شمارهٔ ۴۲۰
هوش مصنوعی: این شعر به عمق معرفت و عشق به خداوند اشاره دارد. شاعر به افرادی که از درک واقعی خداوند ناتوانند، هشدار میدهد که در مباحث فلسفی و فقهی بیهوده سخن نگویند. او با ذکر عشق و گرمایی که از آن میگیرد، ابراز میکند که از مسائل دنیا فارغ است. شاعر همچنین به عارفان اشاره میکند که باید به اصول بپردازند و به جزئیات ناچیز پرداخته نشود. او در پایان، از محبت و عشق خود به خداوند میگوید و قربانی شدن در راه عشق به او را ارزشمند میداند.
خدای را چو ندانی، چه فقه و چه معقول؟بدوست راه نبردی، مگو حدیث فضول
هوش مصنوعی: اگر خدای را نشناسی، چه فقه و چه علوم عقلی به کار تو نمیآید. اگر با او رابطهای برقرار نکردی، دیگر از گفتن مطالب بیفایده پرهیز کن.
ز آفتاب جهانتاب عشق گرم شدیمفراغتیم ز عالم، چه جای رد و قبول؟
هوش مصنوعی: از تابش آفتاب عشق گرم شدهایم و از دنیا فارغیم؛ پس چه نیازی به تأیید و رد در اینجا داریم؟
سخن ز ممکن و محدث مگو، ز واجب گوحدیث فرع نگویند عارفان اصول
هوش مصنوعی: در صحبتهای خود، از چیزهایی که ممکن است یا به وجود آمدهاند، حرف نزنید؛ بلکه درباره آنچه ضروری و لازم است، صحبت کنید. عارفان به مسائل بنیادی و اصلی میپردازند و درباره جزئیات فرعی سخن نمیگویند.
اگر چه کشته تیغ توام، ولی در حشرچه شکرها که بگوید ز قاتل این مقتول!
هوش مصنوعی: با وجود اینکه با تیغ تو جان دادهام، در قیامت چه نعمتهایی که از زبان این کشته درباره قاتلش گفته خواهد شد!
بدان که علت غایی تویی، ز ملک و ملککه اهل حق ز حقیقت نکرده اند عدول
هوش مصنوعی: بدان که هدف نهایی تو خود تو هستی و اهل حقیقت، از راه راست و واقعیت منحرف نشدهاند.
خدای را، که ز واعظ سؤال فرماییدکه: با کراهت الحان چرا کنی مرغول؟
هوش مصنوعی: ای خدا، چرا از واعظ میپرسید که چرا با دلزدگی نغمههای زاری میسازد؟
هزار جان و دل قاسمی فدای تو بادکه مست جام هوای تو شد نفوس و عقول
هوش مصنوعی: جانها و دلهای زیادی آمادهاند تا برای تو فدا شوند، زیرا همه انسانها و اندیشهها به خاطر عشق و آرزوی تو به شدت شیدا و مجذوب شدهاند.