شمارهٔ ۶۶۴
هوش مصنوعی: این شعر به زبان فارسی، از عشق و محبت الهی و درک عمیق معانی زندگی صحبت میکند. شاعر در ابتدا از محبوب واقعی و لطافت روحانی آن یاد میکند و به قدرت علم و معانی اشاره دارد. او کشور غم و اندوه را ترک کرده و به خوشحالی و سرزندگی پرداخته است. صوفی را به شادی و رهایی از التزام به زهد دعوت میکند و بر زیبایی و جذابیت حقیقی اشاره میکند. همچنین از می و مستی به عنوان وسیلهای برای رهایی از غم یاد میکند و از عشق و شادابی زندگی سخن میگوید. در انتها، شاعر به دوری از شکایت و غم توصیه میکند و به اهمیت عشق و اتحاد با محبوب اشاره دارد.
هله! ای یار گرانمایه،سبک روح جهانینظر لطف تو مستبشر ابواب معانی
هوش مصنوعی: ای دوست عزیز و باارزش، بشتاب و با نگاه لطف آمیزت، دنیای روح را خوشحال و سرشار از معانی کن.
علم از کوه برآمد، غم و اندوه سرآمدز خدا صد خبر آمد، که تو محبوب جهانی
هوش مصنوعی: دانش و علم از قله کوه به ظهور رسید و باعث شد که غم و اندوه از بین برود. از سوی خدا، خبرهای زیادی آمد که تو محبوب ترین در جهان هستی.
هله! ای صوفی سرخوش، توبه از زاهد سرکشنرود جز ره صورت، نبرد ره بمعانی
هوش مصنوعی: ای صوفی خوشحال، این را بدان که توبهی تو از زاهدی که به دنیا وابسته است، تنها میتواند در سطح ظواهر باشد و نمیتواند به درک عمیق معانی و حقیقتهای درونی راه یابد.
تو مه چارده باشی، نه که خود را نشناسیز جمال تو هویدا صفت «سبع مثانی »
هوش مصنوعی: تو همچون ماه کامل هستی که زیباییات به روشنی قابل مشاهده است، پس چرا خودت را نمیشناسی؟ این در حالی است که صفات تو بهوضوح نمایان است.
هله! ای ساقی محرم، بده آن جام دمادمدل و جان باز خر از غم، که شه زنده دلانی
هوش مصنوعی: ای ساقی مهربان، بزن آن جام پر شراب را، تا قلب و جانم را تازه کنی و از غمها رها شوم؛ چون پادشاهانی زنده دل هستند که در اینجا حضور دارند.
همه صبحی و صبوحی، همه فتحی و فتوحی«لک قلبی، لک روحی »، همه عقلی، همه جانی
هوش مصنوعی: تمامی حال و هوای صبح و سرمستی، همه پیروزیها و موفقیتها، همه قلب و روح من برای توست، و همه عقل و جان من نیز.
قاسم، ار تیغ ملامت بسرآید، نخوری غممکن از دوست شکایت، که تو مستوجب آنی
هوش مصنوعی: اگر کسی به تو انتقاد و سرزنش کند، نگران نباش و از دوستت گله نکن، چون خودت باعث آن شرایط هستی.