شمارهٔ ۳۷۰
هوش مصنوعی: غزل به تمسخر انتظار تلخ و پیچیدگیهای عشق پرداخته و به ساقی سفارش میکند مینوشد تا فراموش کند. شاعر به دوست داران عشق توصیه میکند که عشق را رها نکنند و دل را به دست دنیا نسپارند. وی به شیخ روزگار هشدار میدهد که مغرور و غافل نباشد و نسبت به حال عاشقان بیاعتنا نماند. شاعر همچنین به عقل میگوید که باید از عشق و عواطفش غافل نباشد، چرا که عشق، برترین زیباییها را در خود جای داده است. در نهایت، به این نکته اشاره میشود که زیبایی و ارزش عشق همیشه برتر از تشکیلات ظاهری است.
ساقی، بیار باده، که تلخست انتظارچون من خمار می شوم، از بهر من خم آر
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیا و شراب را بیاور، زیرا انتظار بسیار تلخ است. چون من به خاطر این انتظار دلتنگ و خمار میشوم، لطفاً برای من زنجیر مِی را بگشا.
با عشق باش و همدم و همراز عشق باشدل در جهان مبند، که داریست بی مدار
هوش مصنوعی: با عشق زندگی کن و با آن همراه و همدل باش. دل خود را در این دنیا وابسته نکن، چرا که عشق همیشه در جریان است و نیازی به قید و بند ندارد.
از عشق وا ممان، که زیان در زیان کنیهمراه عشق باش، که شیریست در شکار
هوش مصنوعی: از عشق دور نشو، زیرا دوری از آن به تو آسیب میزند. با عشق همراه باش، زیرا مانند شیر در شکار قوی و موثر است.
ای شیخ روزگار، که مغرور و غافلیبر خرقه و دراعه خود ماتمی بدار
هوش مصنوعی: ای شیخ زمان، که به خود مغروری و غافل از حقیقت، بر لباس خود اندکی اندوه و تاسف نهی.
در حال زار ما بتکبر نظر مکنتو مست رای خویشی و ما مست روی یار
هوش مصنوعی: به حال ناگواری ما توجه نکن، تو در غفلت خود غرقی و ما به عشق یارمان همچنان سرخوشیم.
ای عقل چاره ساز، که ترسیده ای ز سرسر بایدت بکوچه عشاق، سر مدار
هوش مصنوعی: ای عقل که میتوانی در حل مشکلات کمک کنی، از چیزی نترس. باید به کوچهٔ عاشقان بروی و از عشق و شور و حال آنها درس بگیری.
قاسم بداغ لاله رخان رفت و رسته استبرتر بتش همیشه ریاحین لاله زار
هوش مصنوعی: قاسم بداغ، کسی است که زیبایی گلهای لاله را پشت سر گذاشته و همیشه از محبوب خود، که او را به زیبایی لالهها تشبیه کرده، برتر و ممتاز است.