شمارهٔ ۵۲۶
هوش مصنوعی: این شعر با مضامین عشق و معرفت سروده شده است. شاعر به زیبایی به مخاطب خود میآموزد که اگر توانایی و شرایط لازم را برای ورود به عالم عشق و وصال ندارد، بهتر است از آن دور بماند. او به زاهدان نیز یادآوری میکند که از حال دل عاشقان بیخبرند و نمیتوانند درد آنها را درک کنند. شاعر به سختیها و غمهای عاشقان اشاره میکند و از زیبایی و جذبهای که در عشق وجود دارد، سخن میگوید. او در نهایت بر اهمیت حضور و توجه به عشق و معشوق تأکید میکند و از زاهدان میخواهد که از تصورات دور و بیخبر از دلمردگان فاصله بگیرند.
گر شیر نه ای، بگذر ازین بیشه شیرانکاغشته بخونند درین کوچه دلیران
هوش مصنوعی: اگر تو شیر نیستی، از این جنگل شیران عبور کن، زیرا در این خیابان دلیران، شیران در خون غوطهور هستند.
ای خواجه، قدم در حرم عترت ما نهتا رای تو روشن شود و روی تو تابان
هوش مصنوعی: ای آقا، قدم به حرم اهل بیت ما بگذار تا دانش و نور تو فزونی گیرد و چهرهات درخشان شود.
در بادیه عشق تو حیرت زدگانیمحیران تر از آنیم که گویند که: حیران!
هوش مصنوعی: ما در بیابان عشق تو در حیرت و گیجی به سر میبریم و گیجتر از آن هستیم که کسی بگوید: ما گیج و حیرانیم!
زاهد چه خبر داری از احوال دل ما؟در لجه بحریم و تو در ساحل عمان
هوش مصنوعی: ای زاهد، تو چه اطلاعی از وضعیت دل ما داری؟ mientras ما در عمق دریا غرق هستیم و تو در ساحل آرام و بیخبر نشستهای.
ما با غم خویشیم و تو با غصه خویشیاین بخش قلندر بود و راه بیابان
هوش مصنوعی: ما در غم و اندوه خودمان غرق هستیم و تو هم در غمهای خودت به سر میبری. این قسمت از زندگی مانند یک قلندر آزاد است و به ما یادآوری میکند که در مسیر زندگی، مانند یادی از مسیر بیابان، گاهی باید تنها و بیروبرو به راه خود ادامه دهیم.
هم مرکب مقصود بمنزل برسانندآنها که ندارند درین راه غم جان
هوش مصنوعی: افرادی که در این مسیر نگرانی از جان خود ندارند، میتوانند مرا به مقصد مورد نظرم برسانند.
زاهد، برو از کوچه رندان، بسلامتما مرد وصالیم، مگو قصه هجران
هوش مصنوعی: ای زاهد، از کوچهای که رندان در آن رفت و آمد دارند برو، ما مردانی هستیم که به وصال محبوب رسیدهایم، پس دیگر از قصه جدایی نگو.
در کوچه عشاق، چو آیی، بادب باشمستان خرابند، مگو از سر و سامان
هوش مصنوعی: اگر به کوچه عاشقان وارد شدی، مراقب خودت باش. زیرا در آنجا عاشقانی بیخبر از حال و روزشان وجود دارند و نباید درباره وضعیتشان صحبت کنی.
گفتم که: غریبم، پس ازان پیر و فقیرمگفتند که: برنا شوی از همت پیران
هوش مصنوعی: گفتم که من تنها و متفاوت هستم، بعد از آن حرف از کسی که سن و سالش بیشتر است و وضع مالیاش خوب نیست، شنیدم که میگفتند: باید جوان شوی و از تلاش و تلاشهای بزرگترها بهرهمند شوی.
در کوی تو سیلاب سرشکم مددی کردتا لاله و ریحان دمد از جودت باران
هوش مصنوعی: در خیابان تو، اشکهای من مانند سیلابی به مدد آمدند تا گل لاله و گیاه ریحان از بخشش تو مانند باران رشد کنند.
ما ره بتو داریم بهرحال که هستیمما بنده روی تو، ز ما روی مگردان
هوش مصنوعی: به هر حال که هستیم، ما راهی به سوی تو داریم. ما بنده زیبایی تو هستیم، لطفاً از ما روی نگردان.
ای قاسم، اگر کعبه مقصود مرادستدر راه حریرست همه خار مغیلان
هوش مصنوعی: ای قاسم، اگر هدف تو کعبه است، پس در این مسیر، همه راهها پر از خار و زخم خواهد بود.