شمارهٔ ۵۰۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره شور و حال مستی و عشق به شراب و تأثیرات شگرف آن بر جان و دل انسانهاست. شاعر با توصیف ویژگیهای شراب و حالت مستی، به قدرت و تأثیر آن بر جهان و روابط انسانی اشاره میکند. او میگوید که شراب میتواند درویش را به سلطان تبدیل کند و برعکس، و همچنین توانایی جوان کردن پیران را دارد. عشق و شربت زندگی را با حرارت و حلاوتی توصیف میکند که مایه حیات است. در این شعر، شراب نماد عشق و زندگی جاری است که در نهایت به وجود و حیات جاویدان مرتبط میشود. شاعر از نعمتها و احسانات عشق سخن میگوید و در پایان به درخواست نظر لطف از قاسمی (نامی که ممکن است به حقیقتی Divine اشاره کند) اشاره میکند.
بقدر جام بود شور و حالت مستانهزار جان گرامی فدای رطل گران
هوش مصنوعی: شور و حال و احساس ناشی از نوشیدن به اندازهی سنگینی جام است و این حال آنقدر ارزشمند است که هزار جان گرانبها را برای آن فدای یک رطل شراب میکنم.
اگرچه طاقت رطل گران بوسع تو نیستز دست ساقی باقی پیاله ای بستان
هوش مصنوعی: هرچند که نمیتوانی بار سنگینی را تحمل کنی، اما از ساقی بخواه که یک پیاله از آن را به تو بدهد.
ازان شراب که مدهوش اوست ملک و ملکازان شراب که مستست ازو زمین و زمان
هوش مصنوعی: از آن نوشیدنی که باعث سرمستی پادشاهان است، سرمستی و قدرت آنها ناشی از آن نوشیدنی است که بر زمین و زمان تاثیر میگذارد.
ازان شراب که مدیون اوست جان و خردازان شراب که موقوف اوست امن و امان
هوش مصنوعی: از آن نوشیدنی که جان و فکر ما به آن وابسته است، و از آن شرابی که امنیت و آرامش ما به آن بستگی دارد، سخن میگوید.
ازان شراب که سلطان کشد شود درویشازان شراب که درویش را کند سلطان
هوش مصنوعی: اگر فرمانروا از شرابی بنوشد، ممکن است درویش نیز از آن لذت ببرد؛ اما شرابی که درویش از آن مینوشد میتواند او را به مقام سلطنت برساند و تواناییش را پرورش دهد.
ازان شراب که ناهید را برقص آردازان مئی که کند آفتاب را رخشان
هوش مصنوعی: از آن شرابی که ناهید (سیاره زهره) را به رقص درآورد و از آن نوشیدنیای که باعث درخشندگی آفتاب میشود.
ازان شراب که پیران جوان شوند ازوازان مئی که کند پیر را جوان جوان
هوش مصنوعی: از آن شرابی که میتواند پیران را جوان کند و به آنها زندگی جدیدی ببخشد، از آن نوشیدنی که توانایی جوان کردن افراد پیر را دارد.
زهی شراب و زهی شورش و زهی مستی!زهی عطا و زهی منت و زهی احسان!
هوش مصنوعی: چه شادی و خُمِ نوش و چه شوق و ذوقی! چه بخشش و لطف و نیکی بینظیری!
ز شرب عشق تو مستیم همچو آتش تیززهی حرارت باده! زهی حلاوت جان!
هوش مصنوعی: ما به خاطر عشق تو به شدت سرمست هستیم، مانند آتش شوق. چه گرمایی که در این نوشیدنی وجود دارد! و چه لذتی برای جان ما به ارمغان میآورد!
بشکل سکر بود شکر هر کجا باشداگرچه شکر ندارد نهایت و پایان
هوش مصنوعی: هر کجا که شیرینی و لذت وجود داشته باشد، مانند شکر است و حتی اگر شکر فیزیکی وجود نداشته باشد، آن احساس خوشایند پایان و حدی ندارد.
ز شکر آب شدم، پس شراب ناب شدمشرابخانه شدم، هرچه خوانیم، می خوان
هوش مصنوعی: از شیرینی زندگی به وجد آمدم و به حالت عالی رسیدم. حالا مانند میخانهای شدم که هرچه را که بخوانیم، در دل آن میگنجد.
ز قاسمی نظر لطف خویش باز مگیرکه قاسمی ز تو دارد حیات جاویدان
هوش مصنوعی: لطف خود را از قاسمی دریغ نکن، زیرا قاسمی به زندگی ابدی تو وابسته است.