قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به خواب رفتگی و غفلت انسانها از زندگی و حقیقت اشاره میکند. او از کسانی که عمر خود را بیخبری سپری میکنند میخواهد که بیدار شوند و به واقعیتها توجه کنند. شاعر با تشبیه دنیا به نهنگی که خواهد بلعید، انسانها را از خطر غفلت آگاه میسازد و از آنها دعوت میکند که به زیباییها و نشانههای خدا در طبیعت بنگرند و از عبرتهای زندگی درس بگیرند. او همچنین بر اهمیت دانش، عمل و طاعت تأکید میکند و هشدار میدهد که عمر گذراست و نباید در غفلت بگذرد. در نهایت، شاعر از خواننده میخواهد که با آگاهی و بیداری زندگی کند و به خداوند و حقایق دین توجه داشته باشد.
ای خفته همه عمر و شده خیره و مدهوشوز عمر و جهان بهرهٔ خود کرده فراموش
هوش مصنوعی: ای کسی که در تمام عمر خوابیدهای و با حالتی گیج و ناآگاه به زندگی مینگری، بر خود و زندگیات هیچ توجهی نکردهای و فراموش کردهای که از زندگی و دنیا باید بهرهبرداری کنی.
هر گه که همیشه دل تو بیهش و خفته استبیدار چه سود است تو را چشم چو خرگوش؟
هوش مصنوعی: هر زمانی که دل تو خواب است و به حالت بیتوجهی به سر میبرد، بیدار شدن تو چه فایدهای دارد؟ وقتی که تو مانند خرگوشی چشمانت باز است اما هنوز در خواب به سر میبری، فایدهای ندارد.
این دهر نهنگ است، فرو خواهد خوردنتفتنه چه شدی خیره تو بر صورت نیکوش؟
هوش مصنوعی: این دنیا مانند نهنگی بزرگ است که تو را در خود غرق خواهد کرد. چرا در زیبایی او سرگردانی و غافل از خطرات هستی؟
بیدار شو از خواب و نگه کن که دگر باربیدار شد این دهر شده بیهش و مدهوش
هوش مصنوعی: زمان آن رسیده که از خواب غفلت بیدار شوی و ببینی که در این دنیا بار دیگر حالتی خوابآلود و بیخبر حاکم شده است.
باغی که بد از برف چو گنجینه ندافبنگرش به دیبای مخلق شده چون شوش
هوش مصنوعی: باغی که بعد از ذوب شدن برف، مانند گنجینهای باارزش به نظر میرسد، باید به آن نگریسته شود و زیباییاش را همانند پارچهای قیمتی که به خوبی بافته شده، مشاهده کرد.
وین کوه برهنه شده را باز نگه کنافگنده پرندین سلبی بر کتف و دوش
هوش مصنوعی: کوهی که عاری از پوشش است را دوباره بپوشان و پرندگانی را که بر دوش و کتف آن نشستهاند، نگهدار.
بربسته گل از ششتری سبز نقابیو آلوده به کافور و به شنگرف بناگوش
هوش مصنوعی: گل سرخی به رنگ سبز و آغشته به کافور و رنگ قرمز در ناحیه گوش، در جلوهای زیبا و دلربا، نمایان شده است.
بر عالم چشم دل بگمار به عبرتمدهوش چرا ماندهای ای مدبر بیهوش؟
هوش مصنوعی: به دنیا با چشم بصیرت نگاه کن و از تجربیات گذشته درس بگیر. چرا در حالت گیجی و سرگردانی باقی ماندهای ای کسی که باید به درستی تدبیر کنی؟
در باغ پدید آمد مینوی خداوندبندیش و مقر آی به یزدان و به مینوش
هوش مصنوعی: در باغ، زیبایی های خداوند به نمایش درآمده و به فرشتگان و حضرت حق دعوت میشود تا در این زیباییها و نعمتها شریک شوند.
بنگر که چه گویدت همی گنبد گردانگفتار جهان را به ره چشمت بنیوش
هوش مصنوعی: بنگر به آسمان و نگاه کن که چه حرفهایی از جهان به تو میزند. به خوبی به این پیامها گوش کن و آن را با چشمانت ببین.
گویندهٔ خاموش به جز نامه نباشدبشنو سخن خوب ز گویندهٔ خاموش
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر سکوتش حرف نمیزند، فقط از طریق نوشتهها میتوان او را درک کرد. بنابراین از گفتههای خوب و دلنشین او بهرهمند شو.
گویدت همی: گرچه دراز است تو را عمربگذشته شمر یکسره چون دوش و پرندوش
هوش مصنوعی: به تو میگوید: هرچند عمرت طولانی است، اما آن را به یکباره حساب کن، مانند شب گذشته و خوابش.
دانی که بقا نیست مگر عمر، پس او رابر چیز فنائی مده، ای غافل، و مفروش
هوش مصنوعی: بدان که چیزی جز عمر برای بقا وجود ندارد، پس آن را به چیزی که از بین میرود نده، ای نادان، و آن را به چیز بیارزش نفروش.
این عاریتی تن عدوی توست عدو رادانا نگرد خیره چنین تنگ در آگوش
هوش مصنوعی: این بدن که تو داری امانتی از دشمنان توست، پس مراقب باش که عاقلانه رفتار کنی و در چنین موقعیت دشواری نباشی.
ور عاریتی باز ستاندت تو رخ رابر عاریتی هیچ مه بخراش و مه بخروش
هوش مصنوعی: اگر کسی به تو به صورت موقتی چیزی بدهد، بر صورت او هیچگاه نکوئی و زیبایی نکن و او را از خود نرنجان.
از میش تن خویش به طاعت چو خردمنددر علم و عمل فایدهٔ خویش همی دوش
هوش مصنوعی: از جسم خود به مانند یک هوشمند رفتار کن؛ در علم و عمل، در هر دو به سود و منفعت خودت بیندیش.
زین خانهٔ الفنج و زین معدن کوششبر گیر هلازاد و مرو لاغر و دریوش
هوش مصنوعی: از این خانهٔ الکتریکی و از این معدن زحمت، تلاش کن و از فقر و تنگدستی دوری کن.
پرهیز همی ورز، در الفغدن دانشدایم ز ره چشم و ره گوش همی کوش
هوش مصنوعی: سعی کن از آزار و آسیب دوری کنی و همیشه با دقت به آنچه میبینی و میشنوی توجه کن.
با طاعت و با فکرت خلوت کن ازیراکمشغول شده ستند سفیهان به خلالوش
هوش مصنوعی: به خاطر اطاعت و اندیشهات، به تنها یی برو و از کسانی که بیفکری و بیهودهگویی میکنند، جدا شو؛ زیرا آنان در نادانی غرق شدهاند.
در طاعت بیطاقت و بیتوش چرائی؟ای گاه ستمگاری با طاقت و با توش!
هوش مصنوعی: چرا در عبادت و بندگی بیتابی میکنی؟ ای کسی که در زمان ستمگری، با قدرت و تدبیر زندگی میکنی!
چون بر تو هوای دل تو میبکشد تیردر پیش هوا تو ز ره صبر فرو پوش
هوش مصنوعی: وقتی دل تو به سمت کسی جلب میشود، باید قدرت صبر را به کار بگیری و خودت را کنترل کنی تا احساساتت تو را از مسیر درست منحرف نکند.
تو جوشن دین پوش، دل بیخردت رابگداخته شو، گو، ز ره دیده برون جوش
هوش مصنوعی: تو باید از ایمان و اعتقاد خود محافظت کنی و دل بیخود و سرسختت را به آتش عشق و معرفت بسوزانی، پس آنچه را که در درونت است، به وضوح بیان کن و به دنیای بیرون نشان بده.
در معده ات بر جان تو لعنت کند امشبنانی که به قهر از دگری بستدهای دوش
هوش مصنوعی: امشب نانی که از کسی به زور گرفتی، در دل تو به جانت بد میگوید و تو را نفرین میکند.
تو گردنت افراخته وان عاجز مسکینبنهاده ز اندوه زنخ بر سر زانوش
هوش مصنوعی: تو سر بلند کردهای و آن بیچارهٔ ناتوان، از غم بر سر زانو نشسته است.
هر چند تو را نوش کند جاهلی آتشبر خیره مخور، کاتش هرگز نشود نوش
هوش مصنوعی: هرچند که بیخبران به تو چنان چیزی میگویند که شگفتانگیز و دلپذیر به نظر میرسد، اما به صحبتهای آنها توجه نکن، زیرا این حرفها هرگز حقیقت ندارد و پایداری نخواهد داشت.
ای حجت اگر گنگ نخواهی که بمانیدر پیش خداوند، سوی حجت کن گوش
هوش مصنوعی: ای حجت، اگر نمیخواهی که در پیشگاه خداوند گنگ و بیصدا بمانی، باید به حجت توجه کنی و گوشسپاری.