شمارهٔ ۴۳۲
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر نشاندهنده احساسات عاشقانه و شوق به معشوق است. شاعر از حالت مستی و عشق به معشوق خود سخن میگوید و از ساقی میخواهد که جامی از شراب به او بدهد تا بتواند از غم و درد جدایی رهایی یابد. او به پیمانی که با معشوق بسته اشاره میکند و میگوید که در هر حال قلبش با اوست، حتی اگر به نظر دیگران ناپسند بیاید. شاعر همچنین به فتنهای که چشم معشوقش ایجاد کرده اشاره میکند و خود را در میان آن فتنه میبیند، بهگونهای که شعلۀ عشقش او را میسوزاند.
من از سودای جانان نیم مستمبده، ساقی، می گلگون بدستم
هوش مصنوعی: من از عشق محبوبم دیوانه و شیدا شدهام؛ ای ساقی، جام می سرخ را به من بده.
مرا جام آر، از آن خم دل افروزکه من این شیشها درهم شکستم
هوش مصنوعی: به من یک جام بده، از آن ظرفی که دل را شاد میکند، زیرا من این شیشهها را که در هم شکستهام.
خطایی ناید از من، یا رب، آمیندر آن عهدی که من با دوست بستم
هوش مصنوعی: ای خدا، در آن پیمانی که با دوستم بستم، خطایی از من سر نزند، آمین.
بهر حالی دلم با اوست دایماگر خود مؤمنم گر بت پرستم
هوش مصنوعی: در هر حالتی دلم همیشه با اوست، حتی اگر من خودم مؤمن باشم یا بت پرستی کنم.
اگر جویای آن یاری بتحقیقبجه از جو، که من از جوی جستم
هوش مصنوعی: اگر واقعا به دنبال آن یاری هستی، باید از جویاب حیات بپرسید، چون من از خود جویابی هم به دنبال آن یار بودهام.
چو چشمش فتنه ای انگیخت ناگاههنوز اندر میان قرقشستم
هوش مصنوعی: به محض اینکه چشمانش فتنه ای به وجود آورد، بیدرنگ در دل آن دلهره و شور و حال قرار گرفتم.
زناگه آتشی افروخت جانانچو قاسم در میان مجمرستم
هوش مصنوعی: جانان همچون قاسم در میان مشعلها آتشی افروخت.