قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۵
هوش مصنوعی: این شعر به بیان نکاتی در مورد خویشتنداری و اصلاح نفس میپردازد. شاعر تأکید میکند که هرچند در ظاهر ممکن است افراد به یکدیگر ناپسند باشند، در باطن آنها لزوم انصاف و انسانیت وجود دارد. او به این نکته اشاره میکند که هر کس اگر در اشتباه یا گناهی باشد، باید از آن درس بگیرد و به سوی اصلاح خویش قدم بگذارد. همچنین، شاعر به تمایز میان راستی و کاستیهای فردی اشاره میکند و به خودآگاهی افراد در شناخت ایراداتشان توصیه میکند. در نهایت، او به این باور میرسد که خداوند هر فردی را با هدف خاصی خلق کرده و انسانها باید در راستای هدفهای الهی خود گام بردارند و از موانع عبور کنند.
جهانا چه در خورد و بایستهای!وگر چند با کس نپایستهای
هوش مصنوعی: به دنیا چه نیازی داری و چه چیزهایی برایت ضروری است! هر چند که شاید با کسی توافق نداشته باشی.
به ظاهر چو در دیده خس ناخوشیبه باطن چو دو دیده بایستهای
هوش مصنوعی: اگرچه در نگاه اول به نظر میرسد که گل خس را زیبا نمیبینی، اما در درون، حقیقتی است که باید آن را درک کنی.
اگر بستهای را گهی بشکنیشکسته بسی نیز هم بستهای
هوش مصنوعی: اگر گاه و بیگاه در کارها به نقصی یا اشتباهی دچار شوی، باید بدان که این مشکل ممکن است بارها تکرار شود و عادت به اشتباه کردن در آن کار برای تو ایجاد خواهد شد.
چو آلودهای بینی آلودهایولیکن سوی شستگان شستهای
هوش مصنوعی: اگر خود را در وضعیت ناهنجاری ببینی، درک کن که دیگران هم به همین شکل هستند؛ اما تو باید به کسانی که پاک و تمیزند روی بیاوری.
کسی کو تو را مینکوهش کندبگویش: هنوزم ندانستهای
هوش مصنوعی: اگر کسی به تو انتقاد کند، به او بگو: هنوز نمیدانی چه خبر است.
بیابی ز من شرم و آهستگیاگر شرمگن مرد و آهستهای
هوش مصنوعی: اگر تو شرم و آرامش را از من بگیری، من هم به تبع آن، دیگر خجالتزده و آرام نخواهم بود.
تو را من همه راستی دادهامتو از من همه کاستی جستهای
هوش مصنوعی: من تمام صداقت و درستکاری را به تو بخشیدهام، اما تو تنها نقصها و کمبودهای مرا دیدهای و از آنها استفاده کردهای.
زمن رستهای تو اگر بخردیبچه نکوهی آن را کزو رستهای؟
هوش مصنوعی: اگر تو عاقل و دانا بودی، نمیگفتی که به دلیل اینکه من از تو جدا شدهام، باید فرزندم را سرزنش کنی.
به من بر گذر داد ایزد تو راتو بر رهگذر پست چه نشستهای
هوش مصنوعی: خداوند تو را به من فرستاده، پس چرا در مسیر پست و بیاهمیت نشستهای؟
ز بهر تو ایزد درختی بکشتکه تو شاخی از بیخ او جستهای
هوش مصنوعی: خداوند به خاطر تو درختی را کاشته است که تو یکی از شاخههای آن هستی.
اگر کژ برو رستهای سوختیوگر راست بر رستهای رستهای
هوش مصنوعی: اگر از مسیر کج و غلط بروی، آسیب میبینی و اگر روی مسیر درست و راست بروی، به نتیجه خواهی رسید و پیشرفت خواهی کرد.
بسوزد کژیهات چون چوب کژنپرسد که بادام یا پستهای
هوش مصنوعی: آتش بگیرد کژیهای تو مانند چوب راست، نپرس که آیا بادام است یا پسته.
تو تیر خدائی سوی دشمنشبه تیرش چرا خویشتن خستهای؟
هوش مصنوعی: چرا خود را افسرده و ناراحت میکنی، در حالی که تو مانند تیر خدا هستی که دشمن را هدف میگیرد؟
چو بیراه و بیرسته گشتی، مراچه گوئی که بیراه و بیرستهای؟
هوش مصنوعی: وقتی خودت در مسیر نادرست و بیهدف هستی، چه چیزی میتوانی به من بگویی وقتی که خودت نیز در همان وضعیت قرار داری؟
چو دانش بیاری تو را خواستهاموگر دانش آری مرا خواستهای
هوش مصنوعی: اگر تو دانش بهدست آوری، من به دنبالت هستم و اگر دانش را به من بدهی، من به دنبال تو خواهم بود.