شمارهٔ ۵۰۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و جستجوی معشوق پرداخته و از او دعوت میکند که بیاید. او از حال درونی خود و دلتنگیاش سخن میگوید و میخواهد از دریای عشق و پیوند معنوی بهرهمند شود. شاعر به زیبایی و سلطنت معشوق اشاره میکند و میگوید که این عشق، آتش را در وجودش روشن کرده است. او در نهایت به این نتیجه میرسد که عشق معشوق فراتر از کفر و ایمان است و در هر جایی به دنبال اوست و عشق او را در تمام وجودش حس میکند.
بیا، ای یار سودایی، بیا، ای جان سرگردانازین سودا خبر داری، ز سودا آیتی بر خوان
هوش مصنوعی: ای دوست عاشق، بیا و به سراغم بیا. ای جان، آیا از این عشق دیوانهکننده خبر داری؟ نشانهای از این عشق بر سفرهام آوردهام.
بیا، ای جان «الله » خوان، مترس از موج و از توفانمگر گوهر بدست آری ازین دریای بی پایان
هوش مصنوعی: بیا ای جان، صدا را به یاد خدا بلند کن، از موج و طوفان نترس، مگر اینکه از این دریای بیپایان، گوهر ارزشمندی به دستآوری.
بیا، با فر سلطانی، بیار آن جام روحانیز فیض جام «سبحانی »، مرا از خویشتن بستان
هوش مصنوعی: بیا، با شکوه سلطنت، آن جام روحانی را بیاور که از فیض جام «سبحانی» است؛ مرا از خودم جدا کن.
بیا، ای عشق سلطان وش، زدی بر جان ما آتشچه سان آتش؟ از آن آتش، که یک شعله است ازو نیران
هوش مصنوعی: بیا ای عشق زیبا، تو بر جان ما آتش زدهای. این آتش چگونه آتشی است؟ از آن آتش که تنها یک شعله دارد و از آن، چه حرارت و برانگیختگی حاصل میشود.
ببازم عاقبت جان را، طریق کفر و ایمان رابه پیش زلف و روی او، اگر کفرست، اگر ایمان
هوش مصنوعی: در نهایت به خاطر زیبایی و جذابیت چهره او، جان خود را فدای راهی میکنم که مشخص نیست آیا به کفر منتهی میشود یا به ایمان.
بسلطانی رسید این دل، ز سودای تو ورزیدنزهی سلطان! زهی سلطان! زهی سلطان! زهی سلطان!
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق تو به سلطنت رسید. چه خوش به حالم که تو را دارم! تو بسیار بزرگ و شایستهای!
بهر جانب که می جویم، تویی حاضر، تویی ناظراگر در حضرت واجب، اگر در خطه امکان
هوش مصنوعی: هر کجا که بروم و به دنبالت بگردم، تو در آنجا هستی و به من نگاه میکنی، چه در مقام الوهیت باشی و چه در دنیای امکان و وجود.
ز هر جایی که پرسیدم، همین بشنیدم و دیدم :ز شوق او مستند، اگر درویش اگر سلطان
هوش مصنوعی: هر کجا که از حال و وضع مردم سوال کردم، همین پاسخ را شنیدم و همین روال را دیدم: همه به شوق او مستغرق و سرشارند، چه درویش باشد یا سلطان.
اگر پرسند از قاسم که: آن مه را کجا دیدی؟درین بستان، در آن بستان، درین بستان سرمستان
هوش مصنوعی: اگر از قاسم بپرسند که آن معشوق را کجا دیدی؟ او در پاسخ خواهد گفت: هم در این باغ، هم در آن باغ، و هم در این باغ پر از سرور.