قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۷
هوش مصنوعی: این شعر به تفکر درباره زندگی و دنیا میپردازد. شاعر به مخاطب یادآوری میکند که دنیا محدود و فریبنده است و نباید به ظواهر آن دل خوش کند. او از دانهای سخن میگوید که در دام افتاده و به بیاحترامی میانجامد. همچنین به اهمیت طاعت و علم اشاره میکند و توصیه میکند که از گذر زمان آگاه باشند تا فریب نخورند.
شاعر هشدار میدهد که در جوانی نباید شتابزده بود، زیرا خطراتی در کمین است. از غفلت در برابر تنگناها و فریبها سخن میگوید و به پیری و مرگ نیز اشاره میکند که غیرقابلاجتناب است. همچنین، به بیان اینکه جز علم و عمل، هیچ چیز دیگری نمیتواند انسان را نجات دهد، اشاره دارد. در نهایت، شاعر توصیه میکند که با عقل و علم در مسیر درست زندگی حرکت کنیم و به عالم و حقیقت دست یابیم.
مکر جهان را پدید نیست کرانهدام جهان را زمانه بینم دانه
هوش مصنوعی: دنیا پر از ترفندها و فریبهاست و هیچ حد و مرزی برای آن نمیتوان تعیین کرد. تنها چیزی که میتوانم ببینم، نعمتها و فرصتهایی است که زمان در اختیارم قرار میدهد.
دانه به دام اندرون مخور که شوی خوارچون سپری گشت دانه چون خر لانه
هوش مصنوعی: گول ظاهر را نخور و خودت را در تنگنای مشکلات نینداز، زیرا پس از مدتی ممکن است که به وضعیتی سخت و ناگوار دچار شوی.
طاعت پیش آر و علم جوی ازیراکطاعت و علم است بند و فند زمانه
هوش مصنوعی: فرمانبرداری را پیش بگذار و از علم و دانش بهره ببر، زیرا در این دنیا، فرمانبرداری و علم ابزارهای مهمی برای کنترل و مواجهه با زمانه هستند.
با تو روان است روزگار حذر کنتا نفریبد در این رهت بروانه
هوش مصنوعی: زندگی با تو در جریان است، پس از چیزهایی که تو را فریب میدهد، دوری کن تا در این مسیر همچون پروانهای آتشین نشوی.
سبزه جوانی است مر تو را چه شتابیاز پس این سبزه همچو گاو جوانه؟
هوش مصنوعی: سبزه نمایانگر جوانی و طراوت است. سؤال این است که چرا به سرعت و بیدلیل از این دوران نوجوانی فرار میکنی، درست مثل گاوی جوان که بیجهت در حال حرکت است؟
نیک نگه کن که در حصار جوانیتگرگ درنده است در گلوت و مثانه
هوش مصنوعی: خوب دقت کن که در دوران جوانیات، خطرها و چالشهای زیادی وجود دارد که میتواند به تو آسیب بزند.
دسترست نیست جز به خواب و خور ایراکشهر جوانی پر از زر است و رسانه
هوش مصنوعی: تنها در خواب و خوراک میتوان به آرامش و دستیابی به مقصود رسید. ایراکی که جوانی در آن جاری است، شهری است پر از ثروت و خبرهایی مهم.
پیری اگر تو درون شوی ز در شهرسخت کند بر تو در به تنبه و فانه
هوش مصنوعی: اگر در شهر، پیری در درون خود داشته باشی، در برابر سختیهای زندگی به تو کمک خواهد کرد و تو را از غفلت و نابودی نجات میدهد.
عالم دجال توست و تو به دروغشبستهای و ماندهای و کشده یگانه
هوش مصنوعی: دنیا برای تو دنیای فریب و ظاهر است و تو در چنگال این فریب گرفتار شدهای، در حالی که حقیقت یکتایی در درونت وجود دارد.
قصهٔ دجال پر فریب شنودیگوش چه داری چو عامه سوی فسانه؟
هوش مصنوعی: حالا که داستان دجال بسیار فریبنده و گمراهکننده است، چرا باید به سخنان عوامانه و افسانهها گوش دهی؟
گر به سخنهاش خلق فتنه شود پاکپس سخن اوست بانگ چنگ و چغانه
هوش مصنوعی: اگر حرفهای او باعث ایجاد آشوب در میان مردم شود، پس سخنانش مانند صدای چنگ و چغانه است که زیبا و دلنشین است.
گوش تو زی بانگ اوست و خواندن او رابر سر کوی ایستادهای به بهانه
هوش مصنوعی: گوش تو آماده شنیدن صدای اوست و تو به بهانهای در تلاش برای شنیدن آوازش، در کنار خیابان ایستادهای.
بس به گرانی روی گهی سوی مسجدسوی خرابات همچو تیر نشانه
هوش مصنوعی: بسیار پیش آمده که در وقت ضرورت یا برای انجام کار درست، به سمت مسجد میروم. اما گاهی نیز به سمت خرابات میروم، که به نوعی نماد زندگی آزاد و غیررسمی است. در واقع، این رفتار من به گونهای است که مثل تیر نشانه به هدف میزنم.
دیو بخندد ز تو چو تو بنشینیروی به محراب و دل به سوی چمانه
هوش مصنوعی: اگر تو رویت را به محراب برای عبادت برگردانی و دل را به سمت نعمتها و زیباییهای زندگی برسانی، دیو نیز از این کار تو خندهاش میگیرد.
از پس دیوی دوان چو کودک لیکنرود و می استت زلیبیا و لکانه
هوش مصنوعی: نمایندگانی از پشت یک موجود خبیث و ترسناک، مانند یک کودک دوان دوان فرار میکنند. اما در عین حال، نهر و شراب تو از سرزمین لیبیا میآید و میتواند به مزارع خرم و آباد تبدیل شود.
مؤمنی و می خوری، به جز تو ندیدمدر جسد مؤمنانه جان مغانه
هوش مصنوعی: در میان مؤمنان، فقط تو را دیدهام که شراب مینوشی؛ این ویژگی خاصی است که در دیگر مؤمنان نمیبینم و به نوعی روحی از جهان میپرستید.
قول و عمل چیست جز ترازوی دینیقول و عمل ورز و راستدار زبانه
هوش مصنوعی: قول و عمل همچون ترازویی در دین هستند؛ یعنی باید سخنان و رفتارهای خود را با یکدیگر همتراز و هماهنگ کنیم و به صداقت و درستی در آنها توجه داشته باشیم.
راه نمایدت سوی روضهٔ رضوانگر بروی بر رهی در این دو میانه
هوش مصنوعی: اگر در این مسیر قدم برداری، تو را به بهشت ارشاد میکند.
دام جهان است بر تو و خبرت نیستگاهی مستی و گه خمار شبانه
هوش مصنوعی: دنیا همچون دام است که بر سر تو قرار دارد و تو از آن بیخبری. گاهی در حال شادی و سرخوشی هستی و گاهی در حال غم و افسردگی در شبهای تار.
پیش تو آن راست قدر کو شنواندتپیش ترنگ چغانه لحن ترانه
هوش مصنوعی: وقتی در حضور تو هستم، صدای موسیقی و نغمههای خوش آهنگ، به زیبایی خودش را نشان میدهد و میتواند تو را تحت تأثیر قرار دهد.
راه خران است خواب و خوردن و رفتنخیره مرو باخرد به راه خرانه
هوش مصنوعی: زندگی مانند مسیر یک الاغ است، خوابیدن و خوردن و به صورت بیهدف راه رفتن، کار عاقلانهای نیست. با عقل و سلیقه باید در مسیر درست قدم برداشت و از زندگی بهرهوری بهتری داشت.
از خور زی خواب شو زخواب سوی خورتات برون افگند زمان به کرانه
هوش مصنوعی: از خواب بیدار شو و به سوی خورشید برو تا زمان تو را به سوی افق بکشاند.
گنبد گردنده خانهای است سپنجیمهر چه بندی بر این سپنجی خانه؟
هوش مصنوعی: گنبد آسمان مانند یک سقف گرد در حال چرخش است. چه نیازی به وابستگی به این خانه موقت داریم که در حقیقت فقط یک مکان موقتی است؟
آمدنی اندر این سرای کسانندخیره برون شو تو زین سرای کسانه
هوش مصنوعی: در این دنیا افرادی آمدهاند که در آن زندگی میکنند، پس تو باید از این دنیا خارج شوی.
مرگ ستانه است در سرای سپنجیبگذری آخر تو زین بلند ستانه
هوش مصنوعی: مرگ در خانهای موقتی و ناپایدار وجود دارد، و تو بالاخره از این دنیا رد خواهی شد.
دختر و مادرت از این ستانه برون شدرفت بد و نیک و شد فلان و فلانه
هوش مصنوعی: دختر و مادرت از اینجا بیرون رفتند و از کارهای خوب و بد گذشتند و به وضع جدیدی رسیدند.
تنگ فراز آمده است حالت رفتنتسود نداردت کرد گربه به شانه
هوش مصنوعی: حالت رفتن تو به قدری نزدیک و محدود شده که دیگر فایدهای ندارد. مثل این است که گربهای بر دوش تو نشسته باشد و مانع حرکت تو شده باشد.
در ره غمری به یک مراغه چه جوئیای خر دیوانه، در شتاب و دوانه؟
هوش مصنوعی: در مسیر غم و اندوه، برای چه چیزی به یک مکان خاص (مراغه) میروی، ای الاغ دیوانه که اینقدر شتابزده و سرگردانی؟
اسپ جهان چون همی بخواهدت افگندعلم تو را بس بود اسپ عقل دهانه
هوش مصنوعی: اگر جهان به تو نیاز داشته باشد، عقل تو مانند افسار اسب خواهد بود که تو را کنترل میکند.
گفتهٔ حجت به جمله گوهر علم استگوهر او را ز جانت ساز خزانه
هوش مصنوعی: حجت میگوید که همه علمها در دل او نهفته است و این گنجینه را باید از وجود و روح خودت به دست بیاوری.