شمارهٔ ۵۶۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به موضوع جستجوی دوست و عشق میپردازد. او میگوید که در میان جمعیت و تعاملات اجتماعی، اگر حتی نگاهی به خودت بیندازی و از دیگران فاصله بگیری، به هیچوجه نه میتوانی دوست را پیدا کنی و نه به هدف نهایی خود برسی. او تأکید میکند که اگر در جستجوی حقیقت و عشق هستی، باید تمام وجودت را به کار بگیری و به دنبال آن در عمق وجود خود بگردی، زیرا تنها در این حالت میتوانی به مقصد واقعی دست یابی. شاعر به نوعی از درک عمیق و غوطهوری در عشق و حقیقت صحبت میکند و میگوید تنها منبع درمان درد عشق، خود عشق است.
تو محیطی و دیگران همه جوهمه را روبتست، از همه رو
هوش مصنوعی: تو مانند فضایی هستی که دیگران در آن شنا میکنند و همه به نوعی تحت تأثیر تو هستند.
تا سر مویی از تو برجایستنبری ره بدوست، یکسر مو
هوش مصنوعی: تا زمانی که حتی یک سر مو از تو باقی است، راهی به سوی او نبر، همه چیز را فدای او کن.
با همه همدمی و هم نفسیهمه جویان که : دوست کو، کو، کو؟
هوش مصنوعی: با اینکه همیشه در کنار دوستان و همدمانم هستم، اما هنوز هم در دلم جستجو میکنم که دوست واقعی کجاست؟
جمله در جمله است فی الجملههمه را گر بجویی، از همه جو
هوش مصنوعی: تمام چیزها در کنار هم هستند و اگر دنبال جزئیات هر یک از آنها باشی، از همه چیز بیاموز.
نیل مقصود در فنا آمدسر بنه، جان بنه، بهانه مجو
هوش مصنوعی: به هدف نهایی که از بین رفتن است، بیاندیش و خود را کنار بکش، نگذار بهانهای برای زندگی به دست آوری.
گر تو غواص بحر تحقیقیدر بدریا طلب،مجو از جو
هوش مصنوعی: اگر تو غواص دریاهای حقیقت هستی، در این دریا به دنبال گنجهای باارزش باش و از ظاهر آب دور نشو.
گر تو بیمار عشق جانانیقاسمی، « لاطبیب الا هو »
هوش مصنوعی: اگر تو به عشق جانانی بیمار هستی، بدان که هیچ درمانگری جز او نیست.