هوش مصنوعی: راوی پس از بازدید از بیت المقدس تصمیم میگیرد به مصر سفر کند و از آنجا به مکه برود. بهدلیل باد معکوس، مجبور میشود از مسیر خشکی به رمله برود و به عسقلان برسد. در عسقلان، مسجد کهنهای میبیند و سپس به طینه، بندری برای کشتیها، میرسد.
سپس به تنیس میرود، جزیرهای با شهری زیبا و بازارهای پرجنبوجوش. در این شهر دو مسجد و تعداد زیادی دکان وجود دارد و معروف به بافت بوقلمون و جامههای خاص است. راوی اشاره میکند که برای بافت این جامهها هزینههای هنگفتی صرف میشود، به طوری که مجهز بودن به این دستبافتهها برای برخی خاورمیانهایها ضروری است.
تنیس همچنین به دلیل محاسن آبهای شیرین نیل شهرت دارد که به تأمین آب در این جزیره کمک میکند. در این شهر، بازرگانان زیادی فعالیت میکنند و هر روز هزار دینار به خزانه سلطان مصر ارسال میشود. راوی به کیفیت بالا و نوآوریهای بافندگان اشاره میکند و همچنین داستانهایی درباره مشهورترین بافندگان و نیازهای خاص سلطان بیان میکند.
هوش مصنوعی: پس از ترک بیت المقدس، تصمیم گرفتم که به دریا بروم و به مصر سفر کنم و از آنجا به مکه بروم. اما باد مخالف بود و سفر دریایی امکانپذیر نبود. بنابراین به مسیر خشکی رفتم و از رمله عبور کردم. به شهری رسیدم که عسقلان نامیده میشد و دارای بازار و مسجد زیبایی بود. در آنجا طاقی بزرگ و سنگین وجود داشت که گفته میشد قبلاً مسجدی بوده و خراب کردن آن نیازمند هزینه زیادی است. از آنجا ادامه دادم و در مسیر، بادیهها و شهرهای زیادی را دیدم که توضیحشان طولانی میشود، بنابراین از آن گذشتن را مختصر کردم. به مکان دیگری رسیدم که طینه نام داشت و بندری برای کشتیها بود. و از آنجا به تنیس میرفتم.
هوش مصنوعی: در کشتی نشستم و به شهری به نام تنیس رفتم که جزیرهای است و از خشکی فاصله دارد. به طوری که از بامهای شهر نمیتوان سواحل را دید. این شهر، پرجمعیت و با بازارهای زیباست و دو مسجد بزرگ در آنجا وجود دارد. به نظر میرسد که حدود ده هزار مغازه در آنجا باشد و حدود صد مغازه مخصوص ادویهجات است. در تابستان، در بازارهای این شهر که آب و هوای گرم و رنجوری دارد، انواع مختلفی از کالاها فروخته میشود. همچنین، در آنجا انواع پارچههای رنگارنگ بافند که مخصوص عمامه و پوشاک زنان است. هیچ جا مانند تنیس این نوع پارچههای رنگی بافته نمیشود و پارچههای سفید نیز در دمیاط بافته میشوند. همچنین، پارچههایی که در کارخانه سلطانی بافته میشوند، به کسی فروخته نمیشوند و به دیگران داده نمیشوند.
هوش مصنوعی: شنیدم که شاه فارس بیست هزار دینار به تنیس فرستاده بود تا برای او یک دست لباس خاص بخرند، اما چند سال آنجا بودند و نتوانستند خرید کنند. در آنجا بافندگان معروفی هستند که لباسهای خاص میبافند. شنیدم کسی در آنجا تکهای از دستار سلطان مصر را بافته بود که بهاش پانصد دینار زر مغربی بود و من آن دستار را دیدم. گفتند که قیمت آن چهار هزار دینار مغربی است. همچنین شنیدم که بوقلمونهای تنیس در هیچ جای دیگر دنیا پیدا نمیشوند. آن لباسها به گونهای طلا بافی شدهاند که در هر ساعت از روز به رنگی دیگر در میآیند و بخشی از آن لباس را به مغرب و مشرق میفرستند. شنیدم که سلطان روم کسی را فرستاده بود و از سلطان مصر خواسته بود که صد شهر از ملک او را بگیرد و تنیس را به او بدهد، اما سلطان با این درخواست موافقت نکرد و او را از آن شهر قطر و بوقلمون بود.
وقتی که آب نیل زیاد میشود، آب تلخ دریا را از حوالی تنیس دور میکند به طوری که تا ده فرسنگ دورتر از شهر، آب دریا خوشگوار میشود. در آن زمان، در جزیره و شهر حوضهای بزرگ زیرزمینی ساختهاند و آنها را "مصانع" مینامند. وقتی که آب به این حوضها میریزد، آب دریا را در آنجا ذخیره میکنند و تا سال بعد از آن آب استفاده میکنند و به کسانی که بیشتر نیاز دارند میفروشند. همچنین، در این شهر تنیس، پنجاه هزار مرد زندگی میکنند و در طول زمان، هزار کشتی در حوالی شهر فعال هستند. بیشتر بازرگانان و سلطان از آنجا هستند، زیرا هر چیزی که لازم باشد باید به این شهر آورده شود که هیچ چیز دیگری وجود ندارد و تمام معاملات در این مکان به وسیله کشتی انجام میگیرد. همچنین، یک لشکر کامل به طور دائمی با سلاح در آنجا مستقر است تا از حمله فرنگیها و رومیها جلوگیری کند.
هوش مصنوعی: هر روز هزار دینار مغربی از یک مکان خاص به خزانه سلطان مصر منتقل میشود، به طوری که این مبلغ در روز مشخصی به خزانه میرسد. شخصی مسئول جمعآوری این مقدار است و مردم آن شهر در روز تعیینشده به او کمک میکنند، به طوری که هیچ چیزی از این مبلغ کم نمیشود و او از کسی به زور چیزی نمیگیرد. در آنجا، پارچه و مواد لازم برای سلطان با اجرت کامل به بافندگان داده میشود، به گونهای که مردم با میل و رغبت برای سلطان کار کنند و نه مثل دیگر مناطق که از طرف دیوان و سلطان به صنعتگران فشار میآورند. همچنین، لباسهایی برای شتران و نمدهایی برای اسبها به طور خاص برای سلطان بافته میشود. میوه و مواد غذایی شهر از نواحی مختلف مصر تأمین میشود. آنجا ابزار آهنی مانند قیچی و چاقو تولید میشود و من یک قیچی را دیدم که از آنجا به مصر آورده شده بود و قیمت آن پنج دینار مغربی بود. این قیچی به قدری بیکیفیت بود که وقتی میخ آن را در میآوردند، باز میشد و وقتی میخ را میکردند، به کار میافتاد.
هوش مصنوعی: در آن مکان، زنان در زمانهایی مشخص به حالتی دچار میشوند که مانند کسی که به خود میآید، چند بار فریاد میزنند و دوباره به حالت طبیعی برمیگردند. در خراسان هم شنیدهام که جزیرهای وجود دارد که زنان آنجا مانند گربهها به صدا درمیآیند و این به این شکل است که توضیح داده شد.