قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۶
هوش مصنوعی: شعر به توصیف دنیا به عنوان یک دیو غدار و فریبکار میپردازد که در ظاهر زیبا و باغی پر از گل است، اما زیر هر گل، خاری پنهان شده است. شاعر تأکید میکند که در این دنیا ممکن است آرزوها برآورده نشود و افراد به دام مکر و فریب این دیو گرفتار شوند. او هشدار میدهد که نباید به ظاهر زیبای دنیا دلخوش شد، چرا که در نهایت هیچ چیز ثابت و دائمی نیست و افراد ممکن است در برابر زشتیها و فریبهای آن آسیب ببینند. دنیا به مثابه یک بازی است که همواره تغییر میکند و زیباییهای آن موقتی و فریبنده هستند. در نهایت، شاعر نگران حال انسانهاست که بدون آگاهی و درک در این دنیا غرق شدهاند و به دامهای آن خود را تسلیم میکنند.
دیوی است جهان پیر و غداریکهش نیست به مکر و جادوی یاری
هوش مصنوعی: جهان مانند یک دیو پیر و فریبنده است که هیچکس نمیتواند با فریب و جادو به مقابله با آن بپردازد.
باغی است پر از گل طری لیکنبنهفته به زیر هر گلی خاری
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی و ظرافتهای یک باغ پر از گل اشاره میکند، اما نکتهای را هم به تصویر میکشد که در زیر هر گل زیبایی، خارهایی نیز وجود دارند. به عبارتی، هرچند که زیبایی و طراوت در یک جا وجود دارد، اما مشکلات و چالشها نیز در کنار آن هستند.
گر نیست مراد خستن دستتزین باغ بسند کن به دیداری
هوش مصنوعی: اگر به خواستهات نرسی و از این تلاش خسته شوی، بهتر است از این باغ دست بکشی و به دیدار کسی بروی که دلخواهت است.
این بلعجبی است، خوش کجا باشداز بازی او مگر که نظاری
هوش مصنوعی: این واقعاً شگفتانگیز است که خوشحالی و لذت از بازی او کجا میتواند باشد جز در حالتی که کسی نظارگر باشد.
زنهار مشو فتنه برو زیراحوری است ز دور و خوبگفتاری
هوش مصنوعی: مواظب باش به فتنه مبتلا نشوی، چون در دوردست، زنان زیبا و خوشگو هستند.
بشکست هزار بار پیمانتآگه نشدی ز خوی او باری
هوش مصنوعی: هر بار که پیمانت شکسته، تو هنوز متوجه رفتار او نشدی.
لیکن چو به دام خویش آوردتگرگی است به فعل و زشت کفتاری
هوش مصنوعی: اما وقتی که تو را در دام خودش گرفتار کند، به مانند گرگی است که به رفتار زشت و شیطانی خود ادامه میدهد.
صد سالت اگر ز مکر او گویمخوانده نشود خطی ز طوماری
هوش مصنوعی: اگر صد سال هم از نیرنگ و فریب او بگویم، باز هم هیچ چیزی از آن در کتابی نوشته نخواهد شد.
روز و شب بیخ ما همیبردغمری نرم است و گول طراری
هوش مصنوعی: روز و شب بدون توقف به ما غم و اندوه میدهد، اما به طور آرام و فریبندهای.
هر روز یکی لباس نو پوشداز بهر فریب نو خریداری
هوش مصنوعی: هر روز یک نفر لباس تازهای میپوشد تا دیگران را بفریبد و خود را تازهتراشیده و جذاب نشان دهد.
روزی سقطی شکار او باشدروزی شاهی و نامبرداری
هوش مصنوعی: زندگی ممکن است گاهی به شرایط متفاوتی منجر شود؛ روزی انسان به اوج قدرت و مقام میرسد و روزی دیگر ممکن است به شدت دچار مشکلات و ناکامیها شود.
فرقی نکند میان نیک و بدمستی نشناسد او ز هشیاری
هوش مصنوعی: مستی بههیچوجه تفاوتی بین خوب و بد نمیگذارد و در حالت هشیاری هم این تمایز برای او وجود ندارد.
ماری است کزو کسی نخواهد رستاز خلق جهان بهجمله دیّاری
هوش مصنوعی: موجودی وجود دارد که هیچکس نمیتواند از آن خلاص شود و همه مردم در دنیا به نوعی به آن وابستهاند.
زین پیش جز از وفای آزادانکاریش نبود نه بیاواری
هوش مصنوعی: قبل از این، کسی جز آزادگان به او وفا نداشت و او به هیچ کس اعتماد نمیکرد.
مر طغرل ترکمان و چغری رابا تخت نبود و با مهی کاری
هوش مصنوعی: طغرل ترکمان و چغری در مقام و شکوه خود فاقد تخت و تاج بودند و تنها به خاطر مهارت و تواناییهایشان شناخته شده بودند.
استاده بدی به بامیان شیریبنشسته به عزّ در پشین شاری
هوش مصنوعی: در بامیان، یک شیر قدرتمند با عزت و عظمت نشسته است و به همه نشان میدهد که در این مکان چه جلال و شکوهی حاکم است.
بر هر طرفی نشسته هشیاریگسترده به داد و عدل آثاری
هوش مصنوعی: در هر سو نشان از آگاهی و هوشیاری وجود دارد که به برقراری عدالت و نظم کمک میکند.
از فعل بد خسان این امتناگاه چنین بخاست آواری
هوش مصنوعی: از عمل زشت و ناپسند برخی از افراد این ملت، ناگهان چنین بلایی بر سر آنها نازل شد.
ابلیس لعین بدین زمین اندرذریّت خویش دید بسیاری
هوش مصنوعی: ابلیس پلید در این زمین فرزندان خود را بسیار دید.
یک چند به زاهدی پدید آمدبر صورت خوب طیلسانداری
هوش مصنوعی: مدتی به زاهدی توجه کردم و زیبایی چهرهات مرا تحت تأثیر قرار داد.
بگشاد به دین درون در حیلتبرساخت به پیش خویش بازاری
هوش مصنوعی: به طریقی هوشمندانه و با تدبیر، در دل خود را به روی اندیشهها و ایدههای جدید گشوده و بازاری نو برای خود ایجاد کرده است.
گفتا که «اگر کسی به صد دورانبوده است ستمگری و جباری
هوش مصنوعی: گفت: «اگر کسی در صد دوره، ستمگر و سرپرستی بوده باشد...»
چون گفت که لا اله الا اللهنایدش به روی هیچ دشواری»
هوش مصنوعی: زمانی که شخصی کلمه «لا اله الا الله» را بر زبان بیاورد، هیچ مشکل و مانعی نمیتواند بر سر راه او قرار گیرد.
تا هیچ نماند ازو بدین فتویدر بلخ بدی و نه گنهکاری
هوش مصنوعی: در بلخ هیچگونه فساد یا گناهی باقی نخواهد ماند.
وین خلق همه تبه شد و برپزدهرکس به دلش ز کفر مسماری
هوش مصنوعی: این مردم همگی نابود شدند و هر کس به دل خود با کفر و بیایمانی به جنگ برخاست.
هر زشت و خطای تو سوی مفتیخوب است و روا چو دید دیناری
هوش مصنوعی: هر ناپسندی و خطایی که تو انجام دهی، در نظر مفتی (فقیه) نیکو و مجاز به نظر میرسد، به شرطی که پولی برایش وجود داشته باشد.
ور زاهدی و ندادهای رشوتیابیش درست همچو دیواری
هوش مصنوعی: اگر زاهدی هستی و رشوهای ندادهای، پس رفتار تو درست مانند دیواری است که پابرجاست و بیتغییر میماند.
گوید که «مرا به درد سر داردهر بیخردی و هر سبکساری»
هوش مصنوعی: میگوید که هر کسی که احمق و بیفکر باشد، برای من دردسر ایجاد میکند و به من آسیب میزند.
و امروز به مهتری برون آمدبا درقه و تیغ چون ستمگاری
هوش مصنوعی: امروز شخصی با شجاعت و سلاح از خانه بیرون آمد، مانند شخصی که در مقام ستمگری است.
گوید که «نبود مر خراسان رازین پیش چو من سری و دستاری»
هوش مصنوعی: میگوید که «خراسان از این پس دیگر کسی مانند من نخواهد داشت با این مقام و ویژگیها».
خاتون و بگ و تگین شده اکنونهر ناکس و بنده و پرستاری
هوش مصنوعی: خانم و بزرگان اکنون هر شخص بینام و نشان و غلام و خدمتکاری شدهاند.
باغی بود این که هر درختی زوحری بودی و خوبکرداری
هوش مصنوعی: در این باغ، هر درختی ویژگیهای خوب و پسندیدهای داشت و از نظر اخلاقی نیز خوب بود.
در هر چمنی نشسته دهقانیاین چون سمنی و آن چو گلناری
هوش مصنوعی: در هر دشت و صحرا، کشاورزی به چشم میخورد که یکی مانند گلی زیبا و دیگری شبیه گیاه سرسبز است.
پر طوطی و عندلیب اشجارشبیهیچ بلا و شور و پیکاری
هوش مصنوعی: درختان او پر از طوطی و بلبل هستند و زندگی در آنجا بدون هیچ دردسر و جنگ و جدالی میگذرد.
دیوی ره یافت اندر این بستانبد فعلی و ریمنی و غداری
هوش مصنوعی: دیوی به این باغ وارد شده است که دارای ویژگیهای ناپسند و فریبنده است.
بشکست و بکند سرو آزادهبنشاند به جای او سپیداری
هوش مصنوعی: سرو آزاده شکست و از جای خودش کنار رفت و به جایش درخت سپیداری نشسته است.
ننشست ازان سپس در این بستانجز کرگس مردهخوار، طیاری
هوش مصنوعی: در این باغ دیگر کسی جز کرکسهایی که مردار میخورند، باقی نمانده است.
وز شومی او همی برون آیداز شاخ به جای برگ او ماری
هوش مصنوعی: از بدبختی او، درخت به جای شاخههای برگدارش، مارهایی را بیرون میآورد.
گشتند رهی او ز نادانیهر بیهنری و هر نگونساری
هوش مصنوعی: به خاطر نادانی، هر کسی که بیاستعداد و بیکفايت باشد، از راه او منحرف میشود.
اقرار به بندگی او دادهبیهیچ غمی و هیچ تیماری
هوش مصنوعی: به او به عنوان پروردگار خود اعتراف کرده و در این راه هیچ دلنگرانی یا نیازی به مراقبت ندارد.
من گشته هزیمتی به یمگان دربیهیچ گنه شده به زنهاری
هوش مصنوعی: من در دورانی سخت و دشوار به سر میبرم و بدون اینکه مرتکب خطایی شده باشم، به حمایت و پشتیبانی نیاز دارم.
چون دیو ببرد خان و مان از منبه زین به جان نیافتم غاری
هوش مصنوعی: وقتی که دیو خانه و زندگیام را از من گرفت، به زین نشستم و از جانم نگذشتم، بلکه به دنبال پناهگاهی بودم.
ماندهاست چو من در این زمین حیرانهر زاهد و عابدی و بنداری
هوش مصنوعی: در این زمین، هر زاهد و عابد و بندۀ که در جستجوی حقیقت است، همانند من سردرگم و گیج مانده است.
بیچاره شود به دست مستان درهشیار اگرچه هست عیاری
هوش مصنوعی: اگرچه فردی با عقل و آگاهی است، اما در دست مستها و بیپرواها، او نیز دچار مشکل و بدبختی میشود.
یک حرف جواب نشنود هرگزهرچند که گفت مست خرواری
هوش مصنوعی: هرگز پاسخی نخواهد شنید، حتی اگر مستانه بسیار سخن بگوید.
ای مانده چو من بدین زمین اندربیمار نه و مثل چو بیماری
هوش مصنوعی: تو هم مانند من در این زمین سرد و بیرحم گیر افتادهای، همچون بیماری که در رنج و عذابی دائمی قرار دارد.
هرچند که خوار و رنجهای منگرزنهار به روی ناسزاواری
هوش مصنوعی: با وجود اینکه ممکن است تو در شرایط سخت و ناگوار قرار داشته باشی، اما لطفاً به دیگران نگاه نکن و از زشتگویی پرهیز کن.
زنار، اگرچه قیمتی باشد،خیره کمری مده به زناری
هوش مصنوعی: هر چند که زنار (زنجیری که دور کمر میبندند) ممکن است ارزشمند باشد، اما نباید دلبستگی و وابستگی خود را به آن نشان دهی.
چون کار جهان چنین فرا شوبدسر بر کند از جهان جهانداری
هوش مصنوعی: وقتی که اوضاع دنیا به این صورت پیش برود، انسان از مقام رهبری و مدیریت جهان سر بر میدارد و از آن فاصله میگیرد.
چون دود بلند شد به هر حالیسر بر زند از میان او ناری
هوش مصنوعی: وقتی دود به آسمان میرود، در هر حالتی از دل آن شعلهای به بالا میآید.
این دیو هزیمتی است اینجا درمنگر تو بدانکه ساخت کاچاری
هوش مصنوعی: این موجود وحشتناک در درون من است و به آن نگاه نکن، زیرا آن معصوم نیست و از ترس و وحشت ساخته شده است.
آن خانه که عنکبوت برسازدتا صید مگس کند چو مکاری
هوش مصنوعی: خانهای که عنکبوت میسازد تا مگس را شکار کند، تنها به کار فریب و دام زدن میآید.
پس زود کندش ساخته لیکنگنجشک بدردی به منقاری
هوش مصنوعی: پس از آنکه کارها به سرعت انجام میشود، اما گنجشک همچنان به خاطر منقار خود دچار درد و رنج است.
گر باز به دام او درآویزدعاری بود آن و سهمگن عاری
هوش مصنوعی: اگر دوباره در دام او بیفتد، بیگناه خواهد بود و این بار بار سنگینی بر دوش او نیست.
ای باز سپید و خورده کبگان رامردار مخور به سان ناهاری
هوش مصنوعی: ای پرنده سفید، لاشهها را نخور، مانند غذایی که به عنوان ناهار میخوری.
بنشین بی کار ازانکه بیکاریبه زانکه کنی بخیره بیگاری
هوش مصنوعی: بنشین و بیکار باش، زیرا بیکاری بهتر از این است که آنقدر مشغول شوی که در عوض کار بیهوده انجام بدهی.
یک سو کش سرت ازین گشن لشکربیهوده مرو پس گشن ساری
هوش مصنوعی: سر خود را از این لشکر گرسنه به یک سو بکش و بیهوده نرو، پس از گرسنگی رهایی خواهی یافت.
این خوب سخن بخیره از حجتهمواره مده به هر سخن خواری
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که باید مراقب سخنان خود باشیم و آنها را به طور صحیح و محترمانه بیان کنیم. نباید هر چیزی را به راحتی و با بیاحترامی بگوییم، حتی اگر دلیل محکمی برای آن داشته باشیم.