قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۱
هوش مصنوعی: این شعر به نقد و بررسی گذر زمان و بیوفایی دنیا میپردازد. شاعر نسبت به بازیهای چرخ زمان و فریبندگی آن هشدار میدهد و به بیثباتی دوستیها و وفاداریها اشاره میکند. او تأکید میکند که هر شخصی که به دنبال ثروت و مقام در این دنیا باشد، در واقع از حقیقت و معنویت دور شده است. شاعر بر ضرورت تفکر و بصیرت در زندگی تأکید کرده و از خطرات دنیای مادی و فریبهایی که انسان را به خود مشغول میسازد، میگوید. در نهایت، او به مخاطب یادآوری میکند که تنها راه نجات، توبه و دوری از دنیای فریبنده است و بر لزوم بازگشت به خود و حقیقت تأکید دارد.
آسایشت نبینم ای چرخ آسیائیخود سوده مینگردی ما را همی بسائی
هوش مصنوعی: ای چرخ فلک، آرامش و راحتی تو را نمیبینم. تو دائماً به دور خود میچرخانی و به ما هم به چشم حقارت نگاه میکنی.
ما را همی فریبد گشت دمادم تومن در تو چون بپایم گر تو همی نپائی؟
هوش مصنوعی: ما را همواره فریب میدهد، چون لحظه به لحظه در تو غرق میشوم. اگر تو نیز به پا نایستی، من چگونه میتوانم باقی بمانم؟
بس بیوفا و مهری کز دوستان یکدلنور جمال و رونق خوش خوش همی ربائی
هوش مصنوعی: بسیار بیوفا و بیرحم است، آن دوستی که بدون همدلی و یکدلی، زیبایی و شادابی را از دوستان خود میگیرد.
هر کو همیت جوید تو زو همی گریزیاین است رسم زشتی و آثار بیوفائی
هوش مصنوعی: هر کسی که دنبال چیزی باشد، تو از او فرار میکنی. این نشاندهندهی بیوفایی و ناپسندی است.
بسیار گشت دورت تا مرد بیتفکرگوید همی قدیمی بیحد و منتهائی
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد بدون اندیشه و درک عمیق، نظراتی کلیشهای و قدیمی را بیان میکنند، بیاینکه به جزئیات و عمق موضوع توجه کنند.
ایام بر دو قسم است آینده و گذشتهوان را به وقت حاضر باشد ازین جدائی
هوش مصنوعی: زمان به دو بخش تقسیم میشود: آینده و گذشته. اما آنچه در حال حاضر اهمیت دارد، جدایی این دو از یکدیگر است.
پس تو به وقت حاضر نزدیک مرد دانازان رفته انتهائی ز آینده ابتدائی
هوش مصنوعی: برای تو که در حال حاضر هستی، مرد دانا به آیندهٔ دور رفته و به آغاز آن زمان نزدیک است.
پس تو که روزگارت با اول است و آخرهرچند دیر مانی میرنده همچو مائی
هوش مصنوعی: تو که زندگیات با آغاز و پایان گره خورده است، هرچقدر هم که دیر به پایان برسی، مانند ما که در حال مرگیم، خواهی مرد.
وان را که بیبصارت یافه همی در آیدبر محدثیت بس باد از گشتنت گوائی
هوش مصنوعی: اگر کسی که نادان است، به حقیقت و معانی عمیق دست یابد، باید برای او بویی از نادانی و جهالت باقی نماند.
هرگز قدیم باشد جنبدهٔ مکانی؟زین قول میبخندد شهری و روستائی
هوش مصنوعی: هیچ موجود زندهای در یک مکان نمیتواند همواره ثابت بماند و قدیمی شود. در نتیجه، این حرف باعث خنده و شادی مردمان شهر و روستا میشود.
پرگرد باغ و بیبر شاخ و خلنده خاریتاریک چاه و ناخوش زشت و درشت جائی
هوش مصنوعی: محل پر از گرد و غبار و بدون برگ است، شاخهها خشک و خاردار، چاه تاریک و ناپسند، و در کل جایی نازیبا و زشت به نظر میرسد.
جز زاد ساختن را از بهر راه عقبیهشیار و پیشبین را هرگز بکار نائی
هوش مصنوعی: تنها فراهم کردن وسیله سفر برای عبور از مسیرهای آینده کافی نیست، بلکه باید همیشه آگاه و پیشبینیکننده بود تا در مواقع نیاز به کار نیامده نماند.
آن را که دست و رویت چون دوستان ببوسدچون گرگ روی و دستش بشخاری و بخائی
هوش مصنوعی: اگر کسی به تو محبت کند و مانند دوستانت به تو احترام بگذارد، در چنین حالتی خوب است که به او محبت نشان دهی. اما اگر کسی همچون گرگ به تو نزدیک شود و نیت بدی داشته باشد، باید مراقب باشی و دوری کنی.
صیاد بیمحابا هرگز چو تو ندیدمغدار گندهپیری پر مکر و با روائی
هوش مصنوعی: من هرگز صیادی را ندیدهام که به اندازه تو بیمحابا و فریبکار باشد؛ تو پیر بزرگ و مکار، با ظاهر فریبندهای هستی.
هرکس پس تو آید از مکر وز مرائیگوئی که من تو رااَم چونان که تو مرائی
هوش مصنوعی: هر کسی که بعد از تو بیاید و به مکر و نیرنگ بپردازد، بگو که من همان گونه که تو هستی، تو را میشناسم.
ای داده دل به دنیا، از پیش و پس نگه کنبندیش تا چه کردی بنگر که تا کجائی
هوش مصنوعی: ای دل که خود را فدای دنیا کردهای، به گذشته و آیندهات خوب توجه کن و ببین در این مسیر چه کردهای و به کجا رسیدهای.
از بس خطا و زلت ناخوبها که کردیدر چنگل عقابی در کام اژدهائی
هوش مصنوعی: به خاطر اشتباهات و لغزشهای زیادت، به جایی رسیدهای که مانند عقابی در چنگال اژدهایی گرفتار شدهای.
گر هوش یار داری امروز بایدت جستای هوشیار مردم، زین اژدها رهائی
هوش مصنوعی: اگر هوش و ذکاوتی داری، امروز باید تلاش کنی و جستجو کنی، ای انسان آگاه، تو از این خطر بزرگ نجات یافتهای.
زین اژدهای پیسه نتواندت رهاندنای پر خطا و زلت، جز رحمت خدائی
هوش مصنوعی: تو نمیتوانی از این اژدهای وحشتناک رها شوی، ای پر از اشتباه و خطا، جز به کمک رحمت خداوند.
با خویشتن بیندیش، ای دوست، تا بدانیکز فعل خویش هر بد هر زشت را سزائی
هوش مصنوعی: ای دوست، لحظهای با خودت فکر کن تا بفهمی که هر عمل ناپسند و زشتی که انجام میدهی، پیامد خودش را دارد و سزاوار عواقبش هستی.
رفتند همرهانت منشین بساز توشهمر معدن بقا را زین منزل فنائی
هوش مصنوعی: همراهانت رفتند، دیگر درنگ نکن و برای خود توشهای فراهم کن تا از این دنیا که موقتی است، به آن عالم جاودانه برسید.
جز خواب و خور نبینم کارت، مگر ستوری؟بر سیرت ستوران گر مردمی چرائی؟
هوش مصنوعی: جز خواب و خور، چیزی دیگری نمیبینم. آیا جز ستارهای درخشنده، کسی هست که در سیرت و رفتار ستارهها بیندیشد؟
بس سالها برآمد تا تو همی بپوئیزین پوی پوی حاصل پررنج و درد پائی
هوش مصنوعی: سالها گذشت تا تو نیز از این حرکت و تلاش، حاصل پر از رنج و درد را به دست آوری.
مر هرکه را ببینی یا هر کجا نشینیگاهی ز درد نالی گاهی ز بینوائی
هوش مصنوعی: هر کسی را که میبینی یا هر جایی که هستی، گاهی از درد و رنجی مینالند و گاهی به خاطر نبودن نعمت و ثروت شکایت میکنند.
کِشت خدای بودی اکنون تو زرد گشتیگاه درودن آمد بیهوده چون درائی؟
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تو که باید همچون خدایان زراعت و باروری داشته باشی، اکنون به زردی و خشکی گراییدهای. چرا در میانه این وضعیت نامناسب، امید و آرزوهای بیهوده را دنبال میکنی؟
گر تو ز بهر خدمت رفتن به پیش میراناندر غم قبائی تو از در قفائی
هوش مصنوعی: اگر به خاطر خدمت به مقامات و بزرگان، با غم و اندوه به سوی آنها میروی، بدان که تو از در عقب و پشتی آنها وارد شدهای و ارزش تو کمتر شده است.
از بس که بر تو بگذشت این آسیای گیتیچون مرد آسیابان پر گرد آسیائی
هوش مصنوعی: به دلیل فراوانی مشکلات و سختیهایی که در زندگی برایت پیش آمده، بهمانند آردی که در آسیاب میچرخد، دچار فرسایش و خستگی شدهای.
اکنون که از تو بنهفت آن بت رخ زدودهآن به که مهر او را از دل فرو زدائی
هوش مصنوعی: اکنون که آن معشوق درخشان و زیبا از تو دور شده، بهتر است که عشق و محبت او را از دل خود کنار بگذاری.
ترسم به دل فروشد از سرْت آن سیاهیوز دل به سر برآمد زان بیم روشنائی
هوش مصنوعی: میترسم که آن تاریکی که بر سرت مستولی شده، به دل تو نفوذ کند و از دل تو ترس و اضطراب بیرون بیاید، و سپس نور امید و روشنی به دلت برگردد.
ورنه به کار دنیا چون جلد و سخت کوشیوانگه به کار دین در بیتوش و سست رائی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به زندگی دنیوی بپردازی، باید تلاش و سختکوشی داشته باشی، اما در کارهای معنوی و دینی، نباید بیتوجه و سستنهاد باشی.
چندین چرا خرامی آراسته بگشیدر جبهٔ بهائی گر نیستی بهائی؟
هوش مصنوعی: شما به دلایلی زیبا و با ناز حرکت میکنید، اما اگر به حقیقت وجودی خود باور نداشته باشید، این زیبایی چه معنا دارد؟
تن زیر زیب و زینت جان بیجمال و رونقبا صورت رجالی بر سیرت نسائی
هوش مصنوعی: بدن زیبا و با زینت، اما روحی بدون جمال و نشاط، مانند صورتی مردانه که ظاهرش زنانه است.
طاووس خواستندت میآفرید از اولطاووس مردمی تو ایدون همی نمائی
هوش مصنوعی: طاووس را خلق کردند و آن را از ابتدا به شکل طاووس آفریدند، اما تو که آدمی هستی، همچنان به آن شکل و زیبایی خود را نشان میدهی.
از دوستی دنیا بندهی امیر و شاهیوز آرزوی مرکب خمّیده چون حنائی
هوش مصنوعی: از دوستی دنیا، آدمی میشود تحت فرمان امیر و پادشاه، و آرزو میکند که بر مرکبی کج و خمیده سوار شود، مانند رنگ حنا که به شکل خاصی در میآید.
کی بازگشت خواهی زی خالق، ای برادرآنگه که نیز خدمت مخلوق را نشائی؟
هوش مصنوعی: ای برادر، چه زمانی به سوی خالق بازخواهی گشت، هنگامی که خود را به خدمت مخلوق نشان ندادهای؟
گر توبه کرد خواهی زان پیش باید این کارکز تنت باز خواهند این گوهر عطائی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی توبه کنی، باید پیش از آن از کارهایی که انجام دادهای دست برداری، زیرا این عمل ممکن است تو را به زنجیر کشد و از ارزشهای حقیقیات که همچون گوهر است، دور کند.
چون نیز هیچ طاقت بر کردنت نماندآنگاه کرد خواهی پرهیز و پارسائی
هوش مصنوعی: زمانی که دیگر هیچ تحملی برای تحمل تو نداشته باشم، آن وقت به دنبال پرهیز و پاکدامنی خواهی بود.
گر همت تو این است، ای بیتمیز، پس توبا کردگار عالم در مکر و کیمیائی
هوش مصنوعی: اگر نیت تو این باشد، ای کسی که تمایزی نمیدانی، پس تو با خداوند عالم در فریب و راز و ظرافت هستی.
ور سوی تو صواب است این کار سوی داناوالله که بر خطائی حقا که بر خطائی
هوش مصنوعی: اگر کار به سمت تو درست باشد، این کار را به سوی دانا انجام میدهم و به خدا قسم، اگر اشتباهی در آن باشد، واقعاً اشتباهی خواهد بود.
چون آشنات باشد ابلیس مکرپیشهبا زرق و مکر یابی ناچاره آشنائی
هوش مصنوعی: وقتی که با شیطان مکار آشنا شدی، با فریب و نیرنگ او دیگر چارهای جز آشنایی با دامهایش نخواهی داشت.
نشگفت اگر نداند جز مکر خلق ایراکچیزی نماند جز نام از دین مصطفائی
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد اگر کسی جز فریبکاریهای مردم ایران را نداند، زیرا از دین پیامبر مصطفی تنها نامی باقی مانده است.
دجال را نبینی بر امت محمدگسترده در خراسان سلطان و پادشائی؟
هوش مصنوعی: آیا نمیبینی که دجال بر امت محمد در خراسان سلطنت و فرمانروایی گسترده است؟
یارانش تشنه یکسر وز دوستیی ریاستهریک همی به حیلت دعوی کند سقائی
هوش مصنوعی: دوستانش همه به شدت تشنه هستند و از نگاه دوستی و مقام خود، هر یک به شیوهای تلاش میکنند تا خود را در نقش ساقی به دیگران معرفی کنند.
بازار زهد کاسد، سوق فسوق رایجافگنده خوار دانش، گشته روان مرائی
هوش مصنوعی: بازار زهد و عبادت کساد شده و جای خود را به گناه و فساد داده است. علم و دانش به حاشیه رفته و بیارزش شده است.
ترکان به پیش مردان زین پیش در خراسانبودند خوار و عاجز همچون زنان سرائی
هوش مصنوعی: ترکان در گذشته در خراسان و در برابر مردان، در وضعیت کمقدری و ناتوانی قرار داشتند، مانند زنان خانهدار.
امروز شرم ناید آزاده زادگان راکردن به پیش ترکان پشت از طمع دوتائی؟
هوش مصنوعی: امروز دیگر افراد آزاده از اینکه به خاطر منافع دنیوی به ترکها تکیه کنند، شرمنده نیستند.
آب طمع ببردهست از خلق، شرم یاربما را تویی نگهبان زین آفت سمائی
هوش مصنوعی: ای خدا، آب طمع از انسانها را گرفته و موجب شرم ما شده است. ما را تو به عنوان نگهبان در مقابل این آفت آسمانی حفظ کن.
تو شعرهای حجت بر خویشتن به حجتبرخوان اگر کهن گشت آن گفتهٔ کسائی
هوش مصنوعی: اگر شعرهای حجت را به عنوان دلیل بر خودت بخوانی، اگرچه آن گفتهٔ کسائی کهن باشد، به آن دلیل بسنده نکن.