شمارهٔ ۶۴۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و نورانیت وجود شمس میپردازد و از او درخواست میکند که یک جرعه از جام عشق را به او بدهد. او به افتخار و سرافزای شیران در دنیای پرخطر اشاره میکند و هشدار میدهد که نباید در این راه دچار غفلت شد. شاعر خود را بندهای میداند که اقبالش به عشق و عشقورزی است و آن را بالاتر از همه چیز میداند. او به محبوب خدا، احمد صادق، اشاره میکند و از او میخواهد که نقاب از چهره بردارد تا همگان بتوانند از زیباییاش بهرهمند شوند. در نهایت، شاعر از ناچاری و بینوا بودن قاسم یاد میکند و اذعان میکند که وصف لطف محبوبش فراتر از بیان است.
گر شمس منیر آمدی، ار بدر تمامییک جرعه تصدق طلب از ساقی جامی
هوش مصنوعی: اگر خورشید تابان بیایی، حتی اگر همچون ماه کامل باشی، یک جرعه از شراب تصدق بخواه از ساقی جام.
در بیشه شیران همه شیران سرافراززنهار! درین کوی بغفلت نخرامی
هوش مصنوعی: در جنگل شیران، همه شیران با عزت و افتخار حضور دارند. مراقب باش در این مکان دچار خواب آلودگی نشوی و غافل نباشی.
جان بنده شاهیست، که آن شاه دل افروزخورشید جهان را نپسندد بغلامی
هوش مصنوعی: جان من از آنِ پادشاهی است که حتی اگر خورشید جهان را نیز ببیند، او را برای فرمانروایی خود نمیپسندد و به بندگی او تن نمیدهد.
محبوب خدا، شیر دغا، احمد صادقهم روی تو فرخنده و هم نام تو نامی
هوش مصنوعی: محبوب خدا که همان پیامبر اسلام است، در عین حال که شجاعت و قدرت دارد، صادق و راستگو نیز هست و نامش باعث خیر و برکت است.
نتوان بزبان وصف تو گفتن بتمامیای جان جهان، صدر امینی و امامی
هوش مصنوعی: به زبان نمیتوان تمام ویژگیها و زیباییهای تو را بیان کرد، ای زندگیبخش جهانیان، تو هم صدرامینی و هم امامی.
یک بار نقاب از طرف چهره براندازتا عاشق روی تو شود عارف و عامی
هوش مصنوعی: یک بار چهرهات را نمایان کن تا همه، حتی عارفان و مردم عادی، عاشق زیباییات شوند.
قاسم ز غمت بیدل و بیچاره و مستستنتوان صفت لطف تو گفتن به تمامی
هوش مصنوعی: قاسم به خاطر غمت بیتاب و ناتوان و سرمست شده است و هیچکس نمیتواند به طور کامل از مهربانی تو صحبت کند.