قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱
هوش مصنوعی: این شعر در مورد دگرگونیهای زندگی و فلسفه وجود و فنا و بقاست. شاعر به این نکته اشاره دارد که گردش و تغییرات جهان را نمیتوان انکار کرد و باید پذیرفت. او بر این باور است که بقا و ماندگاری انسان و ارزشهای روحی از خدای باقی میباشد و انسان نباید به زودی از دنیا و زندگی ناامید شود.
شاعر تأکید میکند که ترس از مرگ، ناشی از نداشتن دانش و آگاهی دینی است و در واقع، خرد و دین میتوانند راهنمای انسان باشند. او همچنین به تفاوت میان دنیا و آخرت اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که زندگی دنیا فانی است و در مقایسه با زندگی بعدی، ارزش چندانی ندارد.
در نهایت، شاعر هشدار میدهد که انسان باید از ریا و فریب دنیا دوری کند و به اصل و حقیقت دین و خرد توجه نماید، زیرا اینها سبب نجات او از بلاها و مشکلات خواهند شد.
از گردش گیتی گله روا نیستهر چند که نیکیش را بقا نیست
هوش مصنوعی: از تغییرات و دورانی که دنیا دارد نباید شکایت کرد، زیرا حتی اگر برخی از خوبیها و زیباییها پایدار نباشند، این موضوع طبیعی است.
خوشتر ز بقا چیز نیست ایراما را ز جهان جز بقا هوا نیست
هوش مصنوعی: هیچ چیزی زیباتر از جاودانگی نیست، زیرا در این دنیا تنها چیزی که برای ما باقی میماند، نفس و حیات است.
چون تو ز جهان یافتی بقا راچون کز تو جهان در خور ثنا نیست؟
هوش مصنوعی: زمانی که تو از این دنیا جاودانگی را به دست آوردی، چگونه ممکن است که این جهان تو را سزاوار ستایش نبیند؟
گیتی به مثل مادر است، مادراز مرد سزاوار ناسزا نیست
هوش مصنوعی: دنیا همچون مادر است و نمیتوان به دلیل نواقص یا مشکلاتش، او را مورد سرزنش قرار داد. مادر به خاطر دلسوزی و محبتش، سزاوار بدگویی نیست.
جانت اثر است از خدای باقیناچیز شدن مر تورا روا نیست
هوش مصنوعی: روح تو نشانهای از خداوند است و ارزشی ندارد که خود را بیاهمیت ببینی.
فانی نشود هر چه کان بقا یافتزیرا که بقا علت فنا نیست
هوش مصنوعی: هر چیزی که ماندگار شده، هرگز زوال نمییابد؛ زیرا ماندگاری، دلیل زوال نیست.
ترسیدن مردم ز مرگ دردی استکان را به جز از علم دین دوا نیست
هوش مصنوعی: ترس مردم از مرگ، دردی است که تنها با دانش و آگاهی مذهبی میتوان آن را درمان کرد.
نزدیک خرد گوهر بقا رااز دانش به هیچ کیمیا نیست
هوش مصنوعی: نزدیک به فهم و عقل، ارزش ابدی به دست آوردن از طریق دانایی، هیچ گونه جادو یا کیمیاگری نمیتواند به آن نزدیک شود.
الفنجگه دانش این سرای استاینجا بطلب هر چه مر تو را نیست
هوش مصنوعی: این مکان مکانی برای گسترش دانش است؛ پس هرچه که به آن نیاز داری، در اینجا به دنبالش بگرد.
زین بند چو گشتی رها ازان پسمر کوشش و الفنج را رجا نیست
هوش مصنوعی: زمانی که از این بند رهایی یابی، دیگر امیدی برای تلاش و کوشش و همچنین فنجات وجود ندارد.
گویند قدیم است چرخ و او راآغاز نبودهاست و انتها نیست
هوش مصنوعی: میگویند که زمان و دنیا از دیرباز وجود داشته و نه شروع خاصی داشته و نه پایان مشخصی دارد.
ای مرد خرد بر فنای عالماز گشتن او راستتر گوا نیست
هوش مصنوعی: ای مرد خرد، در جهانی که در حال زوال است، گشتن و چرخش آن که حقیقتاً ثابت نمیماند، به هیچ عنوان درست نیست.
چون نیست بقا اندرو تو را چهگر هست مر او را فنا و یا نیست؟
هوش مصنوعی: وقتی که در جهانی که بقا ندارد، تو چرا نگران فنا و پایان آن هستی، چه اگر اصل آن وجود داشته باشد یا نداشته باشد؟
این گردش هموار چرخ ما راگوید همی «این خانهٔ شما نیست»
هوش مصنوعی: این گردش آرام و پیوسته چرخ حوادث به ما میگوید که اینجا جای شما نیست.
این پیر چو این هست، پس چه گوئیزین بهتر و برتر دگر چرا نیست؟
هوش مصنوعی: این فرد کهنسال همچنان که هست، پس چه چیزی بهتر و برتر از او وجود دارد که بتوانی دربارهاش صحبت کنی؟
این جای فنا همچو آسیایی استآن دیگر بیشک چو آسیا نیست
هوش مصنوعی: اینجا به نوعی دنیای زودگذر و فانی است، اما وقتی به دنیای دیگر نظر میافکنیم، میبینیم که واقعاً تفاوت زیادی با این دنیا دارد.
بپسیچ مر آن معدن بقا راکاین جای فنا را بسی وفا نیست
هوش مصنوعی: به آن منبع جاودانگی نگاه کن که این مکان زوال و دگرگونی، بسیار بی وفاست.
داروی بدی و خطاست توبهآن کیست که او را بد و خطا نیست؟
هوش مصنوعی: توبه میتواند برای کسی باشد که خطا کرده و بدی کرده است، اما برای کسی که هیچ خطایی ندارد و بدی در کارش نیست، معنای توبه وجود ندارد.
روزی است مر این خلق را که آن روزروز حسد و حیلت و دها نیست
هوش مصنوعی: روزی خواهد آمد که مردم در آن روز حسد، فریب و نیرنگ وجود نخواهد داشت.
آن روز یکی عادل است قاضیکو را به جز از راستی قضا نیست
هوش مصنوعی: در آن روز تنها قاضی که عادل است، کسی است که فقط با حقیقت و انصاف حکم میکند و چیزی به جز راستادی را قبول ندارد.
نیکی بدهدمان جزای نیکیبد را سوی او جز بدی جزا نیست
هوش مصنوعی: اگر نیکی به کسی کردهایم، جزای آن باید نیکی باشد، نه اینکه بدی کنیم. این دلیلی است که تا زمانی که خوبی کنیم، باید انتظار خوبی داشه باشیم.
آن روز دو راه است مردمان راهرچند کهشان حد و منتها نیست
هوش مصنوعی: آن روز، مردم با دو مسیر متفاوت روبرو هستند، هرچند که هیچیک از این مسیرها محدودیت یا انتهایی ندارد.
یک راه همه نعمت است و راحتیک راه به جز شدت و عنا نیست
هوش مصنوعی: یک راه منتهی به تمامی خوبیها و آسایشهاست، در حالی که راه دیگر فقط پر از سختیها و مشکلات است.
من روز قضا مر تو را هم امروزبنمایم اگر در دلت عما نیست
هوش مصنوعی: من امروز تو را به روز قضا و سرنوشتت میشناسانم، اگر در دل تو خیالی از بیخبری وجود نداشته باشد.
بنگر که مر آن را خز است بستروین را بمثل زیر بوریا نیست
هوش مصنوعی: بنگر که آن چیزهایی که در آنجا وجود دارند، دارای نعمت و زیبایی هستند، اما اینجا مثل زیر حصیر و بیکیفیت است.
وان را که بر آخر ده اسپ تازی استدر پای برادرش لالکا نیست
هوش مصنوعی: آن کسی که در پایان کار، اسب تازی او بر زمین افتاده است، به پای برادرش نیازی ندارد.
مسعود همه بر حریر غلطدبر پشت سعید از نمد قبا نیست
هوش مصنوعی: مسعود بر روی پارچه لطیف حریر میچرخد، در حالی که سعید بر پشت خود از جنس نمد، قبا پوشیده است.
آن روز هم اینجا تو را نمودمهر چند مر آن را برین بنا نیست
هوش مصنوعی: روزی را که به تو نشان دادم، هرچند در این مکان معنا ندارد.
مر چشم خرد را، ز علم بهتر،این پور پدر، هیچ توتیا نیست
هوش مصنوعی: این گفتار به نوعی بیان کننده ارزش و اهمیت دانش و تجربه در زندگی است. به این معنی که چشم و بصیرت خردمندانه به دانشی که از پدران به ارث رسیده، ارجحیت دارد. در واقع، اشاره به این دارد که تجربه و حکمت در زندگی، از علوم نظری و دانستههای سطحی بیشتر ارزشمند است و نباید به راحتی از کنار آن گذشت.
گر بر دل تو عقل پادشاه استمهتر ز تو در خلق پادشا نیست
هوش مصنوعی: اگر عقل بر دل تو حاکم باشد، هیچ کسی در میان مردم نمیتواند از تو بالاتر باشد.
ایزد بفزایاد عقل و هوشتزین طیره مشو کاین سخن جفا نیست
هوش مصنوعی: خداوند بر عقل و هوش تو بیفزاید، از این تندخوئی دوری کن زیرا این حرف ناپسند است.
دنیا بفریبد به مکر و دستانآن را که به دستش خرد عصا نیست
هوش مصنوعی: دنیا انسانها را با فریب و حقههایش زیر فشار قرار میدهد، اما کسانی که به قدرت و دانش خود تکیه دارند، از این فریبها مصون میمانند و در حقیقت در برابر آن آسیبپذیر نیستند.
چون دین و خرد هستمان چه باک استگر ملکت دنیا به دست ما نیست؟
هوش مصنوعی: وقتی که ایمان و خرد در دست ماست، دیگر چه اهمیتی دارد اگر حکومت دنیا در دست ما نباشد؟
شرم از اثر عقل و اصل دین استدین نیست تو را گر تو را حیا نیست
هوش مصنوعی: اگر از عقل و اصول دین تاثیر نگیری و شرم نداشته باشی، به راستی دین برای تو معنا ندارد.
بفروش جهان را به دین که او رااز دین و ز پرهیز به بها نیست
هوش مصنوعی: دنیا را به خاطر دین بفروش، زیرا دین هرگز به قیمت نیست و از پرهیز نیز ارزشمندتر است.
ای گشته رهی شاه را، سوی منگردنت هنوز از هوا رها نیست
هوش مصنوعی: ای کسی که در جستجوی پادشاه هستی، چرا هنوز افکارت به رویاها و آرزوهای خود نرسیده است؟
ای کام دلت دام کرده دین راهشدار که این راه انبیا نیست
هوش مصنوعی: ای دل، به آرامش خود توجه کن و مواظب باش که این مسیر، راه پیامبران نیست.
نعلین و ردای تو دام دیو استنزدیک من آن نعل یا ردا نیست
هوش مصنوعی: نعلین و ردای تو یک دام است که نزد من وجود ندارد.
گر نیست به تقدیر جانت خرسندبا هوش و خرد جانت آشنا نیست
هوش مصنوعی: اگر تقدیر تو را به خوشی نمیرساند، پس نشانه این است که با دانایی و خرد خود آشنا نیستی.
ما را به قضا چون کنی تو خرسندچون خود به قضا مر تو را رضا نیست؟
هوش مصنوعی: اگر به سرنوشت ما راضی باشی و از آن خوشنود، چرا خودت به سرنوشت و تقدیر خود راضی نیستی؟
این آرزو، ای خواجه، اژدهائی استبدخو که ازین بتر اژدها نیست
هوش مصنوعی: این آرزو، ای آقا، شبیه به یک اژدهای بدخلق و زیانآور است که بدتر از آن وجود ندارد.
ایزد برهانادت از بلاهاشبه زین سوی من مر تو را دعا نیست
هوش مصنوعی: خداوند تو را از دردسرها نجات دهد، اما دعا کردن برای تو از این طرف به من نمیرسد.
من مانده به یمگان درون ازانمکاندر دل من شبهت و ریا نیست
هوش مصنوعی: من در درون خودم به حالتی گرفتار شدم که میدانم در قلبم هیچ نفاق و ظاهرسازی وجود ندارد.
آهوی محالات و آرزو رااندر دل من معدن چرا نیست
هوش مصنوعی: در دل من چرا آرزوهای غیرممکن و دور از دسترس وجود ندارد؟ چرا آنها در من وجود ندارند؟
ای خواجه ریا ضد پارسائی استآن را که ریا هست پارسا نیست
هوش مصنوعی: ای آقا، ریاکاری مخالف با پارسایی است، زیرا کسی که ریا دارد، واقعاً پارسا نیست.