شمارهٔ ۴۶۵
هوش مصنوعی: در این متن شاعر از جستجوی فراوانش برای دوست و محبوب سخن میگوید. او به تلاشهای بیپایانش برای رسیدن به معشوق اشاره میکند که در نهایت نتوانسته به او برسد. اما وقتی که جمال محبوب را میبیند، شکر خدا را میگوید که هنوز زندهاست و توفیق دیدار او را یافته است. شاعر از درد و غم عشق میگوید و از بینهایت محبت و شوقی که در دل دارد. او تأکید میکند که این دیدار برایش سعادت و کمال به ارمغان آورده است و از اینکه در این راه، به نوعی جانفشانی کرده است، احساس شکرگزاری میکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که در سن پیری، به مقامی رسیده و مرید عشق است.
ما در طلب دوست فراوان بدویدیمبسیار دویدیم ولیکن نرسیدیم
هوش مصنوعی: ما برای پیدا کردن دوست خیلی تلاش کردیم و زیاد دویدیم، اما به او نرسیدیم.
تا لمعه رخسار تو بر جان و دل افتاداز دولت دیدار تو بر عرش پریدیم
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی چهرهات بر جان و دل ما تابید، از خوششانسی ملاقاتت، به عرش عروج کردیم.
ما روی تو دیدم درین دیر کهنسالالمنة الله که نمردیم و بدیدیم
هوش مصنوعی: در این دیر قدیمی، من زیبایی تو را دیدم و شکر خدا را میگویم که هنوز زندهام و توانستم آن را ببینم.
در دست غمت بی دل و بیچاره و صبریموز جور غمت جامه بصد پاره دریدیم
هوش مصنوعی: من در دست غم تو بیدل و بیچارهام و صبرم از شدت غمت به تکههای زیادی دریده شده است.
بیچاره بماندیم، چنین واله و حیرانچون ذکر تو از کعبه و بت خانه شنیدیم
هوش مصنوعی: ما در وضعیت بدی باقی ماندیم، در حالی که دیوانهوار و سرگشتهایم، چون نام تو را از کاخ کعبه و معابد شنیدیم.
چون روی تو دیدیم بگفتیم شهادتالمنة الله که سعیدیم و شهیدیم
هوش مصنوعی: وقتی چهره زیبای تو را دیدیم، با دل خوش گفتیم که شکر خدا که خوشبخت و پیروز هستیم.
چون قاسم بیچاره ترا دید درین راهما پیر کمالیم و مرادیم و مریدیم
هوش مصنوعی: وقتی قاسم بیچاره تو را در این راه دید، متوجه شد که ما در این مسیر به کمال رسیدیم و در جستجوی هدایت و سرپرستی هستیم.