شمارهٔ ۴۱۹
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و هوای عاشقان و اهل کمال میپردازد. شاعر از جرعههایی از شراب الهی سخن میگوید که جان را از بندهای دنیا رها میکند. او به تضاد بین سؤال صوفی و زاهد میپردازد و اشاره میکند که زاهدان فقط به خیالهای خود مشغولاند. شاعر در حضور ساقی، زیبایی و محبت را جشن میگیرد و به مستی عاشقان اشاره میکند. در این بزم، ادب و خاموشی را به عنوان راه رسیدن به معشوق معرفی میکند و در نهایت به آرزوی وصال میپردازد.
مقررست و معین، برای اهل کمالهزار بانگ «تعالی »، هزار جام زلال
هوش مصنوعی: برای انسانهای با فضیلت و کامل، هزار بار به دعوت و تشویق خواسته میشود و هزار جام زلال و پاک برای نوشیدن وجود دارد.
ز فکر هر دو جهانم خلاص داد تمامشراب ناب الهی، ز جام مالامال
هوش مصنوعی: از اندیشههای هر دو جهان رهایی یافتم، به لطف تمام شراب خالص الهی که از جام پُر کردم.
سؤال صوفی صافی ز عاشق و معشوقکلام زاهد خودبین همه خیال و محال
هوش مصنوعی: صوفی از عاشق و معشوق سؤال میکند، در حالی که سخنان زاهد خودبین تنها خیال و توهم است.
بپیش ساقی باقی رویم دست افشانهزار حسن و ملاحت، هزار لطف و جمال
هوش مصنوعی: به پیش ساقی میروم و با شادی و شوق بسیار، از زیباییها و لطافتهای بیشمار بهرهمند میشوم.
ببزم ساقی ما عاشقان همه مستندنه مست عربده جو، مست مستقیم احوال
هوش مصنوعی: در مهمانی ما، همه عاشقان شاد و پرنشاط هستند. آنها مست هستند، اما نه به خاطر هیاهو و سروصدای بیمعنی، بلکه به خاطر حال خوب و مستقیم دلهایشان.
سؤال وصل بظاهر نمی توانم کردکه در طریق ادب خامشیست حسن سؤال
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به طور مستقیم از طرفی که ما را به هم پیوند میدهد سؤال بپرسم، زیرا در راه آداب و ادب، سکوت کردن بهتر است.
ز قاسمی نفسی باقیست و این هر دمبآرزوی هوای تو میزند پر و بال
هوش مصنوعی: از وجود قاسمی روحی باقی مانده است و این روح هر لحظه با آرزوی دیدن تو بال و پر میزند.