شمارهٔ ۱۵
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی صفات خداوند، از جمله علم و رحمت اوست. شاعر اشاره میکند که خداوند از نعمتهای خود، دل قاسمی را مقدس کرده و مشایخ از دنیا رفتهاند، جز خاطرات دلپذیرید. شاعر به مریدی اشاره میکند که با عشق و علم، دل خود را در اسارت سودا قرار داده است. او از مرید میخواهد که به جمع بیاید و داستانهای جدیدی را بشنود، چرا که از مردگان نمیتواند الهام بگیرد.
خداوند داننده دستگیررؤف و رحیم و قدیم و قدیر
هوش مصنوعی: خداوند آگاه و مهربان است؛ او همواره کمککننده و بخشنده است و قدرتی کهن و عظیم دارد.
ز انوار قدسش دل قاسمیمقدس جنابست و عرفان سریر
هوش مصنوعی: از نورهای قدسی او، دل قاسمی، مقدس و محترم است و عرفان به مانند یک جایگاه و throne برای اوست.
بفضل خدا فارغ از مال و سالکه بی مال میرست و بی سال پیر
هوش مصنوعی: به برکت خدا، از مال و سن رهایی یافتهام؛ زیرا که بدون مال هم جوانی وجود دارد و بدون سن هم میتوان پیر بود.
مشایخ برفتند، از ایشان نماندسوای کهن قصه ای دلپذیر
هوش مصنوعی: بزرگان و معلمان گذشته رفتند و از آنها تنها داستانی دلنشین باقی مانده است.
مرید سوادی، از آن کرده ایدلت را بزندان سودا اسیر
هوش مصنوعی: مریدی که در علم و دانش تواناست، از این رو دل تو را در دام خیال و آرزوی غیر واقعی گرفتار کردهای.
بیا پیش ما، قصه نو شنوکه نتوانی از مرده شد مستنیر
هوش مصنوعی: بیا و داستانی جدید و تازه را با ما بشنو که نمیتوانی از کسانی که جان باختهاند، شاد و سرزنده باشی.