قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۵
هوش مصنوعی: این شعر به بیان تفکرات و احساسات شاعر درباره زندگی، زمان، و دنیا میپردازد. شاعر به فردی به نام "عزیز" خطاب کرده و او را به لذت بردن از زندگی و غفلت نکردن از گذر زمان دعوت میکند. او بر این باور است که زندگی کوتاه و پر از ناپایداری است و انسان باید از هر لحظهاش بهره ببرد.
شاعر به ناامیدی از برخی رفتارها و تفکرات در جامعه اشاره کرده و به تناقضات دینی و اجتماعی انتقاد میکند. او توصیه میکند که در زمان حال زندگی کنیم و از تنگناهای زندگی بپرهیزیم. در نهایت، او به قدرت علم و دانش اشاره کرده و خود را به عنوان کسی که به آن علم نیاز دارد، معرفی میکند.
ای آنکه ندیم باده و جامیتا عمر مگر برین بفرجامی
هوش مصنوعی: ای کسی که همیشه همراه باده و میباشی، امیدوارم تا زمانی که زندهای، به پایان خوشی برسی.
چون دشت حریر سبز در پوشدوآید به نشاط حسی از نامی
هوش مصنوعی: وقتی دشت سبز و نرم مانند حریر پوشیده میشود، احساسی شاداب و خوشایند از نام و یاد آن میرسد.
گه رفته به دشت با تماشائیگه خفته به زیر شاخ بادامی
هوش مصنوعی: گاهی به دشت میرود و به تماشا مینشیند، و گاهی زیر سایهی درخت بادام خوابش میبرد.
بگذشت تموز سی چهل بر تواز بهر چه ماندهای بدین خامی؟
هوش مصنوعی: ماه تموز گذشته و سی یا چهل روز بر تو گذشته است، ولی تو هنوز در این بیخبری و نادانی باقی ماندهای.
خوش است تو را سحرگهان رفتناز جامه به جام، اگر بننجامی
هوش مصنوعی: خوش است که در صبح زود از لباس به جام روحانی منتقل شوی، اگر با محبت و خواست دل باشد.
لیکن فلکت همی بفرجامدفرجام نگر، چه فتنه بر جامی؟
هوش مصنوعی: اما بدانی که در نهایت کارها به پایان میرسند. به آینده بیندیش و ببین که چه مشکلات و فتنههایی در انتظار است.
دایم به شکار در همی تازیو آگاه نهای که مانده در دامی
هوش مصنوعی: همواره در تعقیب و پیگیری هستی، اما غافلی که خود به دام افتادهای.
جز خاک ز دهر نیست بهر توهرچند که بر فلک چو بهرامی
هوش مصنوعی: هیچ چیزی برای تو از این دنیا وجود ندارد، هرچند که مانند سیاره بهرام در آسمان درخشان و زیبا باشد.
فردا به عصا همیت باید رفتامروز چنین چو کبگ چه خرامی؟
هوش مصنوعی: فردا شاید نیاز باشد که با عصا راه برویم، اما امروز چرا مانند کبکی بیپروا و مغرور حرکت میکنی؟
قد الفیت لام شد، بنگر،منگر چندین به زلفک لامی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زلفی که به آن اشاره شده، به زیبایی و جذابیتی خاص اشاره دارد. میتوان گفت که این زلف، شکل و حالت خاصی دارد که نظرها را به خود جلب میکند. در اینجا، به زیبایی و فریبندگی زلف تکیه شده و نشان میدهد که گاهی اوقات نباید به جزئیات بیجهت توجه کرد و بهتر است از زیباییها لذت برد.
از حرص به وقت چاشت چون کرگسدر چاچ و، به وقت شام در شامی
هوش مصنوعی: به خاطر حرص و طمع، در زمان ناهار مانند کرگس به خوردن میپردازد و در وقت شام نیز به همان شکل مشغول غذا خوردن است.
چون داد بخواهم از تو بس تندیلیکن چو ستم کنی خویش و رامی
هوش مصنوعی: من خواهان انصاف از تو هستم و این خواستهام را با شدت بیان میکنم، اما وقتی تو ستم میورزی، خود را بیچشمپوشی نشان میدهی.
ایدون شب و روز بر ستم کردناستاده ز بهر اسپ و استامی
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که ظلم و ستم در شب و روز ادامه دارد و افراد برای به دست آوردن قدرت و منافع شخصی به این کار مشغول هستند.
در دنیا سخت سختی و در دینبس سست و میانهکار و هنگامی
هوش مصنوعی: در این دنیا مشکلات و سختیهای زیادی وجود دارد، اما در دین و اعتقادات، دیده میشود که کمحالی و سستی بیشتر است، و افراد در فعالیتهای دینی معمولاً در میانهی راه میمانند و بهطور کامل جدی نمیشوند.
سوی تو نیامده است پیغمبریا تو نه سزا و اهل پیغامی
هوش مصنوعی: پیامبری به سمت تو نیامده است یا اینکه تو آنچنان که باید، شایسته و لایق دریافت پیام نیستی.
هر روز به مذهب دگر باشیگه در چه ژرف و گاه بر بامی
هوش مصنوعی: هر روز به شیوهای جدید و متفاوت زندگی کن، گاهی در عمق و جدیت، و گاهی بر فراز و با آسایش.
تا بیادبی همی توانی کردخون علما به دم بیاشامی
هوش مصنوعی: اگر به بیاحترامی ادامه دهی، میتوانی خشم و کینهی دانشمندان را به جان بخوری.
لیکن چو کسیت میهمانی کرداز پر خوردن همی نیارامی
هوش مصنوعی: هرگاه کسی از دوستان و آشناها مهمان شما شود، باید از خوردن و نوشیدن در کنار او لذت ببری و آرامش داشته باشی.
گر ناصبیت برد عمر باشیور شیعی خواندت علی نامی
هوش مصنوعی: اگر به ناصبیها نسبت دهی عمر را، یا او را شیعهات نامی کنی، علی!
وانگه که شدی ضعیف بنشینیبا زهد چو بو یزید بسطامی
هوش مصنوعی: زمانی که ضعیف و ناتوان میشوی و با زهد و پارسایی زندگی میکنی، مانند بو یزید بسطامی، بزرگ و معتبر میشوی.
با عامه خلق گوئی از خاصملیکن سوی خاص کمتر از عامی
هوش مصنوعی: با مردم عادی صحبت میکنی و خودت را از افراد خاص میدانی، اما در عمل به افراد عادی نزدیکتر هستی و کمتر با افراد خاص ارتباط داری.
ای حجت از این چنین بیآزرمانتا چند کشی محال و ناکامی؟
هوش مصنوعی: ای حجت، تا کی با این بیتوجهی و بیحالی، بار ناکامی و مشکلات را بر دوش خود میگذاری؟
از خوگ به باغ در چه افزایدجز زشتی و خامی و بیاندامی؟
هوش مصنوعی: دوست داشتن و حسرت باغ و زیباییهایش، دردی جز زشتی و ناپختگی نمیافزاید.
ابلیس عدو است مر تو را زیراتو آدم اهل و اهل احکامی
هوش مصنوعی: ابلیس دشمن توست چون تو آدمی هستی که به قوانین و اصول پایبندی و از آنها پیروی میکنی.
مشتاب به خون جام ازیرا تومر نوح زمان خویش را سامی
هوش مصنوعی: در این اشعار به معنای این است که نباید به خاطر دردها و مشکلات، شتابزده و نگران شد. مانند نوح که در زمان خود کسی بود که همهچیز را با صبر و استقامت تحمل کرد، باید با آرامش و حکمت به سختیها نگاه کنیم. در واقع، میگوید که صبر و تفکر در برابر چالشها، میتواند ما را به آرامش و پاسخی درست برساند.
از روح شریف همچو ارواحیگرچه بهتن از جهان اجسامی
هوش مصنوعی: اگر چه از نظر ظاهری بدنهایی داریم و در این دنیا زندگی میکنیم، اما روح ما همانند روحهای بزرگ و شریف است.
ای معدن فتح ونصر مستنصرشاهان همه روبه و تو ضرغامی
هوش مصنوعی: ای منبع پیروزی و موفقیت، همه پادشاهان به تو پناه میآورند و تو همچون جوانمردی با بزرگی در کنار آنها هستی.
من بنده توانگرم به علم توزیرا تو توانگر از جهان تامی
هوش مصنوعی: من در علم تو، همچون بندهای از ثروتمندانی هستم که به علم تو وابستهاند؛ زیرا تو از تمام جهان، بینهایت ثروتمند و توانگر هستی.
هر کاری را بود سرانجامیتو عالم حس را سرانجامی
هوش مصنوعی: هر چیزی که انسان انجام میدهد، پایانی دارد و در دنیای محسوس نیز هر چیز به یک نقطه خاص میرسد.
من بر سر دشمنانت صمصاممتو صاحب ذوالفقار و صمصامی
هوش مصنوعی: من در برابر دشمنانت از شمشیر خود استفاده میکنم، و تو دارای ذوالفقار و ویژگی های خاص خود هستی.