قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۱
هوش مصنوعی: این متن به طرز بسیار شاعرانهای تأکید بر اهمیت علم و دین دارد و هشدار میدهد که بدون علم، انسان به جهل و فریب دنیا گرفتار میشود. شاعر به فرد مخاطب اشاره میکند که اگرچه ممکن است ظاهراً مشغول بازیهای دنیوی باشد، اما باید نگاه عمیقتری به زندگی خود داشته باشد و درک کند که تنها با علم به درستی میتواند از زندگی بهرهمند شود. او از او میخواهد که به عواقب جهل و غرق شدن در لذات دنیوی توجه کند و به جستجوی حقیقت و علم بپردازد. بهعلاوه، شوخی و فریبکاریها در دنیا را نقد میکند و از او میخواهد که به روشنگری و درک عمیقتری از دین و زندگی بپردازد. در نهایت، متن بر این نکته تأکید میکند که علم و دین بایستی در هم پیوند بخورند تا انسان بتواند از زندگیاش به درستی بهرهبرداری کند.
ای گشته سوار جلد بر تازیخر پیش سوار علم چون تازی؟
هوش مصنوعی: ای شخصی که بر اسب تندرو سوار شدهای، در پیشگاه علم و دانش مانند یک اسب تازی هستی؟
تازیت ز بهر علم و دین بایدبیعلم یکی است رازی و تازی
هوش مصنوعی: برای تعالی علم و دین، باید از نادانی دوری جست. در حقیقت، میان کسی که بیعلم است و کسی که عالم است، تفاوتی وجود ندارد.
گر تازی و علم را به دست آریشاید که به هردو سر بیفرازی
هوش مصنوعی: اگر توانایی و دانش را در اختیار داشته باشی، ممکن است در هر دو زمینه موفق شوی و در بالاترین سطح قرار بگیری.
بیعلم به دست ناید از تازیجز چاکری و فسوس و طنازی
هوش مصنوعی: بدون علم و دانش، نمیتوان به چیزی جز خدمتگزاری و چاپلوسی و ناز و ادا دست یافت.
نازت ز طریق علم دین بایدنازش چه کنی به شعر اهوازی؟
هوش مصنوعی: ناز و زیبایی تو باید با علم دین و معرفت همراه باشد، نه صرفاً با شعر و غزل.
ای بر ره بازی اوفتاده بسیک ره برهی ازین ره بازی
هوش مصنوعی: ای کسی که در بازی عشق گرفتار شدهای، اگر فقط یک بار از این بازی آزاد شوی، میتوانی از آن رها شوی.
از طاعت خفتهای و بر بازیچون باز به ابر بر به پروازی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در خواب فرمانبرداری به سر میبری و همچون باز در حال پرواز به آسمانهای بلند هستی.
بازی است زمانه بس ربایندهبا باز زمانه چون کنی بازی
هوش مصنوعی: زندگی مانند یک بازی است که بسیار فریبنده و دلپذیر است. اما وقتی خودت وارد این بازی میشوی، متوجه میشوی که زمانه نیز از تو میخواهد در این بازی شرکت کنی.
بازی رسنی نه معتمد باشدبس بگسلد این رسنت، ایا غازی
هوش مصنوعی: بازی با بند یا طناب اطمینانپذیر نیست، زیرا این بند ممکن است پاره شود و اتفاقی بیفتد.
ای دیو دوان چرا نمیبینیاز جهل نشیب دهر از افرازی
هوش مصنوعی: ای موجود شریر، چرا نمیبینی که در نتیجه نادانی، دنیا به سمت سقوط رفته و از اوج خود پایین آمده است؟
تازنده زمان چو دیو میتازدتو از پس دیو خیره میتازی
هوش مصنوعی: زمان همچون دیو قدرتمندی به سرعت پیش میرود و تو هم در این رقابت با آن، با دقت و تمرکز حرکت میکنی.
بازی ز کجات میفراز آیدای مانده به قعر چاه صد بازی؟
هوش مصنوعی: این شخص از کجا قدرت انجام بازی را به دست میآورد؟ تو که گرفتار عمق چاه هستی، چه بازیهایی میتوانی انجام بدهی؟
رازی است بزرگ زیر چرخ اندربیدین تو نه اهل آن چنان رازی
هوش مصنوعی: یک راز بزرگ در زیر آسمان وجود دارد و تو که به آن راز بیاعتنا هستی، اهل درک و فهم آن نیستی.
انبازانند دینت با دنیاچون با تن توست جان به انبازی
هوش مصنوعی: دوستان و همنشینان دین تو، مانند دوستی با دنیا هستند، زیرا جان تو به مانند جسمت به این دوستی وابسته است.
دنیا به تگ اندر است دینت کو؟بیدین به جهان چرا همی نازی؟
هوش مصنوعی: دنیا در حال تغییر و تلاطم است، پس دین و ایمان تو کجاست؟ کسی که بیدین است، چرا در این جهان خود را مغرور میداند؟
غرقه شدهای به بحر دنیا دریا هیچ همی به دین نپردازی
هوش مصنوعی: در دنیای پرغوغای زندگی غوطهور شدهای و توجهی به دین و آموزههای معنوی نداری.
با آز هگرز دین نیامیزدتو رانده ز دین به لشکر آزی
هوش مصنوعی: اگر با آز و طمع به دنیا بپردازی، از دین و اصول آن دور میمانی و در قلبت جایگاهی برای ایمان نخواهی داشت.
آواز گلوی بخت شوم آزستتو فتنه شده برین به آوازی
هوش مصنوعی: صدای شومی از بخت من برخاسته و تو به خاطر این صدا دچار هیجان و فتنه شدهای.
غمز است هر آنچهت آز میگویدمشنو به گزاف از آز غمازی
هوش مصنوعی: هر چیزی که به تو دربارهی آز و رنج میگوید، به آن توجه نکن؛ زیرا این حرفها فقط برای فریب و ایجاد غم هستند.
با دهر که با تو حیلهها سازدای غره شده چرا همی سازی؟
هوش مصنوعی: با زمانهای که برای تو ترفندها میبافد، ای کسی که به خود مغرور شدهای، چرا تو هم به همین کار ادامه میدهی؟
بنگر که جهانت میبینجامدهر روز تو کار نو، چه آغازی؟
هوش مصنوعی: به اطرافت نگاه کن و ببین که دنیا هر روز چگونه تغییر میکند. هر روز با چه چیز جدیدی آغاز میشود؟
آن را کهت ازو همی رسد خواریای خواریدوست خیره چه نوازی
هوش مصنوعی: اگر به کسی که از او رنجیدهای، محبت کنی و او را از خود دور بدان، بیفایده است. این کار جز به خودت آسیب میزند.
ای بز و زبون تن ز بهر تنهمواره چرا زبون بزازی
هوش مصنوعی: چرا همیشه به فکر نیازهای جسمی خود هستی و هیچ توجهی به کمک به دیگران نداری؟
این جاهل را به بز چون پوشیدر طاعت و علم خویش نگدازی
هوش مصنوعی: این نادان را با حرکات و رفتارهایش، مانند بیرون رفتن از لباس خود، در کارهای خود سست و ناتوان نکن.
تا کی بود این بنا طرازیدن؟چون خوابگه قدیم نطرازی؟
هوش مصنوعی: این حکایت از این دارد که تا کی باید به ساخت و ساز و ظواهر دنیا توجه کرد؟ آیا نباید به جایگاه واقعی و اصلی خود که همان خوابگاه جاودانه است، فکر کنیم؟
ای حجت، کاز خرد باشدهمواره تو زین بدل در این کازی
هوش مصنوعی: ای حجت، همیشه از خرد تو به این دلیل در این کار (وظیفه) هستی.