شمارهٔ ۵۲۵
هوش مصنوعی: این شعر به جستجوی عشق و شوق الهی میپردازد. شاعر میپرسد که اگر راهی به سوی تو نیست، چه باید کرد و اگر شوق تو در دل نیست، چرا اینقدر شور و هیجان احساس میشود؟ همچنین به سوز و نیاز در عبادت اشاره میکند و از معشوق میخواهد که درد و رنجهایش را با کرمش تسکین دهد. در نهایت، شاعر خواستهاش را از معشوق بیان میکند که یک جرعه از عرفان و کمال را به او عطا کند.
گر ره به تو هست، چیست فرمان؟ور ره به تو نیست، چیست درمان؟
هوش مصنوعی: اگر راهی به سوی تو وجود دارد، چه نیازی به دستور و فرمان است؟ و اگر راهی نیست، چه راه حلی وجود دارد؟
گر شوق تو نیست در خراباتپس چیست خروش و ذوق مستان؟
هوش مصنوعی: اگر شوق تو در میخانه نیست، پس این شور و شوق مستان به چه معناست؟
گر سوز تو نیست در صوامعاین سوز و نیاز چیست؟ ای جان
هوش مصنوعی: اگر در دل تو آتش عشق و شوق وجود ندارد، پس این همه عابد و زاهد از چه میسوزند و به چه نیازی پاسخ میدهند؟ ای جان!
گر نیست صفات لایزالیبر صدق کمال چیست برهان؟
هوش مصنوعی: اگر ویژگیهای ابدی و نامحدود وجود نداشته باشد، دلیل بر کمال صدق چیست؟
جان را به مراد دل رساندنبر ما دشوار و بر تو آسان
هوش مصنوعی: رساندن جان به آرزوهای دل برای ما کار سختی است، اما برای تو آسان است.
دردم به کرم زیاده فرمایای مرهم ریش دردمندان
هوش مصنوعی: من از درد زیادی رنج میبرم، لطفاً ای پرستار، دستم را به نزدیکان و دردمندان برسان.
یک جرعه به جان قاسمی ریزای بحر کمال و عین عرفان
هوش مصنوعی: ای دریا که مظهر کمال و معرفت هستی، یک نوشیدنی به جان قاسمی بریز.