شمارهٔ ۴۷۵
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساس آزادی و رهایی از دغدغهها و غمهای دنیوی در مسیر عشق میپردازد. شاعر با اشاره به زیباییها و عشق، از حالات خمار و نگرانیها فاصله میگیرد و اهمیت عشق را برجسته میکند. او به ساقی میگوید که جامی برایشان بیاورد تا در عشق غرق شوند و از مسائل دنیا دور شوند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که درد عشق را انتخاب کرده و از عیوب و بدگوییها بیتوجهی میکند. در عشق، او از درس و تکرار بینیاز است و محو محبت محبوبش میشود.
با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیمبا چشم تو ز خانه خمار فارغیم
هوش مصنوعی: ما از زیباییهای طبیعت و گلها بینیازیم و همچنین از شراب و نشئگی دوریم، چون وجود تو ما را به عالم دیگری میبرد.
جامی بیار، ساقی و گردان کن از کرمکز جور دور گنبد دوار فارغیم
هوش مصنوعی: یک جام بیاور و ای ساقی، آن را پر کن، چون از لطف تو ما از ظلم دنیا و چرخ گردان رهایی یافتهایم.
ما را همین بسست که اندر طریق عشقبر یار عاشقیم و ز اغیار فارغیم
هوش مصنوعی: این برای ما کافی است که در مسیر عشق، عاشق یار خود هستیم و از دیگران بینیازیم.
ای جان من، اسیر مشو در طریق غمرقصی بکن که از غم و غمخوار فارغیم
هوش مصنوعی: عزیزم، در مسیر غم و اندوه نرو و خودت را اسیر نکن، بلکه با شادمانی برقص که ما از غم و کسانی که غم ما را میخورند رها شدهایم.
ما درد دوست را بدو عالم خریده ایمزانکار هر دو عالم و اقرار فارغیم
هوش مصنوعی: ما رنج و سختی عشق را در این دنیا به دست آوردهایم، بنابراین از هر دو دنیا راضی و آسودهخاطر هستیم.
در حق ما اگرچه بدی گوید آن رقیباقرار می کنیم و ز انکار فارغیم
هوش مصنوعی: اگر چه رقیب درباره ما بد صحبت کند، ما این را میپذیریم و به انکار آن نیازی نداریم.
با قاسمی بهودج اسرار می رویمدر عشق او ز درس و ز تکرار فارغیم
هوش مصنوعی: ما با قاسمی در عشق او به سفر میرویم و از درس و تکرار بینیاز شدهایم.