تناجی
ناصرخسرو قبادیانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۴

نشنوده‌ای که دید یکی زیرکزردآلوی فگنده به کو اندر
چو یافتش مزه ترش و ناخوشوان مغز تلخ باز بدو اندر
گفتا که «هر چه بود به دلت اندررنگت همی نمود به رو اندر»