شمارهٔ ۵۶۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره اهمیت عشق و لحظات زندگی است. شاعر به ما میگوید که باید از فرصتها استفاده کنیم و از زندگی و عشق لذت ببریم. اگر به ارزش عشق و معشوق پی نبریم، بهتر است از آن دیار دور شویم. همچنین اشاره میکند که در غیاب عشق، ثروت و قدرت هیچ ارزش واقعی ندارند. در نهایت، شاعر از عاشقان میخواهد که در این زمانه به وصال معشوق برسند و از فراق دور شوند.
باده کهنه گیر و شیشه نودلق و تسبیح کن بباده گرو
هوش مصنوعی: از شراب کهنه استفاده کن و در عوض بطری جدیدی برای آن تهیه کن؛ لباس زیبا بپوش و تسبیح به دست بگیر، اما همه اینها را برای انجام کارهای خوب و نزدیکی به خدا انجام بده.
گر ندانی تو قدر شاهد و میسر خود گیر، ازین دیار برو
هوش مصنوعی: اگر نمیدانی که چقدر ارزش دیده و نوشیدنی را داری، بهتر است از این مکان بروی.
گر خیال حبیب رهبر نیستبخیالات خویش غره مشو
هوش مصنوعی: اگر در فکر و خیال خودتان رهبر و راهنمایی وجود ندارد، به خیالات و تصورات خود خیلی دلخوش و مغرور نشوید.
عشق اگر نیست همره تو،چه سودگنج قارون و ملک کیخسرو؟
هوش مصنوعی: اگر عشق با تو نیست، داشتن ثروت قارون و سلطنت کیخسرو چه فایدهای دارد؟
عاشقانیم و کشته معشوقهمه عالم بپیش ما بد و جو
هوش مصنوعی: ما عاشقانی هستیم که به خاطر معشوق خود جان دادهایم، و در نظر ما، همهی مردم و دنیا هیچ ارزشی ندارند.
هر چه را کشته ای همان دروینوبت حاصلست و وقت درو
هوش مصنوعی: هر چیزی که کشت کردهای، حالا زمان برداشت آن رسیده است.
قاسمی،نوبت وصال رسیدبگریز از فراق و دو، دو، دو
هوش مصنوعی: حالا که فرصتی برای رسیدن به محبوب فراهم شده، از جدایی دوری کن و به وصال بپرداز.