قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۵
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف تجربههای انسانی و چالشهای زندگی میپردازد. شاعر با استفاده از استعارهها و نمادها، به بررسی وجود و عدم، روز و شب، و تجربیات عاطفی میپردازد. به ویژه، به رابطه میان علم و جهل، امید و ناامیدی، و درک واقعیات زندگی اشاره میکند. او به این نکته تأکید دارد که نباید به دنیای مادی و زودگذر دل خوش کنیم و باید از علم و حکمت استفاده کنیم. در پایان، شاعر به اهمیت ایمنی در زندگی و دوستی با علم و حکمت اشاره میکند و اهمیت پرهیز از دنیاگرایی و فریبندگی آن را متذکر میشود.
نگه کن سحرگه به زرین حسامینهان کرده در لاژوردین نیامی
هوش مصنوعی: به صبحگاه نگاه کن که دانههای طلایی را در آبی عمیق پنهان کرده است.
که خوش خوش برآردش ازو دست عالمچو برقی که بیرون کشی از غمامی
هوش مصنوعی: وقتی عالم از وجود او دست برمیدارد، شاد و خوشحال خواهد شد، مانند برقی که از ابرها بیرون میجهد.
یکی گند پیر است شب زشت و زنگیکه زاید همی خوب رومی غلامی
هوش مصنوعی: یک گند و زشتی شب، به دنبال خود زیبایی و خوبی را به وجود میآورد، مانند اینکه از دل یک وضعیت ناپسند، شخصی زیبا و خوشقامت ظاهر میشود.
وجود از عدم همچنین گشت پیدااز اول که نوری کنون از ظلامی
هوش مصنوعی: وجود از عدم به شکلی پیدا شد که از ابتدا، نوری که اکنون میبینیم، از تاریکی پدید آمده است.
مپندار بر روز شب را مقدمچو هر بیتفکر یلهگوی عامی
هوش مصنوعی: نگران نباش که شب بر روز برتری دارد، زیرا هر کسی که بدون تفکر و تنها بر اساس سخنان عوام فکر کند، به اشتباه میافتد.
که شب نیست جز نیستیی روز چیزینه بیخانهای هست موجود بامی
هوش مصنوعی: شب تنها همان نیستی روز است، و چیزی در آن نیست. هیچچیز در این عدم وجود ندارد، مثل اینکه کسی بدون سقفی باشد.
اگر چند هر پختنی خام باشدنه چون تر و پخته بود خشک و خامی
هوش مصنوعی: اگر چیزی هنوز به طور کامل آماده نشده باشد، نمیتوان آن را به درستی مورد قضاوت قرار داد. در واقع، در حالی که ممکن است ظاهر یا وضعیت آن تغییر کند، هنوز اساساً خام و نپخته است.
نظامی به از بینظامی وگرچهنظامی نگیرد مگر بینظامی
هوش مصنوعی: بهتر است که وضعیت منظم و سازمانیافتهای داشته باشیم، حتی اگر در آن حالت کامل نباشیم، زیرا بینظمی هرگز نمیتواند به ما نظم بدهد.
بسوی تمامی رود بودنیهابه قوت تمام است هر ناتمامی
هوش مصنوعی: هر ناتمامی با تمام توان به سمت تمام شدن و به مقصد رسیدن میرود.
تو در راه عمری همیشه شتاباندر این ره نشایدت کردن مقامی
هوش مصنوعی: تو در مسیر زندگی همواره با شتاب حرکت میکنی و در این راه نمیتوانی به مقام و جایگاهی دست یابی.
به منزل رسی گرچه دیر است، روزیچو میبری از راه هر روز گامی
هوش مصنوعی: اگرچه به خانه رسیدن دیر میشود، ولی مهم این است که هر روز با یک قدم به سوی هدف پیش بروی.
نبینی کهت افگند چون مرغ نادانز روز و شبان دهر در پیسه دامی؟
هوش مصنوعی: آیا نمیبینی که مانند یک پرنده نادان، روز و شب زندگی در پی تلهای گرفتار شدهای؟
نویدت دهد هر زمانی به فردانویدی که آن را نباشد خرامی
هوش مصنوعی: هر لحظه به تو نوید میدهد که فردا خبری خوش خواهد آمد، اما آن خبر هرگز با آرامش نمیآید.
که را داد تا تو همی چشم داریفزون از لباس و شراب و طعامی؟
هوش مصنوعی: کیست که به تو داده تا بتوانی بیشتر از لباس، شراب و غذا داشته باشی؟
منش پنجه و هشت سال آزمودمنکرد او به کارم فزون زین قیامی
هوش مصنوعی: من در طول 58 سال تجربه به دست آوردهام و این اقدام و کوشش من هیچگونه افزایشی در کارهایم نداشته است.
یکی مرکبی داده بودم رمندهازین سرکشی بدخوئی بد لگامی
هوش مصنوعی: من یک اسب تند و تیز به کسی داده بودم که به خاطر سرکشی و بد رفتاریاش از کنترل خارج شده است.
همی تاخت یک چند چون دیو شرزهپس هر مرادی و عیشی و کامی
هوش مصنوعی: چند لحظهای مانند دیو خشمگین دوید و سپس همه آرزوها و لذتها و شادیها نصیبش شد.
مرا دید بر مرکبی تند و سرکشحکیمی کریمی امامی همامی
هوش مصنوعی: شخصی را دیدم که بر اسبی تند و نیرومند نشسته بود؛ او حکیمی با کرامت و مقام بلند بود.
«چرا» گفت ک «این را لگامی نسازیکه با آن ازو نیز ناید دلامی؟»
هوش مصنوعی: چرا نمیگویی که این کار را به گونهای انجام دهی که دیگر از آن دلتنگ نشوی؟
ز هر کس بجستم فساری و قیدیبهر رایضی نیز دادم پیامی
هوش مصنوعی: از هر کسی که جستجو کردم، به دنبال آزادی و رهایی بودم و برای رسیدن به آن نیز پیامی فرستادم.
نشد نرم و ناسود تا بر نکردمبسر بر مر او را ز عقل اوستامی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که زمانی که نتوانستم نرمش و نرمی را در خودم ایجاد کنم، تصمیم گرفتم که از سر عقل خودم به او توجه کنم یا او را در نظر بگیرم. در واقع، به نوعی نشان میدهد که عقل و درک انسانی میتواند در رفتار و احساسات تأثیرگذار باشد.
کنون هر حکیمی به اندیشه گویدکه هرگز ندیدم چنین نرم و رامی
هوش مصنوعی: اکنون هر دانشمندی به فکر میگوید که هرگز موجودی را به این نرمی و آرامی ندیدهام.
طمع بود آنکهم همی تاخت هرسوشب و روز با من همی زد لطامی
هوش مصنوعی: آرزومند بودم که در هر جا و هر لحظه، خوشبختی و کامیابی به سمتم بیاید و من را همراهی کند.
چو زو بازگشتم ندیدم به عاجلبه دنیا و دین خود اندر قوامی
هوش مصنوعی: وقتی به او برگشتم، در کوتاهترین زمان نتوانستم در زندگی و دینم استحکام و ثباتی پیدا کنم.
جهان هرچه دادت همی باز خواهدنهاده است بیآب رخ چون رخامی
هوش مصنوعی: جهان هر چه به تو بخشیده است، در نهایت باز خواهد گرفت. همانطور که صورت یک آینه، بینور و خالی میشود، تو نیز بدون آب و زندگی خواهی ماند.
به هر دم کشیدن همی وام خواهیبهر دم زدن میدهی باز وامی
هوش مصنوعی: هر بار که نفس میکشی، از زندگی و چیزهای گرانبها درخواست میکنی، ولی برای هر بار نفس کشیدن، چیزهایی را که داری نیز باید بدهی.
کم از دم چه باشد، چو میباز خواهدچرا چشم داری عطا زو حطامی؟
هوش مصنوعی: کم از دم چه باشد، یعنی از لحظهای که میگذرد چه چیز کم یا زیاد میشود. اگر کسی به خاطر کمیهای زندگی دلگیر است، چرا باید به عطاهایی که از فردی به او میرسد امید داشته باشد؟ این نشان میدهد که نباید به چیزهای ظاهری یا گذرا دل بست، بلکه باید به حقیقت زندگی و ارزشهای خود توجه کرد.
که دیدی که زو نعرهای زد به شادیکه زو برنیاورد ای وای مامی؟
هوش مصنوعی: آیا دیدهای که چگونه او با شادی فریادی سر داد، اما در عین حال از او به خاطر بیخبری و بیتوجهی نالید؟
که بودی آنکه بخرید سودی ز عالمکه نستد فزون از مصیبت ورامی؟
هوش مصنوعی: کسی که از آسیبها و سختیهای دنیا سودی به دست نیاورد، چه کسی است که چنین کاری را کرده باشد؟
حذر دار تا ریش نکندت ازیراحسامی است این، ای برادر، حسامی
هوش مصنوعی: مراقب باش تا به تو آسیب نرساند، زیرا این شخص مانند تیشهای خطرناک است، ای برادر، خیلی مواظب باش.
مرا دانی از وی که کردهاست ایمن؟کریمی حکیمی همامی امامی
هوش مصنوعی: آیا میدانی که او چه کسی است که مرا در برابر خطرات ایمن کرده است؟ او کریم و حکیم و بزرگوار است.
که فانی جهان از فنا امن یابداگر زو بیابد جواب سلامی
هوش مصنوعی: اگر به کلامی از فنا و زوال این دنیا نگاهی بیندازیم، میفهمیم که اگر کسی از آن بگذرد و پاسخ سلامی را دریافت کند، در واقع به امنیت و آرامش میرسد.
اگر صورتش را ندیدی ندیدیبه دین بر ز یزدان دادار نامی
هوش مصنوعی: اگر چهرهاش را ندیدی، در واقع چیزی را از دست ندادهای، چون او به عنوان آفریدهای از طرف یزدان، ویژگیهای خاص خود را دارد.
وگر لشکر او ندیدی نبیندچنان جز به محشر دو چشمت زحامی
هوش مصنوعی: اگر لشکر او را ندیدی، چشمانت نمیتواند چنین صحنهای را جز در روز قیامت بیند.
به جودش بشست این جهان دست از مننه جوری کشم زو نه نیز انتقامی
هوش مصنوعی: به خاطر بخشش او، این دنیا از من دست کشیده است، نه از او چیزی میطلبم و نه انتقامی میگیرم.
برابر شدم بیطمع با امیریکه بایدش بیچاشت از شام شامی
هوش مصنوعی: من بیهیچ خواستهای در برابر امیری قرار گرفتم که باید بدون هیچ تردیدی از شام، شامی را بپذیرد.
چو من هر حلالی بدو باز دادمچگونه فریبد مرا زو حرامی؟
هوش مصنوعی: چطور ممکن است که کسی که من هر چیز حلالی را به او دادهام، مرا با چیزی که حرام است فریب دهد؟
سرم زیر فرمان شاهی نیاردنه تختی نه گاهی نه رودی نه جامی
هوش مصنوعی: من هرگز زیر بار فرمان کسی نمیروم، نه سلطنتی، نه تختی، نه مکانی برای استراحت، نه حتی نوشیدنیای برای سرگرمی.