قصیدهٔ شمارهٔ ۸۰
هوش مصنوعی: این متن درباره دوری از طمع و خطرات آن است. شاعر توصیه میکند که انسان از آرزوهای بیجا و طمع کردن به چیزهای غیرضروری خود را دور کند، زیرا طمع میتواند به انسان آسیب برساند و او را به قید و بندهای ناخواسته گرفتار کند. همچنین، او به اهمیت علم و طاعت اشاره دارد و میگوید که با علم و طاعت میتوان عمر را پرارزش کرد و از خطرات دنیا در امان ماند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که انسان باید هشیار و با تدبیر باشد تا از زنگار طمع و خیرهسری دور بماند.
ای شده چاکر آن درگه انبوه بلندوز طمع مانده شب و روز بر آن در چو کلند
هوش مصنوعی: ای کسی که بر درگاه آن مکان بلند و پرجمعیت خدمتی میکنی و شب و روز به خاطر آرزو و خواهشات در انتظار آن در هستی، مانند کلید دست در دست.
بر در میر تو، ای بیهده، بسته طمعیاز طمع صعبتر آن را که نه قید است و نه بند
هوش مصنوعی: بر در محبوب خود ای بیهوده، امیدی نداشته باش که آرزو و خواستهای سختتر از این، وجود ندارد که نه محدودیتی دارد و نه باندی.
شوم شاخی است طمع زی وی اندر منشینور نشینی نرهد جانت از آفات و گزند
هوش مصنوعی: اگر در دام طمع بنشینی، مانند شاخهی درختی خواهی شد که به سمت خطر میرود. اما اگر از این دام دوری کنی، جانت از آسیبها و مشکلات در امان خواهد بود.
گر بلند است در میر تو سر پست مکنبه طمع گردن آزاد چنین سخت مبند
هوش مصنوعی: اگر رئیس تو دارای مقام و عظمت است، به خاطر آرزوی دستیابی به مقام او، گردن خود را در بندهگی و اطاعت سخت نکن.
گر بلندیی در او کرد چنین پست تو راخویشتن چونکه فرونفگنی از کوه بلند؟
هوش مصنوعی: اگر کسی در بلندی به تو بیاحترامی کند، تو چرا خودت را پایین میکشی و مثل کوهی که به سمت پایین میرود، خودت را نابود میکنی؟
دیوت از راه ببرده است، بفرمای، هلاتات زیر شجر گوز بسوزند سپند
هوش مصنوعی: شیطان از راه دور شده است، بفرمائید، هماکنون در زیر درخت بخور بسوزانید.
حجت آری که همی جاه و بزرگی طلبیهم بر آن سان که همی خلق جهان میطلبند
هوش مصنوعی: اگر تو به دنبال مقام و عظمت هستی، باید بدانی که این خواستهات مشابه خواسته دیگران در جهان است.
گر هزار است خطا، ای بخرد، جمله خطاستچند از این حجت بی مغز تو، ای بیهده، چند؟
هوش مصنوعی: اگر هزار خطا وجود داشته باشد، ای خردمند، همه آنها اشتباه هستند. این دلیل بیمغز تو چند خطاست، ای بیهوده، چند تا از این اشتباهات را میتوان پذیرفت؟
گر کسی خویشتن خویش به چه در فگندخویشتن خیره در آن چاه نبایدت فگند
هوش مصنوعی: اگر کسی خود را به درون چاهی بیفکند، نباید خود را در آن چاه به سرنوشت گم کرده رها کند.
گر بخندند گروهی که ندارند خردتو چو دیوانه به خندهٔ دگران نیز مخند
هوش مصنوعی: اگر افرادی که عقل و درک ندارند بخندند، تو هم مانند یک دیوانه به خندهٔ آنها نخواهی خندید.
دانشآموز و چو نادان ز پس میر ممختا چو دانا شوی آنگه دگران در تو مخند
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که فردی که در حال یادگیری و آموزش است، باید از کسی که دانش بیشتری دارد، پیروی کند و از او راهنمایی بگیرد. زمانی که او به دانایی رسید، دیگران نمیتوانند به او بخندند یا او را دست کم بگیرند. در واقع، تأکید بر تلاش برای یادگیری و عدم توجه به انتقادات در حین فرآیند یادگیری است.
بیسپاسی بکنی رند نمائی به ازانکبه سپاسیت بپوشند به دیبای و پرند
هوش مصنوعی: اگر قدرشناسی نکنی، بهتر است که خود را در ظاهر رند و بیخیال نشان دهی تا اینکه به خاطر شکرگزاریات، خود را در لباسهای فاخر بپوشانی.
شادی و نیکوی از مال کسان چشم مدارتا نمانی چو سگان بر در قصاب نژند
هوش مصنوعی: به امید شادی و خوبی از ثروت و اموال دیگران نداشته باش؛ زیرا ممکن است مثل سگهایی که در کنار قصاب منتظر ماندهاند، رها شوی و چیزی نصیبت نشود.
گردن از بار طمع لاغر و باریک شوداین نبشته است زرادشت سخندان در زند
هوش مصنوعی: طمع و حرص بیش از حد انسان را ضعیف و ناتوان میکند. این مطلب را زرتشت، حکیم و دانا، در نوشتههایش بیان کرده است.
ترفت از دست مده بر طمع قند کسانترف خود خوش خور و از طمع مبر گاز به قند
هوش مصنوعی: از فرصتها و لذتهای زندگی غافل نشو و به امید شیرینیهای دیگران نباش. خودت از آنچه داری بهرهمند شو و به دنبال چیزهای غیرقابل دسترسی نرو.
سودمند است سمند ای خردومند ولیکسودش آن راست سوی من که مرو راست سمند
هوش مصنوعی: اسب اصیل و قوی برای انسانهای دانا مفید است، اما سود واقعی آن هنگامی است که سمند به سوی من بیاید و مستقیم پیش من برود.
مر مرا آنچه نخواهی که بخری مفروشبر تنم آنچه تنت را نپسندی مپسند
هوش مصنوعی: هر چیزی را که نمیخواهی و نمیپسندی از من نخواهی خرید، و بر من آن چیزی را بپوشان که تو خود نمیپسندی.
سپس آنچه نه آن تو بود خیره متازکانچه آن تو بود سوی تو آید چو نوند
هوش مصنوعی: اگر به چیزهایی که متعلق به تو نیستند حریص نباشی و به دنبال آنها نروی، چیزهایی که واقعاً از آن تو هستند، خود به خود به سمت تو خواهند آمد.
عمر پرمایه به خواب و خور برباد مدهسوزن زنگ زده خیره چه خری به کلند؟
هوش مصنوعی: عمر باارزش خود را به بیفکری و خوشگذرانی هدر نده. چطور میتوان به یک سوزن زنگزده اعتماد کرد که بخواهد کار مفیدی انجام دهد؟
پیش از آن کهت بکند دست قوی دهر از بیخدل از این جای سپنجیت همی باید کند
هوش مصنوعی: قبل از آنکه قدرتمند زمان تو را از ریشه دل جدا کند، باید از این وضعیت ناراحتکننده بیرون بیایی.
عمر را بند کن از علم و ز طاعت که تو راعلم با طاعت تو قید دوان عمر تواند
هوش مصنوعی: عمر خود را با علم و عبادت پر کن، زیرا علم و عبادت میتوانند عمر تو را محدود و ارزشمند کنند.
بر سر و پای زمانهٔ گذران مرد حکیمبهتر از علم و ز طاعت ننهد قید و کمند
هوش مصنوعی: مرد حکیم در برابر ناپایداریهای زندگی، از علم و اطاعت به وابستگی و محدودیت نمیانجامد. او به دنبال رهایی و آگاهی است و میداند که ارزشهای اصلی فراتر از دستاوردهای مادی و ظاهری است.
خاطرت زنگ نگیرد نه سرت خیره شودگر بگیرد دل هشیار تو از حکمت پند
هوش مصنوعی: اگر فکر و ذهنت آرام باشد و چشمهایت درگیر چیزی نشود، وقتی دل آگاه تو از تجربیات و حکمتها درس بگیرد، هیچ اتفاق بدی نخواهد افتاد.