قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۳
هوش مصنوعی: این متن شامل پندی است که به شخصی به نام "پور پار" داده میشود. گوینده به او توصیه میکند که از نور و روشنی دور نشود و فریب دنیا را نخورد، زیرا بدون او نه بهرام و نه شاپور به واقعیت نخواهند رسید. او به بار سنگینی که بر دوش دارد اشاره کرده و یادآوری میکند که زندگیاش با جهل و نادانی پر شده است. همچنین هشدار میدهد که از عقل و خرد خود بهرهگیرد و از دیو سیاهی که نماد بدی است دوری کند. به او میگوید که از ناپاکی مانند خمری که گیجکننده است بپرهیزد و نهایتا اشاره میکند که پدرش نیز در جستجوی عفاف و پاکی است و بازگشتی به گذشته نخواهد داشت.
پند بدادمت من، ای پور، پارچون بگزیدی تو بر آن نور نار؟
هوش مصنوعی: من به تو نصیحتی کردم، ای پسر، چرا زمانی که در مسیر روشن و الهامبخش قرار گرفتی، بر آن تاریکی و مشکلات غلبه نکردی؟
غره مشو گرچه نیابد همیبی تو نه بهرام و نه شاپور پار
هوش مصنوعی: به خودت مغرور نشو، چرا که بدون تو نه بهرام و نه شاپور، که هر دو از شخصیتهای برجسته تاریخ هستند، نمیتوانند چیزی را به دست آورند.
پشت گرانبار تو اکنون شدهاستکامدت از بلخ و نشابور بار
هوش مصنوعی: به دوش تو اکنون بار سنگینی از بلخ و نشابور است، که به خاطر آن به سختی میکشی.
خانهٔ معموری و مار است جهلمار درین خانهٔ معمور مار
هوش مصنوعی: در اینخانهای که ظاهراً امن و آرام به نظر میرسد، عدم آگاهی و نادانی مثل ماری پنهان و خطرناک میباشد که میتواند به زندگی آسیب بزند.
ز ایزد مذکور به عقلی، مکنجز که به عقل، ای سره مذکور، کار
هوش مصنوعی: از خداوندی که ذکرش به عقل و دانش است، جز با عقل و تدبیر کاری نکن، ای کسی که حقیقت را میدانی.
دیو سیاه است تنت، خویشتناز بد این دیو سیه دور دار
هوش مصنوعی: وجود تو مانند دیو سیاهی است؛ بنابراین خود را از زشتی و بدی این دیو سیاه دور نگهدار.
پیرهن عصیان بنداز اگرآیدت از بلعم باعور عار
هوش مصنوعی: اگر دلت میخواهد از جهل و فریب رهایی یابی، باید از رفتارهای نادرست و نافرمانی دست برداری.
خمر مخور، پور، که آن دود خمرمار شود در سر مخمور، مار
هوش مصنوعی: نخوردن نوشیدنیهای الکلی را توصیه میکند، زیرا اثرات منفی آن میتواند به مشکلات جدی منجر شود. اگر کسی تحت تأثیر الکل قرار بگیرد، ممکن است دچار مشکلات و خطراتی شود که برای او و اطرافیانش زیانآور است.
پیر پدر پار تو خواهد شدنباز نیاید به تو، ای پور، پار
هوش مصنوعی: پدر پیر تو دوباره به حالت جوانی برنمیگردد، ای پسر، تو نیز به آن زمانی که او جوان بود، نخواهی رسید.