قصیدهٔ شمارهٔ ۴۷
هوش مصنوعی: در این شعر، کدو و چنار درباره سن و عمر خود صحبت میکنند. کدو با غرور از چنار که دویست سال عمر دارد میخواهد بداند چرا او به اندازه او موفق و بزرگ نشده است. چنار جواب میدهد که هنوز زمان قضاوت فرا نرسیده و فردا که باد مهرگان بوزد، مشخص میشود که کدامیک از آنها برتری دارد. در واقع، این دیالوگ به تامل در مورد ارزش واقعی عمر و دستاوردها اشاره دارد و یادآوری میکند که زمان و شرایط مناسب باید به وجود آید تا تواناییها و برتریها معرفی شوند.
نشنیدهای که زیر چناری کدوبنیبررُست و بردمید برو بر، به روز بیست؟
هوش مصنوعی: آیا تا به حال نشنیدهای که زیر درخت چنار، کدوهایی به بار آمده و آمادهی برداشت هستند، آن هم در روز بیستم؟
پرسید از آن چنار که «تو چند سالهای؟»گفتا «دویست باشد و اکنون زیادتی است»
هوش مصنوعی: از درخت چنار پرسیدند که چند سال داری؟ درخت پاسخ داد که من دویست سال دارم و الان هم به عمرم اضافه شده است.
خندید ازو کدو که «من از تو به بیست روزبرتر شدم بگو تو که این کاهلی ز چیست»
هوش مصنوعی: کدو به تمسخر میگوید که من از تو در مدت بیست روز بهتر شدم، حال بفرما دلیل تنبلی و کمکاری تو چیست؟
او را چنار گفت که «امروز ای کدوبا تو مرا هنوز نه هنگام داوری است
هوش مصنوعی: او به کدو گفت: «امروز زمان قضاوت و تصمیمگیری درباره تو هنوز فرا نرسیده است.»
فردا که بر من و تو وزد باد مهرگانآنگه شود پدید که از ما دو، مرد کیست»
در آیندهٔ نزدیک که باد مهرگان بر ما بوزد، مشخص خواهد شد که از ما دو نفر، کدام یک پابرجاتر است.