مصنوعی: دوست از دوری و تنهایی به بازار آمده است، گلی به مقدار زیاد و بویی خوش همراه خود دارد.
هر که او وصل ترایافت بجان خواهان شدو آنکه هجران ترا دید بزنهار آمد
هوش مصنوعی: هر کسی که به وصال تو دست پیدا کرد، با تمام وجود خواهان تو شد و آنکه جدایی تو را دید، از ترس به جان آمد.
ای دل، ای دل، چه نشستی؟منشین،در رقص آیصبح صادق بدمید،آن بت عیار آمد
هوش مصنوعی: ای دل، چرا نشستی و بیحرکتی؟ برخیز و به رقص درآ، زیرا صبح روشن بهزودی فرا میرسد و آن معشوق زیبا میآید.
هر که رخسار ترا دید مسلمان شد بازوآنکه گیسوی ترا در صف کفار آمد
هوش مصنوعی: هر کسی که چهره تو را دید، دوباره به اسلام روی آورد، و آنکس که موی تو را دید، در صف کافران باقی ماند.
دل آن خواجه،که انکار حقیقت می کردروی زیبای ترا دید باقرار آمد
هوش مصنوعی: دل آن صاحبمنصبی که حقیقت را انکار میکرد، وقتی چهره زیبای تو را دید، به آرامش رسید.
سخن سر حقیقت بزبانها افتاددوست از خلوت جان جانب بازار آمد
هوش مصنوعی: دوست، حقیقت را به زبانها آورد و از تنهایی دل، به جمع میدان شفافیت و گفتگو پیوست.
دل،که او منکر زنار و چلیپا می بوددید زلفین ترا،عاشق زنار آمد
هوش مصنوعی: دل که همیشه به دور از زرق و برقها و زیباییهای دنیوی بود، اکنون با دیدن زلفهای تو، به عشق زینت و زیبایی روی آورده است.
هر که زلفین ترا دید دو عالم بفروختقاسمس روی ترا دید خریدار آمد
هوش مصنوعی: هر کسی که زلفهای تو را دید، همه چیزش را فدای تو کرد. وقتی قاسم چهرهات را دید، خریدار آمد.