قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۶
هوش مصنوعی: این شعر به نقد و بررسی رفتار و ویژگیهای انسانی میپردازد. شاعر از اهمیت خوی نیک و دانش سخن میگوید و بر این باور است که ارزش انسان به آن است که درون خود را با فضایل پر کند. او به بیفایده بودن ثروتهای ظاهری مثل فرش و اسب اشاره میکند و بر لزوم تقوا و اخلاق نیک تأکید میورزد. همچنین به نقد کینهتوزی و بدخوئی میپردازد و میگوید که این ویژگیها تنها به دردسر و رنج میانجامند. در نهایت شاعر بر اهمیت دانش و آگاهی به عنوان نردبانی برای پیشرفت و رهایی تأکید میکند و از انسان میخواهد که از محاصره بدخوئیها دوری کند و به عقل و درایت تکیه کند.
به فرش و اسپ و استام و خزینهچه افزاری چنین ای خواجه سینه؟
هوش مصنوعی: ای آقا، با داشتن این همه نعمت و امکانات، چرا این اندازه غم و اندوه در دل داری؟
به خوی نیک و دانش فخر بایدبدین پر کن به سینه اندر خزینه
هوش مصنوعی: باید به ویژگیهای خوب و دانش خود ببالیم و آنها را در دل خویش گنجینهای ارزشمند بدانیم.
شکر چه نهی به خوان بر چون نداریبه طبع اندر مگر سرکه و ترینه؟
هوش مصنوعی: چرا سفره را با شکر تزئین کنی وقتی که خود در وجودت چیزی جز ترشی و تلخی نیست؟
چو نیکو گشته باشد، خوت، بر خوانتچه میده است و چه کشکینهٔ جوینه
هوش مصنوعی: وقتی که تو خوب و شایسته باشی، بر سر سفرهات چه چیزها را قرار میدهند و چه غذاهای لذیذی به تو خواهند داد.
اگر نبود دگر چیزی، نباشدز گفتار نکو کمتر هزینه
هوش مصنوعی: اگر چیز دیگری وجود نداشت، سخن نیک هیچ هزینهای ندارد و از ارزش آن کاسته نمیشود.
چو ننوازی و ندهی گشت پیداکه جز بادی نداری در قنینه
هوش مصنوعی: اگر نوازش نکنی و چیزی ندهی، روشن میشود که جز یک باد در وجودت نیست.
ز خمی دانگ سنگی چاشنی بساگر سرکه بود یا انگبینه
هوش مصنوعی: اگر از خم دانگ سنگی مقدار زیادی چاشنی داشته باشیم، چه خوب میشود اگر سرکه یا عسل هم در دسترس باشد.
زمانه گند پیری سال خورده استبپرهیز،ای برادر،زین لعینه
هوش مصنوعی: زمانه حالا به وضعیتی افسرده و ناپسند رسیده است. برادر، از این وضعیت زشت و ناشایست دوری کن.
چو تو سیصد هزاران آزموده استاگر نه بیش ،باری بر کمینه
هوش مصنوعی: اگر تو به اندازه سیصد هزار نفر تجربه و دانش داری، پس برای من که کمی کمتر از آن هستم، هیچ نباشد.
نباشد جز قرین رنج واندوهقرینی کش چنین باشد قرینه
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که در زندگی، در کنار شادیها و خوشیها، همواره باید با غمها و سختیها نیز روبرو باشیم. به عبارتی دیگر، اگر زندگی پر از لحظات شاد باشد، نمیتوان انتظار داشت که بدون وجود چالشها و مسائل دشوار باشد.
بسی حنجر بریده است او به دنبهشکسته است آهنینه بابگینه
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد در دنیا به خاطر طمع و حرص، جان خود را از دست دادهاند و این نشاندهنده آسیبهایی است که به دلیل زیادهخواهی و فریبکاری به بقیه میرسد.
به فردا چه امیدستت ؟که فردانه موجود است همچون روز دینه
هوش مصنوعی: به چه چیزی امیدوار هستی برای فردا؟ چرا که فردا اصلاً وجود ندارد، مانند روز دیروز.
نگه کن تا کجا بودی واینجاکه آوردت در این بیدر مدینه
هوش مصنوعی: نگاه کن که از کجا آمدهای و حالا به کجا رسیدهای، در این بیابان که تو را در این شهر آوردهاند.
چه آویزی درین؟ چون میندانیکه دینه است این مدینه یا کهینه
هوش مصنوعی: به چه دلیل در اینجا معطل هستی؟ وقتی نمیدانی که آیا این شهر دینی است یا از روزگاران گذشته باقیمانده.
یکی دریای ژرف است این، که هرگزنرسته است از هلاکش یک سفینه
هوش مصنوعی: این یک دریاى عمیق و پرخروش است که هیچ کشتىاى نتوانسته از غرق شدن در آن نجات پیدا کند.
ز بهر این زن بدخوی بیمهرچه باید بود با یاران به کینه؟
هوش مصنوعی: برای چه باید با دوستان خود به خاطر این زن بیمحبت بدجنسی حس کینه و دشمنی داشته باشیم؟
که از دستش نخواهد رست یک تناگر مردینه باشد یا زنینه
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از دست او رهایی یابد، چه مرد باشد و چه زن.
ز دانش نردبانی ساز و برشوبر این پیروزه چرخ پر نگینه
هوش مصنوعی: از دانش خود نردبانی بساز و با آن به سمت این چرخ پرزرق و برق بالا برو.
وز این بدخو ببر از پیش آنک اونهد بر سینهت آن ناخوش برینه
هوش مصنوعی: از این آدم بدذات دوری کن، زیرا او بر سینهات بار سنگینی از ناگواری میگذارد.