قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۲
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به توصیف تغییرات زیبای طبیعت در بهار و همچنین به نکات اخلاقی و فلسفی میپردازد. شاعر به تحولات دلنشین و شگفتآور فصل بهار اشاره دارد و از زیباییهای طبیعت و تحولاتی که در آن رخ میدهد مینویسد.
او به مضامین عمقدارتری نیز پرداخته، نظیر بیثباتی دنیا، خردمند بودن در برابر فریبهای آن و تأکید بر اهمیت دین و دانش. شاعر هشدار میدهد که دنیا پر از فریب است و انسان باید با آگاهی زندگی کند. در نهایت، او به ضرورت پناه بردن به علم و دوری از جهل اشاره میکند و بر خوبیها و فضائل اخلاقی تأکید دارد.
جهان را دگرگونه شد کارو بارشبرو مهربان گشت صورت نگارش
هوش مصنوعی: دنیا دگرگون شده و وضعیت آن عوض شده است؛ به همین خاطر، چهرهای خوشایند و مهربان پیدا کرده است.
به دیبا بپوشید نوروز رویشبه لولو بشست ابر گرد از عذارش
هوش مصنوعی: در روز عید نوروز، چهرهاش را با پارچهای زیبا میپوشانند و مانند مروارید درخشان میشود که ابرهای تیره و غم، به خاطر زیباییاش از او دور میشوند.
به نیسان همی قرطهٔ سبز پوشددرختی که آبان برون کرد ازارش
هوش مصنوعی: در فصل بهار، درختی که در پاییز برگهای خود را از دست داده است، دوباره به زندگی برمیگردد و پوشش سبز زیبایی به خود میگیرد.
گهی در بارد گهی عذر خواهدهمان ابر بدخوی کافور بارش
هوش مصنوعی: گاهی باران میبارد و گاهی نیز عذر و بهانهای برای باریدن خواهد داشت؛ این ابر کافوری، با خلق و خوی نامناسبش، همیشه در حال تغییر است.
که کرد این کرامت همان بوستان راکه بهمن همی داشتی زارو خوارش؟
هوش مصنوعی: کیست که بر کرامت این بوستان آگاه شده و آن را به یاد بهمن که آن را بیاعتنا میشمرد، زنده کرده است؟
پر از حلقه شد زلفک مشک بیدشپر از در شهوار شد گوشوارش
هوش مصنوعی: زلفهای مشکی او پر از حلقه و زیبایی است و گوشوارهاش از جلوههای جذاب و دلربا پر شده است.
به صحرا بگسترد نیسان بساطیکه یاقوت پود است و پیروزه تارش
هوش مصنوعی: در دشت گستردهای، فرش و آرامگاهی پهن شده که تار و پود آن از یاقوت و فیروزه بافته شده است.
گر ارتنگ خواهی به بستان نگه کنکه پر نقش چین شد میان و کنارش
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به خوشی و زیبایی دست یابی، به باغ نگاه کن که وسط و اطراف آن پر از نقش و نگارهای زیبای چینی است.
درم خواهی از گلبانش گذر کنوشی بایدت مگذر از جویبارش
هوش مصنوعی: اگر به دنبال عشق و محبت هستی، باید از زیباییها و جذابیتهای او عبور کنی و به عمق احساسات و روح او پی ببری.
چرا گر موحد نگشته است گلبنچنین در بهشت است هال و قرارش
هوش مصنوعی: چرا وقتی که گلستان بهشت اینگونه زیبا و دلنشین است، هنوز کسی به یکتاپرستی نرسیده است؟
وگر آتش است اندر ابر بهاریچرا آب ناب است بر ما شرارش؟
هوش مصنوعی: اگر در ابرهای بهاری آتش وجود دارد، پس چرا آبی که بر ما میبارد، خالص و ناب است و تاثیری از آن آتش ندارد؟
شکم پر ز لولوی شهوار داردمشو غره خیره به روی چو قارش
هوش مصنوعی: بدن پر از لذت و زیباییهای دنیا است، پس فریب ظاهر جذاب و دلفریب او را نخور.
نگه کن بدین کاروان هوائیکه کافور و در است یکرویه بارش
هوش مصنوعی: نگاه کن به این کاروانی که در آن، کافور و در (درخت) بهصورت یکسانی برای بار حمل شدهاند.
سوی بوستانش فرستاده دریابه دست صبا داده گردون مهارش
هوش مصنوعی: دریا به دست نسیم به سوی باغی رفته و آسمان نیز بر او کنترل دارد.
که دیده است هرگز چنین کاروانیکه جز قطره باری ندارد قطارش؟
هوش مصنوعی: آیا کسی تا به حال کاروانی را دیده که جز یک قطره باران، چیز دیگری در بارش نداشته باشد؟
به سال نو ایدون شد این سال خوردهکه برخاست از هر سوی خواستارش
هوش مصنوعی: در سال جدید، وضعیتی به وجود آمد که خواستهها و آرزوها به طور جدی از همهجا نمایان شد.
چو حورا که آراست این پیرزن را؟همان کس که آراست پیرار و پارش
هوش مصنوعی: کیست که زیبایی این پیرزن را مانند حوریان به تصویر کشیده است؟ همان کسی که زیبایی پیر و جوان را پدید آورد.
کناره کند زو خردمند مردمنگیرد مگر جاهل اندر کنارش
هوش مصنوعی: افراد خردمند از دیگران فاصله میگیرند و با آنها ارتباط برقرار نمیکنند، مگر اینکه فردی ناآگاه در کنارشان باشد.
دروغ است گفتارهاش، ای برادربه هرچهت بگوید مدار استوارش
هوش مصنوعی: آنچه که برادر میگوید دروغ است. به هر چه که به تو بگوید، به آن اعتماد نکن.
فریبنده گیتی شکارت نگیردجز آنگه که گوئی «گرفتم شکارش»
هوش مصنوعی: دنیا فریبا و فریبنده است و به سادگی کسی را به دام نمیاندازد، مگر اینکه بهطور واضح خود را تسلیم آن کنی و بگویی که به خواستهاش رسیدهای.
به جنگ من آمد زمانه، نبینیسرو روی پر گردم از کارزارش
هوش مصنوعی: زمانه به مبارزه با من آمده است، نمیبینی که چهرهام پر از گرد و غبار جنگ است.
چو دود است بیهیچ خیر آتش اوچو بید است بیهیچ بر میوه دارش
هوش مصنوعی: مثل دودی است که هیچ فایدهای ندارد و آتش او مثل بیدی است که بدون میوه درختش میباشد.
به خرما بنی ماند از دور لیکنبه نسیه است خرما و نقد است خارش
هوش مصنوعی: خرما به نظر دور میآید، اما برای خرید آن باید قرض بگیریم؛ در حالی که به خاطر نسیه بودنش، برداشت آن آسانتر است.
نخرد به جز غمر خارش به خرماازین است با عاقلان خارخارش
هوش مصنوعی: نادان جز مشکلات خود چیزی نمیبیند و با درک عاقلانه، دیگران نیز به عذاب و مشکلات او پی میبرند.
پر از عیب مردم ندارد گرامیکسی را که دانست عیب و عوارش
هوش مصنوعی: هیچ شخصی را نمیتوان یافت که عاری از نقص باشد، زیرا هر کس که با ویژگیها و عیوب دیگران آشنا شود، به خوبی میداند که هیچکس بینقص نیست.
بسوزد، بدوزد، دل و دست دانا،به بیخیر خارش، به بینور نارش
هوش مصنوعی: دل و دستان آگاه، چه غمانگیز است که به دلیل بیفایده بودنش بسوزند و خود را در زحمت بینور و آزار قرار دهند.
سوی دهر پر عیب من خوار ازانمکه او سوی من نیز خوار است بارش
هوش مصنوعی: من به دلیل عیبهای زیادم در مقابل دنیا بیارزش به نظر میآیم، اما این را میدانم که دنیا نیز در نظر من کمارزش و بیارزش است.
به دین یافته است این جهان پایداریاگر دین نباشد برآید دمارش
هوش مصنوعی: این جهان فقط به خاطر دین و اصول اخلاقی پایدار است و اگر دین نباشد، اوضاع به هم میریزد و هیچ چیز سامان نخواهد داشت.
چو من از پس دین دویدم ببایددویدن پس من به ناچار و چارش
هوش مصنوعی: وقتی که من به دنبال دین و حقیقت رفتم، دیگر جای بازگشتی نداشتم و ناچار باید به این مسیر ادامه دهم.
چو من مرد دینم همی مرد دنیانه آید به کارم نه آیم به کارش
هوش مصنوعی: من انسانی هستم که به دین اهمیت میدهم و کسی که فقط به دنیا توجه میکند، به درد من نمیخورد و من نیز به او نیازی ندارم.
نبیند زمن لاجرم جز که خوارینه دنیا نه فرزند زنهار خوارش
هوش مصنوعی: انسان نباید به چیزهایی که در دنیا دارد، مانند مال و فرزند، دل خوش کند. زیرا اینها تنها زینت دنیاست و در نهایت، انسانی که به این امور وابسته است، در زندگی خود ذلیل و خوار خواهد شد.
کسی را که رود و می انده گساردبود شعر من هرگز انده گسارش؟
هوش مصنوعی: کسی که در زندگی خود با مشکلات و غمها مواجه شده و سرانجام در میافتد، آیا شعر من میتواند دلنگرانیهای او را برطرف کند؟
تو،ای بیخرد، گر خود از جهل مستیچه بایدت پس خمر و رنج خمارش؟
هوش مصنوعی: ای راستی بدون عقل، اگر خود از نادانی intoxicated هستی، پس چه نیازی به شراب و درد به خاطر آن داری؟
نبید است و نادانی اصل بلائیکه مرد مهندس نداند شمارش
هوش مصنوعی: شراب است و نادانی، واقعاً اساس مشکلاتی است که اگر یک مرد مهندس نتواند حساب و شمارش را بلد باشد.
یکی مرکب است، ای پسر، جهل بدخویکه بر شر یازد همیشه سوارش
هوش مصنوعی: یکی از معانی این جمله این است که جهل و نادانی، مانند یک اسب سرکش، همیشه بر روی افکار و رفتار منفی سوار است. یعنی وقتی انسان گرفتار جهل شود، میتواند به راحتی تحت تأثیر شر و بدی قرار بگیرد.
یکی بدنهال است خمر، ای برادرکه برگش همه ننگ و، عار است بارش
هوش مصنوعی: یکی از درختان زندگی، ای برادر، نماد خمر است که برگهایش مایه ننگ و عیب است.
نیارم که یارم بود جاهل ایراکرا جهل یار است یار است مارش
هوش مصنوعی: نمیتوانم کسی را که به جهل مبتلاست، یار خود بنامم. چون اگر جهل رفیق او باشد، هیچ ارزش و دوستی واقعی در میان نخواهد بود.
نگر گرد میخواره هرگز نگردیکه گرد دروغ است یکسر مدارش
هوش مصنوعی: هرگز به دور و بر میخوران نظر نیفکن، چون این دور و بر پر از دروغ و فریب است. خودت را به آن آلوده نکن.
چو دیوانه میخواره هرچهت بگویدنه بر بد نه بر نیک باور مدارش
هوش مصنوعی: اگر شخصی مست و دیوانه هر چیزی به تو گفت، نه به خوبی آن فکر کن و نه به بدیاش، به حرفهایش اعتماد نکن.
به خواب اندرون است میخواره لیکنسرانجام آگه کند روزگارش
هوش مصنوعی: میخواره در خواب به سر میبرد، اما در نهایت روزگارش او را بیدار خواهد کرد.
کسی را که فردا بگریند زارشچگونه کند شادمان لالهزارش؟
هوش مصنوعی: کسی که فردا به خاطر دلتنگیاش گریه خواهد کرد، چگونه میتواند امروز در میان گلهایش شاد و خوشحال باشد؟
جهان دشمنی کینهدار است بر تونباید که بفریبدت آشکارش
هوش مصنوعی: دنیا پر از دشمنی و کینهتوزی است، بنابراین نباید فریب ظاهر آن را بخوری.
من آگاه گشته ستم از غدر و غورشچگونه بوم زین سپس یار غارش
هوش مصنوعی: من از ظلم و خیانت او آگاه شدم، حالا چگونه میتوانم در غار او بمانم و از او حمایت کنم؟
نهام یار دنیا به دین است پشتمکه سخت و بلند است و محکم حصارش
هوش مصنوعی: من به دنیای فانی وابسته نیستم، زیرا پشتوانهام یک دین است که مانند دژی محکم و بلند از من محافظت میکند.
در این حصار از جهان کیست؟ آن کسکه بگداخت کفر از تف ذوالفقارش
هوش مصنوعی: در این دنیا چه کسی وجود دارد؟ کسی که با قدرت شمشیر ذوالفقار، کفر را از بین برد.
هزبری که سرهای شیران جنگیببوسند خاک قدم بندهوارش
هوش مصنوعی: کسی که سر شیران جنگی را میبوسد، باید با فروتنی و ادب به خاک پای او احترام بگذارد.
به مردی چو خورشید معروف ازان شدکه صمصام دادش عطا کردگارش
هوش مصنوعی: مردی که مانند خورشید شناخته میشود، به خاطر آن است که خدای او را به شهادت رسانده و به او این نعمت و مقام را عطا کرده است.
به زنهار یزدان درون جای یابیاگرجای جوئی تو در زینهارش
هوش مصنوعی: نیکوست اگر در دل به خدا پناه ببری، زیرا اگر به دنبال جایی برای سکونت باشی، باید در حفاظت و حمایت او قرار بگیری.
اگر دهر منکر شود فضل او راشود دشمن دهر دلیل و نهارش
هوش مصنوعی: اگر زمانه نعمت و فضیلت او را انکار کند، دشمن زمانهای است که بر او دلالت و گواهی میدهد.
که دانست بگزاردن فام احمدمگر تیغ و بازوی خنجر گزارش
هوش مصنوعی: کسی که به خوبی میداند نمیتواند خود را به نام احمد معرفی کند مگر با قدرت و شجاعت در میدان نبرد.
علی آنکه چون مور شد عمرو و عنترز بیم قوی نیزهٔ مار سارش
هوش مصنوعی: علی به قدری قوی و با اراده است که حتی کسانی مانند عمرو و عنتر، که از نظر قدرت و شجاعت شناخته شدهاند، به خاطر هراس از قدرتش همچون موری کوچ میشوند.
خطیبان همه عاجز اندر خطابشهزبران همه روبه اندر غبارش
هوش مصنوعی: سخنرانان همه در بیان خود ناتوانند و بزرگزبانان نیز در مقابل او به پردهنشینی و خاموشی میرسند.
همه داده گردن به علم و شجاعتوضیع و شریف و صغارو کبارش
هوش مصنوعی: همه افراد، چه شخصهای معمولی و چه افراد بزرگ و محترم، به علم و دلاوری ارادت و احترام میگذارند.
چه گویم کسی را که ابلیس گمرهکشیدهاست از راه یک سو فسارش؟
هوش مصنوعی: چه بگویم درباره کسی که شیطان او را از راه راست دور کرده و به بیراهه کشانده است؟
بگویم چو گوید «چهارند یاران»بیاهنجم از مغز تیره بخارش
هوش مصنوعی: بگویید وقتی که او بگوید «چهار نفر دوستان» من از دل تاریک او به یادش میآورم.
چهار است ارکان عالم ولیکنیکی برتر و بهتر است از چهارش
هوش مصنوعی: عالم چهار رکن دارد، اما یکی از آنها برتر و بهتر از دیگران است.
چهار است فصل جهان نیز ولیکنبر آن هرسه پیداست فضل بهارش
هوش مصنوعی: فصول جهان چهار تا هستند، اما در میان آنها، بهار به وضوح برتری و نعمتهای خود را نشان میدهد.
دهد راز دل عاقلی جز به مردماگر چند نزدیک باشد حمارش؟
هوش مصنوعی: عاقل تنها به کسانی که درک درستی داشته باشند، راز دلش را میگوید و حتی اگر شخصی به او نزدیک باشد، اگر احمق باشد، به او اعتماد نمیکند.
هگرز آشنائی بود همچو خویشیکه پیوسته زو شد نبی را تبارش؟
هوش مصنوعی: اگر دوستی مثل یک خویشاوند باشد، و همیشه از او دور نباشد، آیا نسب او به پیامبر نزدیک است؟
علی بود مردم که او خفت آن شببه جای نبی بر فراش و دثارش
هوش مصنوعی: علی شب هنگام بر بستر و لباس پیامبر خوابیده بود و مردم او را به جای پیامبر مشاهده کردند.
همه علم امت به تایید ایزدیکی قطرهٔ خرد بود از بحارش
هوش مصنوعی: تمام دانش و علم این امت، با تأیید خداوند، مانند یک قطره از دریای بیپایان حکمت و خرد اوست.
گر از جور دنیا همی رست خواهینیابی مرادت جز اندر جوارش
هوش مصنوعی: اگر بخواهی از ظلم و ستم دنیا رهایی پیدا کنی، به جز در سایه محبت او نمیتوانی به خواستهات برسی.
من آزاد آزاد گردان اویمکه بنده است چون من هزاران هزارش
هوش مصنوعی: من به کسی کمک میکنم که خودش را آزاد میداند، چرا که در حقیقت بندهها بسیارند و من یکی از آنها هستم.
یکی یادگار است ازو بس مبارکمنت ره نمایم سوی یادگارش
هوش مصنوعی: یکی نشانهای از او به یادگار مانده است که بسیار خوشیمن است. من راهی را به سوی آن نشانه در پیش میگیرم.
فلک چاکر مکنت بیکرانشخرد بندهٔ خاطر هوشیارش
هوش مصنوعی: آسمان برای خدمت به او و قدرت بیپایانش کشیده شده و ذهن هوشیارش، او را به بندگی درآورده است.
درختی است عالی پر از بار حکمتکه به اندیشه بایدت خوردن ثمارش
هوش مصنوعی: درختی شگفتانگیز وجود دارد که پر از میوههای دانش و حکمت است و برای بهرهبردن از آن باید به تفکر و اندیشه بپردازیم.
اگر پند حجت شنودی بدو شوبخور نوش خور میوهٔ خوش گوارش
هوش مصنوعی: اگر نصیحت و سخن قانعکنندهای را شنیدی، به آن عمل کن و از زندگی لذت ببر و از خوشیهای زندگی بهرهمند شو.
مترس از محالات و دشنام دشمنکه پر ژاژ باشد همیشه تغارش
هوش مصنوعی: نگران چیزهای غیرممکن و حرفهای تند و زنندهی دشمن نباش، چون این حرفها همیشه بیاساس و گفتار بیفایدهای هستند.