قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵
هوش مصنوعی: این متن به بیان فلسفی و حکیمانه زمان و مفهوم امروز، دیروز و فردا میپردازد. شاعر با تاکید بر بیثباتی زمان و انحصار وجود "امروز" میگوید که تنها در همین لحظه است که زندگی و فعالیتهای انسان وجود دارد. او به تضاد میان جوانی و پیری اشاره میکند و بر لزوم تلاش و کارکردن در زندگی تأکید دارد. همچنین به این نکته میپردازد که اعمال ما از جان و درون ما نشأت میگیرند و مهم است که با نیت خالص و دانش، به کارهای نیکو بپردازیم. در نهایت، شاعر به اهمیت دانایی و آگاهی اشاره میکند و بر این باور است که تنها با کسب علم و طاعت میتوان به حقیقت و سعادت رسید.
ای پیر، نگه کن که چرخ برناپیمود بسی روزگار بر ما
هوش مصنوعی: ای سالخورده، توجه کن که زمان جوان در طول روزگارهای زیادی بر ما گذشته است.
پیمانهٔ این چرخ را سه نام استمعروف به امروز و دی و فردا
هوش مصنوعی: زندگی به سه زمان تقسیم میشود: گذشته، حال و آینده. هر یک از این زمانها سهمی از تجربه و واقعیت ما را تشکیل میدهند.
فردات نیامد، و دی کجا شد؟زین هر سه جز امروز نیست پیدا
هوش مصنوعی: فردا هنوز نیامده و دیروز هم رفت. از این سه زمان تنها امروز قابل مشاهده است.
دریاست یکی روزگار کهآن رابالا نشناسد کسی ز پهنا
هوش مصنوعی: دریا در یک لحظهای از زمان وجود دارد که هیچکس نمیتواند وسعت آن را بشناسد.
انجام زمان تو، ای برادر،آغاز زمان تو نیست و مبدا
هوش مصنوعی: زمانی که تو در آن قرار داری، برادر عزیز، نقطه شروع دوران تو به حساب نمیآید و به عنوان مبنای زمانی شناخته نمیشود.
امروز یکی نیست صد هزار استبیهوده چه گوئی سخن به صفرا؟
هوش مصنوعی: امروز دیگر کسی نیست که تنها یک نفر باشد، بلکه هزاران نفر در دل و چشم هستند. پس چرا بیهوده دربارهٔ کسی که وجود ندارد، سخن بگوییم؟
امروز دو تن گر نه هم دو بودیمن پیر چرا بودمی تو برنا؟
هوش مصنوعی: اگر امروز ما دو نفر یکی نمیشدیم، پس چرا من پیر هستم و تو جوان؟
ما مانده شدهستیم و گشته سودهناسوده و نامانده چرخ گردا
هوش مصنوعی: ما در این دنیا به جا ماندهایم و همه چیز تغییر کرده و دگرگون شده است، در حالی که زمان همچنان در حال حرکت است.
برسایش ما را ز جنبش آمد،ای پور، در این زیر ژرف دریا
هوش مصنوعی: ای پسر، ما به وسیلهی حرکت قوی آب در این عمق تاریک دریا فراخوانده شدیم.
جنبنده فلک نیز هم بسایدهر چند که کمترْش بود اجزا
هوش مصنوعی: حرکت و جنبش آسمان نیز به طور دائم ادامه دارد، هرچند که اجزا و عناصر آن کم باشند.
از سایش سرمه بسود هاونگرچه تو ندیدیش دید دانا
هوش مصنوعی: از سایش سرمه در هاون، به رغم اینکه تو آن را ندیدهای، ولی شخص دانا میداند که چه طور میتوان از آن بهرهبرداری کرد.
سایندهٔ چیزی همان بسایدزین سان که به جنبش بسود ما را
هوش مصنوعی: هر چیزی که ما را تحت تأثیر قرار دهد، باید به همان شیوه که بر ما تأثیر میگذارد، مورد توجه قرار گیرد. در واقع، آنچه را که به ما سود میرساند، با دقت و حرکت درست باید رصد کنیم.
یکتاست تو را جان و جسمت اجزاهرگز نشود سوده چیز تنها
هوش مصنوعی: تو یکتایی، جان و جسمت هرگز قابل تفکیک نیستند و هیچ چیزی نمیتواند تو را از هم بپاشد.
یکتا و نهان جان توست و، ایزدیکتا و نهان است سوی غوغا
هوش مصنوعی: جان تو یکتاست و پنهان، مانند ایزد که نیز یکتا و پنهان است در میان شور و هیاهو.
یکتاست تو را جان ازان نهان استیکتا نشود هرگز آشکارا
هوش مصنوعی: تو در درون خود یک حقیقت واحد و منحصر به فرد داری که از نگاه دیگران پنهان است و هرگز نمیتوانی آن را به طور کامل در معرض نمایش قرار دهی.
با عامه که جان را خدای گویدای پیر، چه روی است جز مدارا؟
هوش مصنوعی: ای پیر، وقتی که مردم عادی به جان خود خدا میگویند، چه راهی جز رفتار ملایم و نرمش در پیش است؟
پیدا ز ره فعل گشت جانتافعال نیاید ز جانِ تنها
هوش مصنوعی: جان تو از طریق کارها و افعال خود آشکار میشود و بدون وجود این کارها، روح تو به تنهایی نمیتواند چیزی به نمایش بگذارد.
تنها نهای امروز چون نکوشیکز علم و عمل بر شوی به جوزا؟
هوش مصنوعی: امروز تنها نیستی، زیرا اگر تلاش نکنی، از دانش و عمل دور خواهی شد و به بیحاصلی میرسی.
آنگه که مجرد شوی نیایداز تو نه تولا و نه تبرا
هوش مصنوعی: زمانی که از دنیا و تعلقات آن جدا شوی، نه به کسی محبت میکنی و نه از کسی دوری میکنی.
بنگر که بهین کار چیست آن کنتا شهره بباشی به دین و دنیا
هوش مصنوعی: به دقت فکر کن که بهترین کار چیست و آن را انجام بده تا در زندگی و نزد مردم مشهور و محبوب شوی.
که کرد بهین کار جز بهین کس؟حلاج نبافد هگرز دیبا
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در کارهای خوب و درست، فقط افراد باکفایت و شایسته میتوانند عمل کنند. مثل این که حلاج، کسی که هنر بافتن پارچههای گرانقیمت مثل دیبا را ندارد، نمیتواند این کار را به خوبی انجام دهد. به عبارت دیگر، کارهای عالی را تنها افراد برجسته انجام میدهند.
بیکار نه جان است جان، ازیرابیبوی نه مشک است مشک سارا
هوش مصنوعی: اگر انسان بدون فعالیت و تلاش باشد، زندگیاش بیمعنا خواهد بود. همانطور که اگر مشک بوی دلپذیری نداشته باشد، دیگر ارزش و جذابیتی ندارد.
تخم همه نیک و بد است جانتاین را به جهان در بسی است همتا
هوش مصنوعی: همه خوبیها و بدیها در وجود انسان نهفته است و جان تو در این دنیا برابر و مشابهی ندارد.
کردار بد از جان تو چنان استچون خار که روید ز تخم خرما
هوش مصنوعی: اعمال زشت تو مانند خارهایی است که از دانههای خرما میروید.
تو خار توانی که بر نیاری،ای شهره و دانا درخت گویا
هوش مصنوعی: تو همان خاری هستی که نمیتوانی خود را به نمایش بگذاری، ای درخت برجسته و با دانش که حرف میزنی.
گفتار تو بار است و کار، برگ استکهشنود چنین بار و برگ زیبا؟
هوش مصنوعی: سخن تو مانند باری سنگین و در عین حال، چون برگی زیباست. چه کسی میتواند چنین باری به این زیبایی را بشنود؟
گر تخم تو آب خرد بیابدشاخ تو برآرد سر از ثریا
هوش مصنوعی: اگر بذری که تو میکاری آبیاری شود، شاخهات به بلندی ستارهها خواهد رسید.
بارت خبر آرد از آب حیوانبرگت خبر آرد ز روی حورا
هوش مصنوعی: خبرهایی که از آب حیات میآید، مانند اطلاعاتی است که از چهرهی حور به دست میآید.
در زیر بر و برگ تو گریزدگمراه ز سرمای جهل و گرما
هوش مصنوعی: زیر سایهها و درختان تو، گمراهان از سرما و جهل و گرما دوری میکنند.
چون خار تو خرما شد، ای برادریکرویه رفیقان شوندت اعدا
هوش مصنوعی: وقتی که تو به جایگاه و موقعیت خوبی رسیدی، برادر، دوستان واقعیات به دشمنان تبدیل خواهند شد.
چون آب، جدا شد ز خاک تیرهبر گنبد خضرا شود ز غبرا
هوش مصنوعی: وقتی که آب از زمین تیره جدا شود، گنبد آسمان به رنگ سبز در میآید و از رنگ خاکستری خارج میشود.
تاک رز از انگور شد گرامیوز بیهنری ماند بید رسوا
هوش مصنوعی: انگور به دلیل زیبایی و ارزشش مورد توجه قرار گرفت و در مقابل، بید به خاطر بیهنری و کمارزشیاش به ننگ و رسوایی دچار شد.
با آهو و نخچیرِ کوه، مردماز بیهنریشان کند معادا
هوش مصنوعی: مردم به خاطر نداشتن هنر و مهارت، به شکار آهو در کوه میپردازند.
بر مرکب شاهان نامور یوزاز بس هنر آمد به کوه و صحرا
هوش مصنوعی: یوز میداند که بر اسبان پادشاهان برجسته، به خاطر مهارتش در کوه و دشت مشهور شده است.
پیغمبر میر است یوز او رابر مرکب میر است طور سینا
هوش مصنوعی: پیامبر همچون سررشتهدار یا رئیس است و همانند یوزی چالاک، بر اسبی سوار است که در کوه سینا است.
اندر مثل من نکو نگه کنگر چشم جهان بینْت هست بینا
هوش مصنوعی: به خوبی به وضعیت من نگاه کن، اگر چشمانت قدرت دیدن حقایق را دارند.
گرچه تو ز پیغمبری و چون توبا عقل سخن بیهشی و شیدا
هوش مصنوعی: علیرغم اینکه تو از پیامبران هستی و سخن گفتنت با عقل و درک همزمان نیست، اما در واقع حاکی از بیخود بودن و عشق تو میباشد.
از طاعت میر است یوز وحشیایدون به سوی خاص و عام والا
هوش مصنوعی: این بیت به این مفهوم است که آن یوز وحشی، که در حقیقت نمادی از قدرت و اصالت است، به خاطر اطاعت و فرمانبرداری از رهبر، به مودی خاص و عمومی ممتاز و ارجمند تبدیل شده است.
میر تو خدای است طاعتش دارتا سرت برآید به چرخ خضرا
هوش مصنوعی: ای دل، به خدای خود در کمال اطاعت و وفاداری باش، تا زمانی که سر تو به آسمان روشن بلند شود.
از طاعت بر شد به قاب قوسینپیغمبر ما از زمین بطحا
هوش مصنوعی: پیامبر ما از زمین بطحا به عرش قرب الهی رسید و از اطاعت خداوند فراتر رفت.
آنجاش نخواندند تا به دانشآن شهره مکان را نشد مهیا
هوش مصنوعی: در آن مکان به خاطر عدم مطالعه و تحقیق، دانش و فضایی برای آشنایی با آنجا فراهم نیامده است.
بر پایه علمی برآی خوش خوشبر خیره مکن برتری تمنا
هوش مصنوعی: بر اساس علم و دانش استوار باش و از خودستایی و برتریجویی بپرهیز.
آن را که ندانی چه طاعت آری؟طاعت نبود بر گزاف و عمدا
هوش مصنوعی: اگر کسی را نشناسی و ندانید که چگونه باید از او اطاعت کرد، اطاعت نخواهد بود که فقط به صورت تصادفی و از روی عمد انجام گیرد.
نشناخته مر خلق را چه جوئیآن را که ندارد وزیر و همتا؟
هوش مصنوعی: اگر کسی را نشناسی و ویژگیها و حالتهای او را ندانستی، چگونه میتوانی به دنبال شخصی بگردی که مثل او وزیر و همتا نداشته باشد؟
گوئی که خدای است فرد و رحمانمولاست همه خلق و اوست مولا
هوش مصنوعی: انگار که خداوند یکتاست و رحمت او نسبت به همه موجودات گسترده است و اوست که بر همه خلایق سروری دارد.
این کیست که تو نامهاش گفتی،گر ویژه نهای تو مگر به اسما؟
هوش مصنوعی: این کیست که تو از او نامها را ذکر کردی؟ آیا تو به خودی خود، بدون نامها، ویژگی خاصی داری؟
جز نام ندانی ازو تو زیراکهت مغز پر است از بخار صهبا
هوش مصنوعی: تنها نام او را میدانی، زیرا ذهنت از خیال و افکاری بیاساس پر شده است.
بر صورتت از دستخط یزدانفصلی است نوشته همه معما
هوش مصنوعی: بر چهرهات نشانهای از قدرت الهی وجود دارد که همه چیز را در خود دارد.
آن خطّ بیاموز تا برآئیاز چاه سَقَر زی بهشت ماوا
هوش مصنوعی: آن نوشته یا اصولی را بیاموز که به تو کمک میکند از مشکلات و سختیها بیرون بیایی و به بهشت و آرامش دست یابی.
تا راه دبستان خط ندانیخط را نشود پاک جانْت جویا
هوش مصنوعی: اگر راه یادگیری و علم را نداشته باشی، نمیتوانی حقیقت وجودی خود را بشناسی و از آن باخبر شوی.
بر جُستن علم و قران و طاعتآنگاه شود دلْت ناشکیبا
هوش مصنوعی: اگر به دنبال علم، قرآن و بندگی بروی، دل تو به طوری ناخاسته و بیتاب خواهد شد.
هرگز نرسد فهم تو در این خطهرچند درو بنگری به سودا
هوش مصنوعی: هرگز نخواهی توانست درک کنی آنچه در این نوشته است، حتی اگر بارها به آن نگاه کنی و در آن فکر کنی.
امّی نتواند خط ورا خواندامروز بنمایمش مفاجا
هوش مصنوعی: امروز به شخصی نشان میدهم که حتی یک آدم بیسواد هم نمیتواند این نوشته را بخواند.
اینجاست به یمگان تو را دبستاندر بلخ مجویش نه در بخارا
هوش مصنوعی: اینجا در بلخ باید علم را بیاموزی، نه در بخارا.
گنجی است خداوند را به یمگانصدبار فزونتر ز گنج دارا
هوش مصنوعی: خداوند چیزی دارد که ارزش آن بسیار بیشتر از هر گنج دیگری است.
بر گنج نِشستهست گرد حجتجان کرده منقّا و دل مصفا
هوش مصنوعی: بر گنج نشسته، گرداگرد آن را با دل پاک و روحی روشن ارزیابی کرده است.
دُرجیست ضمیرش نه بل که گنج استبر گوهر گویا و زر بویا
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در وجود او ویژگیهایی نهفته است که همچون یک گنج ارزشمند میباشد. او دارای صفات و درونیاتی است که به خوبی و زیبایی قابل بیان هستند و به مانند جواهر درخشان و زرین میدرخشند.