قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۸
هوش مصنوعی: این متن شعری به زبان فارسی است که به موضوعاتی مانند حکمت، خفتن انسانها در غفلت، و جستجوی حقیقت اشاره دارد. شاعر به بیداری و هشیاری دعوت میکند و به اهمیت درک عمیق زندگی و پی بردن به حقیقتها اشاره میکند. او از بند و زنجیرهایی که انسان را از رسیدن به حکمت و معرفت محروم میکند، سخن میگوید و از مردم میخواهد که از غفلت بیدار شوند و به درون خود توجه کنند. در نهایت، به وجود خداوند و نیازی که انسان به آگاهی و درک عمیق از زندگی دارد، تأکید میکند. متن به نوعی به ما یادآوری میکند که باید از ظواهر دنیا عبور کنیم و به عمق معنی و حقیقت بپردازیم.
داری سخنی خوب گوش یا نه؟کامروز نه هشیاری از شبانه
هوش مصنوعی: آیا سخن خوب را میشنوی یا نه؟ امروز دیگر خبری از هشیاری و آگاهی شب گذشته نیست.
حکمت نتوانی شنود ازیرافتنهٔ غزل نغزی و ترانه
هوش مصنوعی: چون در میان شور و هیجان شعر و ترانه هستی، نمیتوانی به درستی حکمت و معنا را درک کنی.
شد پرده میان تو و ان حکمتآن پرده که بستند بر چغانه
هوش مصنوعی: پردهای میان تو و آن حقیقت بزرگ وجود دارد، همان پردهای که بر روی چهرهی کوه بلند کشیده شده است.
مردم نشدهستی چو میندانیجز خفتن و خور چون ستور لانه
هوش مصنوعی: اگر تو جز خوابیدن و خوردن چیز دیگری نمیدانی، پس تو مانند یک حیوان هستی که فقط در لانهاش زندگی میکند.
این خانه چگونه بکرد و، که نهاداین گوی سیاه اندر این میانه؟
هوش مصنوعی: این خانه چگونه ساخته شد که این گوی سیاه را در وسط آن قرار دادهاند؟
بنگر که چرا کرد صنع صانعاز دام چه غافل شوی به دانه؟
هوش مصنوعی: به این فکر کن که چرا خالق از دامی که برای تو طراحی کرده، غافل شدهای وقتی که به دانهای که برایت گذاشته، توجه نمیکنی؟
بندیش که نابوده بوده گرددتا پیش نباشد یکی بهانه
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که وقتی چیزی از بین میرود، ممکن است به دلیل ناپدید شدنش، دیگر دلیلی برای توجیه آن وجود نداشته باشد.
این نفس خوشی جوی را نبینیدرمانده بدین بند و شادمانه؟
هوش مصنوعی: آیا نمیبینی که این نفس زیبا و شاداب چگونه در این زنجیرها اسیر و درمانده شده است؟
ای رس به جز از بهر تو نگردداین خانهٔ رنگین بر رسانه
هوش مصنوعی: ای عزیز، به جز تو هیچ چیز این خانهٔ زیبا را زینت نمیبخشد.
دیوار بلند است تا نبیندکانجاش چه ماند از برون خانه
هوش مصنوعی: دیوار بلند به این دلیل وجود دارد که کسی آنچه درون خانه هست را نبیند و از بیرون متوجه نشود چه چیزی باقی مانده است.
چون خانهٔ بیگانهش آشنا شدخو کرد در این بند و زاولانه
هوش مصنوعی: وقتی که او با خانهٔ بیگانه آشنا شد، به این فضا عادت کرد و در این شرایط به زندگی ادامه داد.
آن است گمانش کنون که این استاو را وطن و جای جاودانه
هوش مصنوعی: او اکنون به این فکر است که اینجا خانه و مکان همیشگی اوست.
بل دهر درختی است و نفس مرغیوین کالبد او را چو آشیانه
هوش مصنوعی: زندگی همچون درختی است و روح انسان مانند پرندهای در آن. جسم انسان به مثابه آشیانهای برای این پرنده است.
ای کرده خرد بر دهان جانتاز آهن حکمت یکی دهانه
هوش مصنوعی: ای انسانی که با اندیشهات سخن میگویی، حکمت مانند دهانی از آهن در وجودت است که میتواند از قدرت و استحکام کلام تو حکایت کند.
دانی که نیاوردت آنکه آوردخیره به گزاف اندر این خزانه
هوش مصنوعی: آیا میدانی که کسی که تو را به اینجا نیاورد، در واقع به طور بیمورد و تصادفی در این گنجینه قرار داده است؟
بل تا بنماید تو را بر این لوحآیات و علامات بیکرانه
هوش مصنوعی: تا وقتی که آیات و نشانههای بیپایان بر این لوح به تو نشان داده شود.
کردند تو را دور از این میانتگه چشم و گهی حلق و گه مثانه
هوش مصنوعی: تو را از میان ما دور کردند، گهی به چشم تو نگاه میکنند و گهی به گردن و گهی به مثانه.
گوئی که جوانم، به باغها دربسیار شود خشک و، تر جوانه
هوش مصنوعی: انگار دوباره جوان شدهام، در باغها بسیار زندگی میکنم و درختانم هم خشک و هم تر جوانه میزنند.
چون دید خردمند روی کاریخیره نکند گربه را به شانه
هوش مصنوعی: وقتی که فرد عاقل به کارش تمرکز میکند، مانند گربهای نیست که به هر چیزی حواسش پرت شود.
بیدار و هشیوار مرد ننهددل بر وطن و خانهٔ کسانه
هوش مصنوعی: مردی بیدار و آگاه هرگز بر وطن و خانهٔ خانوادهاش تکیه نمیکند.
بشنو سخن این کبود گنبدفتنه چه شوی خیره بر فسانه؟
هوش مصنوعی: به حرفهای این گنبد آبی رنگ توجه کن و ببین که در دام قصهها و افسانهها چه احساسی پیدا خواهی کرد.
بر هرچه برون زین نشان دهندتبکمانه ازین یابی و کمانه
هوش مصنوعی: هر چیز که خارج از این نشان به تو نمایان شود، با تیر و کمان تو به دست میآید و قابل دستیابی است.
شخص تو یکی دفتر است روشنبنوشته برو سیرت زمانه
هوش مصنوعی: شخصیت تو مانند دفتری است که به روشنی نوشته شده و در آن ویژگیهای زمانه خودش را نمایان میکند.
این عالم سنگ است و آن دگر زرعقل است ترازوی راستانه
هوش مصنوعی: این دنیا مانند سنگی سخت و بیروح است، در حالی که دنیای دیگر، به مانند زر و طلا، عقل و خرد را به نمایش میگذارد و معیار سنجش حق و باطل را تعیین میکند.
چون راست بود سنگ با ترازوجز راست نگوید سخن زبانه
هوش مصنوعی: وقتی که سنگ با ترازوی درست سنجیده میشود، فقط حقیقت را بیان میکند و هیچ چیزی جز راست نمیگوید.
آن کس که زبانش به ما رسانیدپیغام جهان داور یگانه
هوش مصنوعی: کسی که با کلامش پیام خداوند یکتا را به ما منتقل کرد.
او بود زبانهٔ ترازوی عقلگشته به همه راستی نشانه
هوش مصنوعی: او به عنوان نماینده و معیار عقل، به حقیقت و درستی اشاره دارد و به همه چیز به روشنی و وضوح مینگرد.
بر عالم دین عالی آسمان شدبر خانهٔ حق محکم آستانه
هوش مصنوعی: بر دنیا، دین در اوج خود قرار گرفت و خانه حق در آن استحکام و استواری خاصی پیدا کرد.
در خانهٔ دین چونکه مینیائی؟استاده چه ماندی بر آستانه؟
هوش مصنوعی: وقتی به خانهٔ دین وارد میشوی، چه چیزی را انتظار داری؟ چرا در آستانه باقی ماندهای و قدم در درون نمیگذاری؟
هاروت همانا که بست راهتزی خانه بدان بند جاودانه
هوش مصنوعی: هاروت همان کسی است که به تو نشان داده که چگونه از خانهات خارج شوی و به راهی برسی که همیشه ادامه دارد.
در خانه شدم بیتو من ازیراهاروت تو را هست و مر مرا نه
هوش مصنوعی: در خانه بی تو احساس تنهایی میکنم، زیرا در دل من عشق تو وجود دارد و در قلب تو خبری از من نیست.
زین است بر او قال و قیل قولتوز خمر خم است پر و چمانه
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی میپردازد که فردی در حال درگیر شدن در مباحث و قیل و قالهاست. همچنین به نوعی به حالت نشئگی و سرخوشی ناشی از نوشیدنیهای الکلی اشاره دارد. در واقع، این ابیات نشاندهنده تناقضاتی است که بین حالت روحی و اجتماعی فرد وجود دارد.
زین به نبود مذهبی که گیریاز بیم عنانیش و تازیانه
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این موضوع اشاره میکند که اگر مذهبی وجود نداشته باشد، انسان از ترس پیامدهای ناشی از رفتارهایش، خود را در کنترل و محدودیت نگه میدارد و از عواقب بد دوری میکند. به عبارت دیگر، نبود یک چارچوب اخلاقی باعث میشود که آدمی به دلیل ترس از مجازات یا عواقب بد، مواظب رفتار خود باشد.
گوئی که حلال است پخته مسکربا سنبل و با بیخ رازیانه
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که نوشیدنیهای دارای الکل به همراه عطر گلها و طعم گیاه رازیانه، حالتی مجاز و خوشایند دارند.
ای ساخته مکر و کتاب حیلتکاین گفت فلانی ز بو فلانه
هوش مصنوعی: ای کسی که فنون فریب و نیرنگ را به خوبی آموختهای، این گفتاوری از فلانی است درباره فلانی دیگر.
بر شوم تن خویش سخت کردیاز جهل در هاویه به فانه
هوش مصنوعی: تو به خاطر جهل و نادانی، بر وجود خود سخت میگیری و خود را به پرتگاه هلاکت نزدیک میکنی.
آن کس که تو را داد صدر آتشخود رفت بدان جای چاکرانه
هوش مصنوعی: آن کسی که محبت و جایگاه خود را به تو داد، با صمیمیت و تواضع به آنجا رفت.