قصیدهٔ شمارهٔ ۶۹
هوش مصنوعی: این متن شعری است که دربارهی دردهای زندگی، فریبندگی دنیا و شعور انسانی صحبت میکند. شاعر به عمری که در جستجوی امید و خوشبختی گذشته، اشاره میکند و به توطئهها و نیرنگهای زندگی انتقاد میکند. او به مادرانی اشاره دارد که فرزندانشان را به حال خود رها میکنند و سرانجام به این نتیجه میرسد که انسان باید از بدیها دوری کند و به خرد و دانش خود تکیه کند. شاعر به خواننده توصیه میکند که از دنیا و فریبهای آن آگاه باشد و در نهایت به یادآوری میپردازد که فقط با تکیه بر دانش و خرد میتوان از چنگال بدیها رهایی یافت. این شعر دعوت به هوشیاری و فعال بودن در برابر مشکلات زندگی است.
چند گردی گردم ای خیمهٔ بلند؟چند تازی روز و شب همچون نوند؟
هوش مصنوعی: چند بار باید دور این خیمه بلند بچرخم؟ چند روز و شب باید مانند تازیها بیوقفه بدوم؟
از پس خویشم کشیدی بر امیدسالیان پنجاه و یا پنجاه و اند
هوش مصنوعی: بر امید پنجاه سال یا بیشتر، از پس خودم را به دوش کشیدی و تحمل کردی.
مکر و ترفندت کنون از حد گذشتشرمدار اکنون، از این ترفند چند؟
هوش مصنوعی: دسیسهها و نیرنگهای تو به اندازهای زیاد شده که دیگر دستت را رو کردهای. حالا از این همچنین فریبکاری شرمنده باش.
مادر بسیار فرزندی ولیکخوار داریشان، همیشه کندمند
هوش مصنوعی: مادر فرزندان زیادی دارد، اما همه آنها را نادیده میگیرد و از آنها غافل است.
جز تو که شنیده است هرگز مادریکو به فرزندان نخواهد جز گزند؟
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که هیچ مادری نیست که بخواهد برای فرزندانش جز آسیب و صدمه چیزی را ببیند یا تجربه کند. به عبارت دیگر، هر مادر فقط نگران سلامتی و خوشبختی فرزندانش است و نمیخواهد هیچ ضرری به آنها برسد.
کاه داری یاخته بر روی آبزهر داری ساخته در زیر قند
هوش مصنوعی: شما یک کاه کوچک دارید که بر روی سطح آب شناور است و زیر شیرینی، زهر خطرناکی وجود دارد.
از زمان و مکر او ایمن مباشبس کن از کردار بد بپذیر پند
هوش مصنوعی: از زمان و حیلههای آن غافل نباش، به انجام کارهای نیک بپرداز و نصیحتها را بپذیر.
کز بدیها خود بپیچد بد کنشاین نبشتهستند در استا و زند
هوش مصنوعی: از کارهای بد خود را دور میکند، این نوشتهها در نصیحت و حکم به خوبیها اشاره دارند.
چند ناگاهان به چاه اندر فتادآنکه او مر دیگری را چاه کند
هوش مصنوعی: عدهای به ناگاه در چاه افتادند، در حالی که همان شخصی که دیگران را به چاه میاندازد، خود نیز به چاه افتاده است.
بس بلندی تو ولیکن درد و رنجچون بیفتد بیشتر بیند بلند
هوش مصنوعی: تو از نظر قد و قامت بسیار بلند و با ابهتی، اما وقتی درد و رنج به سراغت بیاید، احساس بلندی بیشتری پیدا میکنی.
گر نکرده ستم گناهی پیش ازینچون فگندندم در این زندان و بند
هوش مصنوعی: اگر قبل از این ستمی نکردهام، چرا مرا در این زندان و بند افکندند؟
نیک بنگر تا چگونه کردگاربرمن از من سخت بندی برفگند
هوش مصنوعی: به دقت نگاه کن تا ببینی چگونه خالق با من رفتار کرده و مرا در شرایط دشواری قرار داده است.
از من آمد بند برمن همچنانکپایبند گوسفند از گوسپند
هوش مصنوعی: از من آمده که به نوعی در یک قید و بند گیر کردهام، درست مانند پای گوسفند که به وسیله بند به گوسفند وصل است.
زیر بار تن بماندم شست سالچون نباشم زیر بار اندر نژند؟
هوش مصنوعی: سالهاست که زیر بار مسئولیت و فشار زندگی ماندهام، حال چگونه میتوانم بدون این بار زندگی کنم و راحت باشم؟
بار این بند گران تا کی کشداین خرد پیشه روان ارجمند؟
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که این روح فرهیخته و بزرگ، تا کی میتواند این بار سنگین و دشوار را تحمل کند؟
چون به حقم سوی دانا نال نالگر نباشد شاید از من خند خند
هوش مصنوعی: وقتی به حقیقت نزدیک میشوم و به دانشی میرسیم، اگر نتوانم به درک برسم، شاید دیگران به من بخندند.
ای خرد پیشه حذردار از جهانگر بهوشی پند حجت کار بند
هوش مصنوعی: ای کسی که خرد ورزی، از دنیا دوری کن. اگر بیدار هستی، نصیحت پیامبر را جدی بگیر و به عمل بیاور.
این یکی دیو است بیتمییز و هوشخیر کی بیند ز بیهش هوشمند؟
هوش مصنوعی: این یکی دیو است که نه تفاوتی میفهمد و نه هوش دارد. خوب کسی که نمیتواند بیخود و بیخبر را ببیند، چطور میتواند شخص باهوشی را درک کند؟
تازیان بیندش دایم هوشیارگاه بر شبدیز و گاهی بر سمند
هوش مصنوعی: تازیان همواره او را با دقت و توجه مینگرند، گاهی بر اسب تندرو و گاهی بر اسب نجیب دیده میشود.
هر که را ز آسیب او آفت رسدباز ره ناردش تعویذ و سپند
هوش مصنوعی: هر کسی که از آسیب و آزار او رنج ببرد، به دنبال راههایی برای محافظت و دوری از آن آفت میگردد.
گر بخواهی بستن این بیهوش رااز خرد کن قید، وز دانش کمند
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به این بیهوش (نابالغ) بند بزنید، از عقل و خرد استفاده کن و از علم و دانش به عنوان ابزار کمک بگیر.
دانه اندر دام میدانی که چیستنرم و سخت و خوب و زشت و بو و گند؟
هوش مصنوعی: دانهای که در دام افتاده، میدانی چیست؟ آیا میدانی که چه چیزهایی نرم و سخت، خوب و بد، معطر و بدبو هستند؟
راهمند بدکنش هرگز مروتا نگردی دردمند و آهمند
هوش مصنوعی: در مسیر بدرفتارها قدم نگذار، زیرا ممکن است دچار درد و رنج شوی.
بر کسی مپسند کز تو آن رسدکهت نیاید خویشتن را آن پسند
هوش مصنوعی: به هیچ کس اجازه نده که چیزی را از تو بخواهد که خودت آن را نمیپسندی و راضی به آن نیستی.
ای شده عمرت به باد از بهر آز،بر امید سوزنت گم شد کلند
هوش مصنوعی: زندگیات به هدر رفته است به خاطر آزمایشها و در انتظار آتش امیدت، همه چیز را از دست دادهای.
مست کردت آز دنیا لاجرمچون شدی هشیار ماندی مستمند
هوش مصنوعی: دنیا تو را تحت تأثیر قرار داد و به حالت مستی درآورد. حالا که بیدار و هوشیار شدهای، هنوز به نظر میرسد که در نیاز و کمبود به سر میبری.
با تو فردا چه بماند جز دریغچون بردمیراثخوار اینزند و پند؟
هوش مصنوعی: فردا با تو چه باقی خواهد ماند جز حسرت و تاسف، وقتی که وراث به نفع خود از این زندگی و نصیحتها بهرهبرداری کنند؟
چشم دلت از خواب غفلت باز کنرنگ جهل از دل به دانش باز رند
هوش مصنوعی: دلت را از خواب بیخبر بودن بیدار کن و رنگ نادانی را از دل دور کن و به دانش و آگاهی روی آور.
چون زده ستی خود تبر بر پای خویشخود پزشک خویش باش ای دردمند
هوش مصنوعی: اگر خودت به خودت آسیب میزنی، باید خودت را درمان کنی و به فکر بهبود خودت باشی، ای کسی که در درد و رنجی.
برهمندی را به دل در جای کنسود کی داردت شخص برهمند
هوش مصنوعی: کاری که به دل واگذار میکنی، در حقیقت به خودت سود میزند. افرادی که ارتباط خوبی با هم دارند، باید همیشه در کنار هم باشند.
بر در طاعت ببایدت ایستادگر همی ز ایزد بترسی چون پلند
هوش مصنوعی: باید در برابر بندگی خداوند ثابت و استوار بایستی، حتی اگر از او بترسی. مانند پلنگی که در کمین نشسته و آماده حمله است.