قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۷
هوش مصنوعی: این شعر به نقد زندگی و رفتار انسانها در برابر زمان و شرایط روزگار میپردازد. شاعر از فردی میخواهد که به دقت به پندهای زمانه توجه کند و از غفلت و سستی دست بردارد. او اشاره میکند که هر چه در جهان هستی باقی نمیماند و وابستگی به دنیا بیفایده است. شاعر به انسان یادآوری میکند که خانواده و نزدیکان نیز روزی خواهند رفت و آنچه باقی میماند دانش و فهم است.
شاعر به روشنی بیان میکند که برای دستیابی به پاکی و پارسایی، باید به آموختن و دانشاندوزی گرایش پیدا کرد. او از جوانان میخواهد که در مسیر آرزوهای خود بهخوبی و علم توجه کنند تا روزی در روزهای پیری دچار افسوس نشوند. در نهایت، پیام اصلی این است که تنها چیز ارزشمند در زندگی دانش و دیانت است و افراد باید به آن توجه ویژه داشته باشند.
ایا گشته غره به مکر زمانهز مکرش به دل گشتی آگاه یا نه
هوش مصنوعی: آیا تو که به فریبهای زمانه دل خوش کردهای، از نقشههای او آگاه شدهای یا هنوز بیخبر هستی؟
یگانهٔ زمانه شدی تو ولیکننشد هیچ کس را زمانه یگانه
هوش مصنوعی: تو در این زمانه بینظیر و استثنایی هستی، اما هیچکس دیگر نتوانسته به این درجه از یگانگی برسد.
زمانه بسی پند دادت، ولیکنتو می در نیابی زبان زمانه
هوش مصنوعی: زندگی و روزگار به تو درسهای زیادی داده است، اما تو هنوز نمیتوانی پیام و سخن روزگار را درک کنی.
نبینی همی خویشتن را نشستهغریب و سپنجی به خانهٔ کسانه
هوش مصنوعی: انسان نباید خود را بیخبر و دور از دیگران ببیند، در حالی که در میان افرادی که به آنها تعلق دارد، نشسته است و احساس تنهایی میکند.
بگفتند کاین خانه مر بوفلان رابه میراث ماند از فلان و فلانه
هوش مصنوعی: گفتند که این خانه به بوفلان به ارث رسیده است از فلان و فلانه.
تو را گر همی پند خواهی گرفتنزبان فلان و فلانه است خانه
هوش مصنوعی: اگر میخواهی نصیحتی دریافت کنی، به سخن کسانی که تجربه و دانش بیشتری دارند گوش بده.
چو خانه بماند و برفتند ایشاننخواهی تو ماندن همی جاودانه
هوش مصنوعی: اگر کسانی که در خانه بودند، بروند و leave شود، تو نیز نخواهی ماند و در این جا به صورت جاودانه زندگی نخواهی کرد.
نخواهد همی ماند با باد مرگیبدین خرمن اندر نه کاه و نه دانه
هوش مصنوعی: دوام و ماندگاری چیزی در برابر باد زندگی و زمان ممکن نیست؛ در این مزرعه نه کاه باقی میماند و نه دانهای، همه چیز در مینوردد و از بین میرود.
پدرْت و برادرْت و فرزند مادرشدهستند ناچیز و گشته فسانه
هوش مصنوعی: پدر و برادر و فرزند مادر، حالا هیچقدر ارزش ندارند و مثل داستانی کهنه شدهاند.
تو پنجاه سال از پسِ عمر ایشانفسانه شنودی و خوردی رسانه
هوش مصنوعی: تو پنجاه سال به داستانها و روایتهای زندگی آنها گوش دادی و از آنها لذت بردی.
در این رهگذر چند خواهی نشستن؟چرا برنخیزی، چه ماندت بهانه؟
هوش مصنوعی: در این مسیر، برای چه مدت قصد داری بروی و بایستی؟ چرا بلند نمیشوی و ادامه نمیدهی، چه دلیلی باقی مانده برای توقف؟
دویدی بسی از پس آرزوهابه روز جوانی چو گاو جوانه
هوش مصنوعی: در روزهای جوانی، به دنبال آرزوها و خواستههایت خیلی تلاش کردی، مثل گوسالهای که پرانرژی و سرشار از انگیزه است.
کشان دامن اندر ده و کوی و برزنزنان دست بر شعرها و زمانه
هوش مصنوعی: زنان در کوچه و بازار با دامنهایشان در حال رفتوآمد هستند و دست به شعر و زمانه میزنند.
چه لافی که من یک چمانه بخوردم؟چه فضل است پس مر تو را بر چمانه؟
هوش مصنوعی: چرا من باید به خودم مغرور باشم که یک چمانه (نوعی میوه) خوردم؟ پس این چه فضیلتی برای تو دارد که چمانهای را خوردهای؟
به شهر تو گرچه گران است آهننَشایی تو بی بند و بی زاوُلانه
هرچند در شهر تو آهن گران است، شایسته نیست بدون غل و زنجیر باشی.
کنون پارسائی همی کرد خواهیچو ماندی به سان خری پیر و لانه
هوش مصنوعی: اکنون که میخواهی فرد با تقوایی باقی بمانی، اگر چنانچه مثل یک الاغ پیر و بیتحرک بمانی، چه فایدهای دارد؟
چگونه شود پارسا، مرد جاهل؟همی خیره گربه کنی تو به شانه
هوش مصنوعی: چطور ممکن است کسی که نادان است، شخصی پارسا و دیندار باشد؟ مانند این است که تو سعی کنی گربهای را به شانهات خیره کنی.
چو دانش نداری تو، در پارسائیبه سان لگامی بُوی بیدهانه
هوش مصنوعی: اگر دانش کافی نداری، در راه virtuous بودن مانند اسبی هستی که دهنه ندارد و نمیتواند به درستی هدایت شود.
بس است این که گفتمْت، کهافزون نخواهدچو تازی بود اسپ یک تازیانه
هوش مصنوعی: کافی است که به تو گفتم، دیگر نیازی به بیشتر نیست؛ مانند اینکه اسب عربی تنها به یک تازیانه نیاز دارد تا به حرکت درآید.
به هنگام آموختن فتنه بودیتو دیوانهسر بر تَرنگ چغانه
هوش مصنوعی: در زمانی که مشغول یادگیری بودی، همواره در حال شور و هیجان بودی و سر به دنیای جنونآمیز موسیقی و شادی میزدی.
چو خر بیخرد زانی اکنون که آنگهبه مزد دبستان خریدی لکانه
هوش مصنوعی: زمانی که مثل یک الاغ بیخبر و نادان به مدرسه رفتی و درس خواندی، حالا به خاطر آن زحمات باید پاداش دریافت کنی.
کنون لاجرم چون سخن گفت بایدبماند تو را چشم بر آسمانه
هوش مصنوعی: حال که باید سخن گفت، لازم است که تو به آسمان نگاه کنی.
بدانی چو درمانی آنگه کز آنجانه بربط رهاند تو را نه ترانه
هوش مصنوعی: وقتی که به درمان دست یابی، دیگر نه ساز و نه آهنگ نمیتوانند تو را از آنجا دور کنند.
بیاموز اگر پارسا بود خواهیمکن دیو را جان خویش آشیانه
هوش مصنوعی: اگر میخواهی پارسا و نیکوکار باشی، باید یاد بگیری که به دیو و شرارتها اجازه ندهی در جانت جا بگیرند.
به دانش گرای و در این روز پیریبرون افگن از سر خمار شبانه
هوش مصنوعی: به علم و دانش روی آور و در این روزهای پیری، بحران و غمهای شبانه را از خود دور کن.
بباشی، اگر دل به دانش نشانیبه اندک زمانی، به دانش نشانه
هوش مصنوعی: اگر اراده کنی و دل به یادگیری و علم بدهی، در مدت کوتاهی نشانههای علم و دانش را خواهی دید.
به دانش بیلفنج نیکی کز اینجانیایند با تو نه خانه نه مانه
هوش مصنوعی: با دانش و آگاهی نیکو، به زندگی راهی پیدا کن که پس از مرگ هیچ چیزی از تو باقی نماند، نه مکانی و نه یادگاری.
خدای از تو طاعت به دانش پذیردمبر پیش او طاعت جاهلانه
هوش مصنوعی: خداوند از تو میخواهد که با دانش و آگاهی به او اطاعت کنی، نه اینکه فقط به صورت نادان و بدون فهم دستورات او را انجام دهی.
گر از سوختن رست خواهی همی شوبه آموختن سر بنه بر ستانه
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از آتش سوختن نجات یابی، پس به یادگیری و تجربه دست بزن و سر خود را بر اساس آموزهها و راهها قرار بده.
کرانه کن از کار دنیا، که دنیایکی ژرف دریاست بس بیکرانه
هوش مصنوعی: بهتر است از دغدغههای دنیوی فاصله بگیریم، زیرا دنیا مانند دریایی عمیق و بیپایان است که نمیتوان به انتهای آن رسید.
گمان کسی را وفا ناید از ویحکیمان بسی کردهاند این گمانه
هوش مصنوعی: به نظر میرسد کسی نتواند به وفای دل او اعتماد کند، زیرا حکیمان بسیاری به این فکر رسیدهاند.
چو نیک و بدش نیست باقی چه باشیبه نیک و بدش غمگن و شادمانه؟
هوش مصنوعی: وقتی که هیچ چیز از خوبی و بدی باقی نمیماند، چرا باید به خوبی و بدی فکر کنی و خودت را خوشحال یا ناراحت کنی؟
جهان خانهٔ راستان نیست، راهتبگردان سوی خانهٔ راستانه
هوش مصنوعی: دنیا جای واقعی نیکوکاران نیست، پس مسیرت را به سمت خانهٔ نیکوکاران تغییر بده.
تو را خانه دین است و دانش، درون شوبدان خانه و سخت کن در به فانه
هوش مصنوعی: درون خانهای که به دین و علم تعلق دارد برو و در آنجا به تقویت و استحکام پرداز.
مکن کاهلی بیشتر زین که ناگهزمانه برون گیردت زین میانه
هوش مصنوعی: بیتوجهی و سهلانگاری نکن، زیرا ممکن است ناگاه فرصتها و زمانه از دستت برود و تو را از این وضعیت خارج کند.
سخنهای حجت به عقل است سَختهمگردان ترازوی او را زبانه
هوش مصنوعی: حرفهای حجت با عقل سنجیده میشود، پس به او بیتوجهی نکن و معیاری برای سنجش درست و نادرست قرار بده.