شمارهٔ ۳۴۸
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و هوای تغییر و تحول در زندگی اشاره دارد. شاعر از ورود یک شخصیت مهم (مثل یوسف) و فرا رسیدن زمان خوشبختی و عشق سخن میگوید. او اشاره میکند که دیگر نمیتوان از عشق زلیخا و داستانهای عاشقانه پنهان ماند، زیرا این احساسات فراگیر شدهاند. زمان تلاش و درد گذشته و اکنون زمان شادی و نعمتهاست. همچنین، شاعر به نالهها و رنجها اشاره میکند و بیان میکند که اکنون زمانی برای درمان و آسایش است. در نهایت، پیام شعر درباره گذر از سختیها و ورود به دوران شادی و عشق است.
خانه ما روضه شد،چون مقدم رضوان رسیددیده روشن شد،چو بوی یوسف کنعان رسید
هوش مصنوعی: خانه ما به باغی زیبا تبدیل شد؛ چون بهار و خوشبختی به آن وارد شد. چشمان ما روشن و شاداب گشت، مانند بوی خوش یوسف از سرزمین کنعان.
قصه عشق زلیخا را کجا پنهان کنم؟کین حکایت از سواد مصر تا صنعان رسید
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم داستان عشق زلیخا را پنهان نگهدارم؟ این داستان آنقدر معروف است که از مصر تا صنعان منتشر شده است.
پیش ازین در شهر جانها رفته بودی لایزالشهر ایمن گشت،اکنون سنجق سلطان رسید
هوش مصنوعی: قبل از این، تو در میان مردم شهر زندگی کرده بودی و این شهر به مکان امنتری تبدیل شده است. حالا هم مأمور سلطان به اینجا آمده است.
ساقیا، تا ذکر هشیاران نگویی بعد ازینوقت هشیاران برفت و نوبت مستان رسید
هوش مصنوعی: ای ساقی، تا زمانی که دربارهٔ هوشیارانی صحبت نکنی، بدان که وقتِ هوشیاران گذشت و حالا نوبت مستان فرا رسیده است.
ساقیا،ما را پیاپی ده قدح،کز فضل یارحالت هجران گذشت و نوبت احسان رسید
هوش مصنوعی: ای ساقی، مدام برای ما جامهایی پر کن، زیرا دوران غم و جدایی از محبوب تمام شده و اکنون زمان دریافت نعمت و لطف او فرارسیده است.
چند گویی!واعظ،آخر از خدا شرمی بدارنوبت جان در گذشت و نوبت جانان رسید
هوش مصنوعی: چقدر حرف میزنی، ای واعظ! کمی از خدا بترس. زمان زندگی به پایان رسید و حالا نوبت معشوق و عشق واقعی است.
قاسمی،تا چند می نالی ز درد دل؟بگو:دردها بگذشت،اکنون نوبت درمان رسید
هوش مصنوعی: قاسمی، تا کی از درد دل شکایت میکنی؟ بگو: حالا که دردها تمام شده، وقت درمان فرا رسیده است.