شمارهٔ ۳۸۷
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر به زیبایی عشق و وابستگی او به معشوقش را بیان میکند. شاعر از ناز و زیبایی معشوقش تعریف میکند و میگوید که در برابر آن ناز، خود را قربانی میکند. او دلش برای دیار معشوق تنگ است و آرزوی دیدار او را دارد. هرچند در باغ بهشت هم بروند، دل او همچنان به سمت معشوق پرواز میکند. همچنین شاعر به اثرگذاری چشمان معشوق اشاره میکند که او را از حال خود بیخبر کرده و عشق در دلش همچون شمعی میسوزد. در پایان، معشوق او را به صبر و تحمل در عشق دعوت میکند.
چو نازنین جهانی بحسن خویش بنازکه پیش ناز تو میرم بصد هزار نیاز
هوش مصنوعی: ای نازنین، تو با زیباییهای خود به قدری جذاب هستی که من برای جلب توجه و محبت تو آمادهام تا با تمام وجودم به تو نیازمند باشم. در واقع، به خاطر جذابیت تو، تمام نیازها و آرزوهایم را فدای عشق و محبت تو میکنم.
دلم غریب هوای دیار تست، بیادمی بحال غریب دیار خود پرداز
هوش مصنوعی: دل من برای وطن و دیار تو تنگ شده، بیا و لحظهای به حال من، که دور از وطنم هستم، توجه کن.
گرم بروضه صدر جنان برند چه سود؟که دل بجانب کوی تو می کند پرواز
هوش مصنوعی: اگر در باغهای بهشت هم بروند چه فایدهای دارد؟ چرا که دل، به سوی کوی تو پرواز میکند.
ز چشم مست تو مستم، که اهل صومعه رادرید پرده تقوی بغمزه غماز
هوش مصنوعی: از نگاه زیبای تو سرمست و مدهوش هستم، به طوری که حتی زاهدان درویش هم با ناز و عشوهات تحت تأثیر قرار میگیرند و پردههای زهد و تقوی خود را میدرند.
چو شمع آتش عشقست در دلم، لیکنبذکر و فکر توام در میان سوز و گداز
هوش مصنوعی: در دل من آتش عشق تو شعلهور است، ولی در میان این سوز و گداز، همیشه به یاد و فکر تو هستم.
بنور دیده محمود می توان دیدناشعه لمعات جمال حسن ایاز
هوش مصنوعی: با نور چشم محمود میتوان جلوههای زیبایی حسن ایاز را مشاهده کرد.
بگفتم: از غم عشق تو سوختم، چه کنم؟بخنده گفت که: قاسم، برو بسوز و بساز
هوش مصنوعی: گفتم که به خاطر عشق تو دچار غم و ناراحتی شدهام، چه کار کنم؟ او با خنده گفت: قاسم، برو و به این مشکلاتت ادامه بده و تحمل کن.