شمارهٔ ۴۲۶
هوش مصنوعی: شعر به بیان احساسات و تفکر شاعر درباره عشق، زندگی و مرگ میپردازد. شاعر از نی که به نوای خود مینالد، شروع میکند و به تجربیات خود از باده و عشق اشاره میکند. او به ثبات عشق و وفا و همچنین فقر و فنا میپردازد و از شادی و لذت زندگی سخن میگوید. شاعر تاکید میکند که اگر از ساقی باده بنوشی، میتوانی به ارتفاعات بالا دست یابی. او همچنین از ناآگاهی نسبت به ملک الموت صحبت کرده و ابراز میدارد که جانش را به معشوق میدهد. در نهایت، او نمیتواند از عشق بگریزد و به نوشتن عشق خود ادامه میدهد.
نی چو بنالید، بگفتا: نیمباده بجوش آمد و گفتا: میم
هوش مصنوعی: وقتی نی شروع به ناله کرد، در پاسخ گفت: بخشی از شراب به جوش آمد و گفت: "صبح".
عشق و وفا گفت که: من ثابتمفقر و فنا گفت که: من لاشیم
هوش مصنوعی: عشق و وفا میگویند که من همیشه پابرجا و استوار هستم، اما فقر و فنا میگویند که ما چیزی جز بیهویتی و نابودی نیستیم.
نوبت شادیست، گه عشرتستباده بنوشیم بپهنای یم
هوش مصنوعی: حالا زمان شادی و خوشگذرانی است، بیایید تا با هم باده بنوشیم و از زندگی لذت ببریم.
گر ز کف ساقی جان می خوریبر سر افلاک بر آری علم
هوش مصنوعی: اگر از دست ساقی نوش جان کنی، به اوج آسمانها خواهی رسید و نام خود را بلند خواهی کرد.
من نشناسم ملک الموت چیست؟جان بسوی حضرت جانان دهم
هوش مصنوعی: من نمیدانم فرشته مرگ چه شکلی است، اما جانم را به سوی معشوق واقعیام میسپارم.
رو ننماید بتو از هیچ رویتا نکنی در طلبش سر قدم
هوش مصنوعی: هرگز بت زیبایی به تو روی نخواهد آورد مگر اینکه در جستجوی او قدمی برداری.
من نتوانم که گریزم ز عشقبر سر قاسم قلم این زد رقم
هوش مصنوعی: نمیتوانم از عشق فرار کنم، زیرا تقدیر و سرنوشت با قلم قاسم این را نوشته است.